ازگی یازیج‌اوغلو در گزارشی که بر روی وب‌سایت موسسه امور بین الملل و راهبردی فرانسه منتشر شد، نوشت:  این اظهارات پرسش‌های بسیاری را درباره انگیزه ترکیه درخصوص یک برنامه احتمالی تسلیحات هسته‌ای برانگیخت. ترکیه، به عنوان یکی از اولین امضاکنندگان پیمان منع اشاعه تسلیحات هسته‌ای ملزم است از گسترش تسلیحات هسته‌ای جلوگیری کند و اهداف خلع سلاح را پیش ببرد. این کشور در هر صورت اجازه دارد در زمینه کاربردهای صلح آمیز انرژی هسته‌ای همکاری کند.

اگرچه این اظهارات بر اراده اردوغان برای استقلال بیشتر در زمینه راهبرد دفاعی تاکید می‌کند اما سیاست‌های داخلی ترکیه در زمینه صنعت هسته‌ای چندان روشن نیست. با بالارفتن تنش درباره برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و اتهامات مداوم اسرائیل درباره تهدید غیر رسمی تسلیحات هسته‌ای؛ ناگزیر ترکیه بخشی از این مساله اشاعه است.

در این راستا، این گزارش قصد دارد به سیاست‌های هسته‌ای ترکیه در گذشته که دولت‌های این کشور دنبال کرده اند و نیز به احتمال راه‌افتادن دومینوی اشاعه در آینده بعد از این اظهارات اردوغان بپردازد.

وجود تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی در ترکیه مساله‌ای است که به عضویت ترکیه در ناتو از سال 1952 تا کنون مربوط می‌شود. ترکیه در سال 1955 اراده خود در زمینه انرژی هسته‌ای را با پیوستن به برنامه اتم برای صلح نشان داد. در این رابطه، اولین همکاری متقابل ترکیه در چارچوب یک بحران هسته‌ای در بحران موشکی کوبا در سال 1961 با حضور موشک‌های بالستیک ژوپیتر آمریکا در چیلی، ازمیر رخ داد. بعد از تصمیم به کنار گذاشتن موشک های ژوپیتر، ترکیه به همراه چهار کشور دیگر شامل بلژیک، آلمان، هلند و ایتالیا در یک نظام جدید تبادل هسته‌ای ناتو ادغام شد. هدف از این نظام تبادل هسته‌ای که در نخستین روزهای جنگ سرد ایجاد شد، پیشگیری از اشاعه در میان متحدان غربی بود. در پی این وقایع ترکیه در سال 1979 پیمان منع اشاعه تسلیحات هسته‌ای را تصویب کرد و یک توافقنامه پادمان را نیز با آژانس بین المللی انرژی اتمی از سال 1981 تا کنون به اجرا درآورد.

در حال حاضر، بنا به گفته منابع مختلف، ترکیه میزبان 60 تا 70 موشک در پایگاه هوایی اینجرلیک تحت چتر حمایتی ناتو است و بر روی نیروگاه‌های مختلف برق هسته‌ای به عنوان یک وجه مهم تقویت اقتصاد کشور سرمایه‌گذاری می‌کند.

 

سیاست‌های پیشین ترکیه درباره انرژی هسته‌ای

سیاست‌های ترکیه برخلاف اروپا شامل سیاست یا رویکرد زیست محیطی نیست. در این راستا، دولت ترکیه برای تولید برق هسته ای و نه برای تسلیحات هسته‌ای در این حوزه سرمایه‌گذاری می کند.

در حالی که نبود سیاست روشن درباره تسلیحات هسته‌ای چیز زیادی را درباره چشم انداز فکری شهروندان ترکیه مشخص نمی‌کند اما این کشور در سال‌های گذشته سیاست‌های متفاوتی اتخاذ کرده است. به عنوان مثال بین سال 1983 و 1987 چهل و پنجمین دولت ترکیه یا اولین دولت غیرنظامی این کشور بعد از کودتای 1980، با نخست وزیری تورگوت اوزال بر سر قدرت بود. اوزل نماینده حزب مام میهن (ANAP) بود که بر بنیادهای نئولیبرال راست گرا مبتنی بود و اصلاحات بازار آزاد را ترغیب می‌کرد. در این دولت برنامه‌هایی برای تولید برق هسته‌ای از سال 1970 وجود داشت که بعد از واقعه چرنوبیل در سال 1986 مختل شد. چرنوبیل افکار عمومی را تغییر و سرعت سرمایه گذاری دولت در این رابطه را کاهش داد. حتی یکی از خوانندگان مشهور این کشور یک جنبش مقاومت دربرابر تاثیرات ناخوشایند نیروگاه‌های برق هسته‌ای به راه انداخت. در پی تحولات بعد از چرنوبیل دولت از کاهش گردشگری و بازرگانی به ویژه در زمینه صادرات چای و آجیل ابراز نگرانی کرد. سپس اوزال، چند وزیر و ژنرال کنعان اورن توضیحاتی را برای تسهیل اوضاع ارائه کردند.

در یک مورد در رابطه با تسلیحات هسته‌ای در سال 2006 ژنرال حلمی اوزکوک، رئیس ستاد مشترک ترکیه به طور تلویحی به گزینه هسته‌ای اشاره کرد. او گفت: « امروز وجود کشورهای دارنده یا مظنون به داشتن تسلیحات کشتار جمعی در محوری که از کره شمالی تا خاورمیانه کشیده شده تهدیدی جدی برای کشور ماست.» به علاوه او گفت که « اگر این مشکل (اشاعه تسلیحات کشتارجمعی) نتواند با وجود تلاش های دیپلماتیک جامعه بین‌المللی حل شود، احتمال جدی وجود دارد که در آینده نزدیک با برخی مراحل مهم تصمیم گیری روبرو شویم. در غیر این صورت با چشم انداز از دست دادن برتری راهبردی مان در منطقه روبرو خواهیم بود.»

در هر صورت مطمئنا بعد از مساله سامانه‌های اس-400، بافت ژئوپلیتیک برای ترکیه تغییر کرده ‌است. در حالی که تحریم‌های آمریکا برای خرید موشک اعمال نمی‌شود، نقش در حال تغییر ترکیه در این اتحاد و نیز در منطقه سوالات بسیاری را ازجمله درباره مساله بغرنج اشاعه احتمالی مطرح می‌سازد.

علاوه بر این تحولات، وزارت امورخارجه ترکیه بر«مشارکت فعال ترکیه در تلاش‌های بین‌المللی در این حوزه‌ها، پایبندی به اسناد  بین المللی مربوطه و اجرای کامل آنها» تاکید می کند. به علاوه، این کشور آشکارا می گوید که «ترکیه همچنین از قطعنامه 1540 شورای امنیت سازمان ملل در رابطه با جلوگیری از اشاعه تسلیحات هسته‌ای، شیمیایی یا بیولوژیک و وسایل پرتابی آنها استقبال کرده است». این نکته جالب است که با وجود آن که وزارت امورخارجه ترکیه آشکارا بی‌طرف می‌ماند و تعهد ترکیه به منع اشاعه را نشان می دهد اما به نظر می‌رسد که اظهارات اخیر رئیس جمهور این کشور در را برای ورود یک پارادوکس پیچیده باز می‌کند.

 

چه تردیدهایی برای آینده وجود دارد؟

امروز، سیاستگذاری فعلی ترکیه در رابطه با تسلیحات هسته‌ای و اشاعه هسته‌ای به شدت مستقل از چتر ناتو است. اگرچه بازدارندگی هسته‌ای از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بخش عمده اعتبارش را از دست داد اما ترکیه همچنان میزبان تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی آمریکا در اینجرلیک به عنوان بخشی از «اصل تقسیم مسئولیت» است. این درست است که ترکیه در زمینه انرژی هسته‌ای سرمایه‌گذاری کرده و با شرکت‌های برجسته روسیه و ژاپن نظیر روس‌اتم همکاری می کند. با این وجود ترکیه در صورت راه اندازی یک برنامه تسلیحات هسته‌ای ملی با چالش‌های مختلفی روبرو می شود.

پژوهشگران و تحلیلگران می گویند که ترکیه با امکان پرداختن به تسلیحات هسته‌ای فاصله زیادی دارد. کادر گورسل توضیح می دهد که اگرچه اردوغان نبود تسلیحات هسته ای در منطقه را خواستار شده اما بافت ژئوپلیتیک با بحران فعلی در خصوص اس-400 و محرومیت از جنگنده های اف-35 دستخوش تغییر شده است. سینهان اولگن، از سوی دیگر اشاره می کند که این اظهارات سرشار از پوپولیسم است. او استدلال می‌کند  که اردوغان یک گام فراتر گذاشت و به طور ضمنی فهماند که ترکیه در حال تهیه مقدمات است با این حال دشوار می‌توان تصور کرد که ترکیه در این مسیر پیش برود. بر اساس «کتاب سفید» که در سال 1998 منتشر شده است، هدف راهبرد نظامی ترکیه در قرن 21 چهار مورد است: بازدارندگی، پشتیبانی نظامی از مدیریت بحران، دفاع رو به جلو و امنیت جمعی. آنچه در این چهار مورد جالب است این جمله است که  ماندن به عنوان شریک فعال در اتحادها/سازمان های بین المللی و منطقه ای نظیر ناتو همچنان یکی از مولفه های مهم راهبرد ملی نظامی ترکیه است. با این بیانیه این طور در نظر گرفته می شود که ترکیه آماده است به اتحادهای خود در بلند مدت پایبند بماند و حتی بر اساس آن برای راهبرد امنیت ملی خود برنامه ریزی می کند. بنابراین دولت تعهدش به جامعه بین‌المللی را اعلام می کند که با اظهارات رئیس جمهور اردوغان فاصله زیادی دارد.

به جز جنبه‌های مالی، سیاسی و اجتماعی این اشاعه، تعهدات ترکیه در عرصه بین‌الملل و معاهداتی نظیر ان.پی.تی جنبه‌های مهمی هستند که شاید دولت نمی‌تواند از عهده نقض آنها برآید. اردوغان بدون داشتن هیچ‌گونه پشتیبانی تحقیقاتی مالی یا اجتماعی مشروع اشاره کرد که ترکیه روی  یک برنامه هسته‌ای متمرکز است اما در بافت کلی امنیت منطقه دشوار می‌توان چنین مسیری را برای آنکارا مشاهده کرد.

 

نتیجه

حتی با وجودی که ممکن است به تسلیحات هسته‌ای به عنوان منبعی برای پرستیژ ملی نگاه شود، ترکیه قصد ندارد در آینده نزدیک این برنامه را دنبال کند؛ همان‌طور که در اصل تقسیم مسئولیت ناتو لحاظ شده است. به علاوه در این مورد ترکیه باید بسیاری از معاهدات بین المللی نظیر ان. پی. تی را که امضا کرده، ترک کند و ممکن است مانند ایران به تحریم‌های بیشتری تن بدهد. در هر صورت تغییر بافت منطقه ای در رابطه با روابط با اسرائیل، شکست برجام و خرید موشک های اس-400 نیز در شکل دادن به اظهارات اردوغان نقش داشتند. از این منظر، اگرچه اغلب ادعاهای اردوغان غیرواقع گرایانه به نظر می رسد اما ممکن است علامتی برای یک تغییر در آینده این کشور باشد.