وب‌سایت موسسه روابط بین‌الملل کلینگندال هلند در یادداشتی نوشت: طبق قانون 1947 استقلال هند، کشمیر با اکثریت مسلمان در الحاق به هند یا پاکستان آزاد بود؛ اما هری سینگ، حاکم محلی، با اعطای این حق انتخاب به مردم مخالفت کرد و این منطقه را در یک برزخ سیاسی با مرزهای مناقشه آمیز انداخت.

از آن زمان، هند و پاکستان عمدتاً بر سر بخش مورد مناقشه کشمیر به جنگ‌های بسیاری مبادرت کرده‌اند. اوایل 2019، حمله‌ای تروریستی در منطقه کشمیر تحت اشغال هند، موجب بروز شدیدترین درگیری نظامی طی 10 سال اخیر شد. سپس در اوت 2019، هند به‌طور غیرمنتظره‌ای خودمختاری هفت‌ساله در بخش هندی کشمیر را لغو کرد که موجب تشدید تنش‌ها شد. این امر نشان می‌دهد که تاریخ سیاسی هند و پاکستان یک بازی با حاصل جمع صفر و توام با رقابت و رویارویی فزاینده‌ای است که در نهایت به مسابقه تسلیحات هسته‌ای بین این دو کشور منجر شده است.

تاریخچه رقابت هسته‌ای هند – پاکستان معروف و روشن است. برنامه هسته‌ای هند در سال 1964 آغاز شد و جاه‌طلبی‌های چین برای تبدیل‌شدن به قدرتی بزرگ نیز بر آن دامن زده است. در مقابل، رهبران پاکستان به برنامه هسته‌ای هند و تلاش این کشور برای دستیابی به هژمونی منطقه‌ای، واکنش نشان داده و آن را تهدیدی جدی برای امنیت پاکستان و ثبات این منطقه قلمداد کردند.

این عدم توازن بین دو کشور باعث شد که پاکستان به‌ناچار امنیت خود را بر توانمندی هسته‌ای استوار سازد و به برنامه تسلیحات هسته‌ای خاص خود مبادرت کند.

سرانجام، هنگامی‌که هند و پاکستان آزمایش‌های هسته‌ای خود را در می‌1998 انجام دادند، منطقه جنوب آسیا توجه جامعه جهانی را به خود جلب کرد. در طول دو دهه اخیر، توسعه تسلیحات هسته‌ای هند و پاکستان با الگویی از دشمنی و وابستگی متقابل امنیتی همراه بوده است. به نظر می‌رسد که هر دو طرف در گردابی از کنش- واکنش تسلیحات هسته‌ای و توسعه موشک‌های بالستیک گرفتار شده‌اند.

هند و پاکستان جزو معدود کشورهایی هستند که پیمان منع تکثیر تسلیحات هسته‌ای (ان پی تی) را تصویب و امضاء نکرده و آن را تبعیض‌آمیز می‌دانند. ازاین‌رو، هر دو کشور، طرف مقابل را تهدید امنیتی مهم تلقی می‌کنند. این دیدگاه امنیتی متقابل، به یک رقابت تسلیحاتی تبدیل شده است که در ابتدا ماهیت متعارف داشته، اما به‌سرعت، ویژگی هسته‌ای به خود گرفته است.

واضح است که اگر یک آتش درگیری هسته‌ای در این منطقه رخ دهد، پیامدهای ویرانگری خواهد داشت. همچنین، روشن است که بهترین راه جلوگیری از به‌کارگیری سلاح هسته‌ای، نابودی این تسلیحات است؛ اما نابودی این سلاح‌ها مستلزم آن است که هر دو طرف در مورد مواضع خود در موضوع دشوار کشمیر، بازنگری اساسی انجام دهند. درواقع، رویکرد فعلی برابری هسته‌ای که انتظار می‌رفت موجب «صلح از طریق بازدارندگی» شود، صرفاً باعث افزایش سطح خطر شده است.

اگرچه هر دو کشور هند و پاکستان از خطرات تقابل هسته‌ای به‌خوبی آگاه هستند، اما ریسک درگیری ناشی از اشتباه محاسباتی یا تصادفی را نمی‌توان نادیده گرفت. درحالی‌که توانمندی هسته‌ای هر دو طرف درحال‌توسعه است، دیپلماسی اما با رکود همراه است. در حال حاضر، دستیابی به یک‌راه حل صلح‌آمیز در منازعه کشمیر، ضرورتی حیاتی است.

با توجه به این واقعیت‌ها، راه پیش روی هند و پاکستان این است که چالش امنیتی خود را اصلاح کنند؛ روشی برای محدودیت هسته‌ای تدارک بینند؛ در موردتوافق کنترل تسلیحات و خلع سلاح هسته‌ای به مذاکره بپردازند و در جهت حل مسائل مهم نظیر کشمیر که باعث تنش در روابط متقابل شده است، همکاری نمایند.

با توجه به آمادگی چین برای تسهیل این مذاکرات، احتمالاً بازهم فرصتی برای ازسرگیری تلاش‌ها برای گفتگوهای دوجانبه راهبردی پیش خواهد آمد. پاکستان می‌خواهد از روابط فزاینده خود با چین به‌عنوان اهرمی برای کشاندن هند به میز مذاکره استفاده کند. اکنون چین از موقعیت میانجی بین هند و پاکستان در مسائل هسته‌ای برخوردار است؛ اما مسئله کشمیر بازهم لاینحل باقی خواهد ماند.

کشمیر معمولاً در دستور کار جهانی قرار نگرفته است. این مناقشه به منطقه‌ای دورافتاده در هیمالیا محصورشده و ارتباط آن با یک جنگ احتمالی بین هند و پاکستان برای همگان روشن نیست. مخصوصاً، هند تلاش کرده است تا با یک راهبرد دیپلماتیک، موضوع کشمیر را از دستور کار جهانی دور نگه دارد و تلاش پاکستان برای بین‌المللی سازی این مسئله غالباً شکست خورده است.

بااین‌حال، با توجه به اینکه هر نوع درگیری بین هند و پاکستان احتمالاً جنبه هسته‌ای به خود خواهد گرفت، باید جامعه بین‌المللی را به تسهیل گفتگوهای دوجانبه بین این دو کشور فرا خواند. ازاین‌رو، انتظار می‌رود که جامعه بین‌المللی، سازمان ملل و به‌ویژه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد جایگزینی نظم هسته‌ای امروزی اقدام کند. روابط هند و پاکستان تنها هنگامی بر بن‌بست جاری غلبه خواهد کرد که مسائل امنیتی غیرسنتی بر مسائل نظامی ارجحیت داشته باشد.