اشلی تلیس در یادداشتی که وب سایت اندیشکده کارنگی آن را منتشر کرد، نوشت: اگرچه روابط آمریکا – چین در کانون منازعات رهبری جهانی است، اما تعاملات سه گانه بین واشنگتن، پکن و دهلی نو صرفا به رقابت آمریکا- چین محدود نیست، هرچند که در آن حائز اهمیت است. این تعاملات سه جانبه شامل دو رقابت امنیتی همزمان، یکی بین چین و هند و دیگری بین آمریکا و چین است. هر دو رقابت همزمان ادامه داشته و هر دو نیز تقریبا به پایان جنگ جهانی دوم برمی‌گردند که در آن زمان، آمریکا رسما حضور جهانی یافت، هند به دولتی تازه مستقل تبدیل شد و چین بار دیگر در سیاستی دیگر و این بار به لطف انقلاب موفقیت آمیز مائو، در جایگاه یک قدرت کمونیستی تجلی کرد.

با فروپاشی شوروی، اگرچه جنگ سرد پایان یافت، اما فاز سوم توسعه اقتصادی آسیا آغاز شده بود به‌طوری‌که چین به اصلاحات اقتصادی چشمگیری دست زد که در نهایت به آن امکان داد تا در سال 2001 (با حمایت آمریکا) به سازمان تجارت جهانی بپیوندد. هند اصلاحات اقتصادی خود را یک دهه دیرتر در 1991 شروع کرد و در آغاز قرن بیست و یکم به عنوان قدرت اقتصادی جدید با سرعت رشد سریع در آسیا، علاوه بر چین ظاهر شد. هنگامی که چین اصلاحات خود را شروع کرد، پکن شریک بالفعل آمریکا در مهار شوروی محسوب می‌شد، اما هند هنوز متحد آمریکا نبود. اگرچه روابط هند-آمریکا رو به بهبودی بود، اما تحولات در روابط چین-آمریکا رویداد بزرگتری محسوب شده و این روابط به تدریج از خصومت به مشارکت تبدیل شد.

به هر حال، این ائتلاف‌های در حال تحول در پایان قرن بیستم آزمون‌های مهمی تجربه کرد. اکنون چین به قدرت اقتصادی مهم دنیا تبدیل شده و به مدت دو دهه نرخ رشد دو رقمی داشته است. با این حال، رشد اقتصادی چین، آمریکا را تنها از لحاظ اقتصادی به چالش نکشیده بلکه این چالش اقتصادی به‌طور فزاینده‌ای به چالش راهبردی تکامل یافته است: از زمان بحران موشکی تایوان در سال 1996-1995، پکن نوسازی نظامی خود را شتاب بخشیده و به دنبال شکست حضور نظامی آمریکا در جنوب آسیا و جلوگیری از پیشبرد قدرت آن در این منطقه است. این امر امنیت متحدان آسیایی آمریکا را تهدید کرده و توانایی آمریکا در تضمین ثبات آسیا را به چالش کشیده است که اکنون تهدیدی اساسی برای منافع امنیت ملی آمریکا قلمداد می‌شود. با افزایش قدرت اقتصادی چین، این تهدیدها نیز بزرگتر می‌شوند.

همزمان با این تحولات در روابط چین-آمریکا، روابط هند-آمریکا نیز تحولات مهمی داشته است. درست همانطور که آمریکا از آغاز قرن حاضر به چالش‌های چین بر منافع آمریکا پی برده است، بیم و نگرانی‌های سیاستمداران هند از چین نیز همزمان تشدید شده است.

از دهه 1950، بدگمانی هند نسبت به چین وجود داشته، اما از اواخر دهه 1980 چین با انتقال فن‌آوری تسلیحات هسته‌ای به پاکستان (مهم‌ترین رقیب هند در جنوب آسیا) بر مشکلات روابط هند- چین افزوده است. اکنون در شبه قاره هند، پاکستان مهم‌ترین ابزار چین در مهار هند به شمار می‌رود.

برای موفقیت هند در قبال چین، نقش آمریکا حیاتی است و از خوش شانسی دهلی نو، تمایل هند به روابط نزدیک با واشنگتن نیز در راستای منافع آمریکاست تا در برابر چین، به عنوان یک رقیب نوظهور راهبردی توازن ایجاد کند. از این رو، سرنوشت، اهداف راهبردی آمریکا و هند را بیش از هر زمان دیگری در راستای هم قرار داده است. تا جایی که به واشنگتن مربوط می‌شود، حفظ برتری جهانی آمریکا و عظمت آن به عنوان ضامن امنیت آسیا ضروری است. حفاظت از این هدف، برای امنیت آمریکا و برای امنیت متحدان آن حائز اهمیت است. برای دستیابی به این هدف، آمریکا به دنبال ایجاد شبکه همکاری قوی متشکل از قدرت‌های متعدد در اطراف چین بوده است.

از آنجا که این هدف آمریکا، اهداف راهبردی اساسی چین را به چالش می‌کشند، لاجرم پکن با تلاش آمریکا برای ایجاد ائتلاف‌های جدید در آسیا، از جمله با هند، مقابله خواهد کرد. مهم‌ترین ابزار چین برای مقابله با این هدف آمریکا، اقتصادی است: چین، از طریق طرح جاده و کمربند و همچنین از طریق روابط اقتصادی جداگانه، به دنبال تحکیم اتحاد اقتصادی درون-آسیا با محوریت خویش است. پکن می‌خواهد شبکه‌ای از کشورهای خارجی را به اقتصاد چین وابسته سازد تا کشورهای آسیایی در صورت جدایی از چین و اتحاد با آمریکا، با گزینه دشوار قربانی کردن رفاه اقتصادی خویش مواجه شوند.

اگرچه هند در میان کشورهای اطراف چین کشوری نسبتا قوی به شمار می‌رود، اما در برابر فشار چین مصون نیست. از این رو، دهلی نو در سال‌های اخیر در قبال چین راهبرد نسبتا نرمی اتخاذ کرده است. هند از یک طرف، مشارکت راهبردی خود با آمریکا را به طرق مختلف افزایش داده و روابط با آمریکا را مهم‌ترین روابط راهبردی خود قلمداد می‌کند و از طرف دیگر، همزمان تا جای ممکن به تعامل با چین متمرکز شده است، هرچند که این تعامل با چشمانی باز صورت می‌گیرد. از آنجا که هند برای مقابله با چالش‌های چین فعلا از منابع اقتصادی و فناورانه کافی برخوردار نیست، دهلی نو به دنبال آن است تا به تعمیق روابط خود با آمریکا پرداخته و همزمان رضایت چین را نیز جلب کند.