وب سایت موسسه تحقیقات سیاست خارجی (FPRI) آمریکا در یادداشتی نوشت: ژاپن با انتشار سند راهبرد جدید امنیت ملی خود (NSS) زمینه‌‌ساز ادعاهایی شده، مبنی براینکه توکیو در حال پایان دادن به رویکرد صلح‌طلبی و تقویت چشمگیر قدرت نظامی خود است. مطمئناً انتشار این سند راهبردی حائز اهمیت است، چراکه ژاپن را در مسیری قرار می‌دهد که بودجه و قابلیت‌های دفاعی خود را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد و می‌تواند مستقیما در منطقه هند و اقیانوس آرام حضور داشته باشد.

چشم انداز دفاعی ژاپن در سه سند راهبردی ترسیم شده است: راهبرد امنیت ملی، راهبرد دفاع ملی (که قبلاً به عنوان دستورالعمل‌های برنامه دفاع ملی شناخته می‌شد) و برنامه توسعه دفاعی (که قبلاً به عنوان برنامه دفاعی میان مدت شناخته می‌شد). این اسناد ژاپن را متعهد می‌سازند که به تدریج هزینه‌های دفاعی خود را تا سقف 2 درصد از تولید ناخالص ملی افزایش دهد. در چارچوب این اسناد، سرمایه گذاری‌های 5 ساله 7 میلیارد دلاری در جنگ سایبری، 7 میلیارد دلاری در فضا و 6 میلیارد دلاری برای برنامه توسعه هواپیماهای جنگنده نسل ششم با بریتانیا و ایتالیا، موسوم به “Tempest” صورت خواهد گرفت.

از منظر دیپلماتیک، این اسناد اعلام می‌کنند که “ژاپن خود را در میان سخت‌ترین و پیچیده‌ترین محیط امنیتی از زمان پایان [جنگ جهانی دوم] می‌بیند، سند امنیت ملی ژاپن صراحتاً چین را «بزرگترین چالش راهبردی» پیش روی این کشور می‌خواند، کره شمالی را «تهدیدی جدی‌تر و قریب‌الوقوع برای امنیت ملی ژاپن» می‌داند و موضع قوی توکیو در برابر تهاجم روسیه به اوکراین را تکرار می‌کند.

در واقع، تعداد کمی از کشورها با شرایط منطقه‌ای مشابه ژاپن مواجه هستند که در مجاورت چین، کره شمالی و روسیه قرار داشته و هر سه کشور را نیز دشمن تلقی می‌کند.

واکنش‌های منطقه ای

اسناد توکیو طیف گسترده‌ای از واکنش‌ها را در سراسر منطقه اقیانوس هند و آرام به همراه داشت. برداشت‌های منطقه‌ای عمدتاً بر یک مسئله اصلی متمرکز شده اند: آیا توکیو از «سنت صلح‌طلبی» خود دور می‌شود یا نه؟ تعجب آور نیست که قوی‌ترین صداها علیه این اسناد جدید از سوی کره شمالی و چین شنیده شدند. خبرگزاری دولتی کره شمالی، با انتقاد از این اسناد اظهار داشت: «ژاپن در واقع یک راهبرد جدید امنیتی اتخاذ کرده است که در آن توانایی حمله پیشگیرانه به سایر کشورها را فراهم کرده و در نتیجه یک بحران امنیتی جدی برای شبه جزیره و شرق آسیا ایجاد می‌کند.». پکن، از طریق روزنامه حزب کمونیست چین، گلوبال تایمز، هشدار داد که “ژاپن سابقه انحراف به سمت نظامی گری و ارتکاب تجاوز و جنایت علیه بشریت را دارد که فاجعه‌ای را برای منطقه و جهان به ارمغان آورده است.” و اکنون نیز این کشور “از مسیر توسعه صلح آمیز پس از جنگ جهانی دوم منحرف شده است.”

در آسیای جنوب شرقی، منطقه‌ای که بیشتر به روابط اقتصادی و امنیتی با ژاپن تمایل دارد، واکنش‌ها متفاوت‌تر است. به عنوان مثال، شبکه تلویزیونی دولتی تایلند، براین نکته اشاره داشت که “آ سه آن اکنون باید یاد بگیرد که چگونه با ژاپنی که روز به روز قوی‌تر می‌شود زندگی کند” و اگرچه توکیو حق دارد از خود در برابر چین دفاع کند، اما باید “بسیار محتاط باشد، زیرا اگر این روند بی‌وقفه ادامه یابد، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و شعله‌های قدیمی را دوباره شعله ور کند.”

اما بهترین واکنش از سوی ایالات متحده صورت گرفت. پس از انتشار این سند، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا، اظهار داشت: «امروز، ژاپن گامی جسورانه و تاریخی برای تقویت و دفاع از هند و اقیانوس آرام و آزاد برداشته است».

رمزگشایی از راهبرد جدید

ناظران در ایالات متحده باید از این اسناد جدید سه نتیجه بگیرند. نخست، ژاپن واقعا به تقویت قابلیت‌های دفاعی خود از زمان پایان جنگ جهانی دوم متعهد شده است.  این اسناد راهبردی، خلاء‌های بازدارندگی را که مدت هاست امنیت ژاپن را با مشکل مواجه کرده‌اند، شناسایی و برای رفع آن‌ها تلاش می‌کنند. تا همین اواخر، توکیو نشان داد که تمایلی به پر کردن این شکاف‌ها ندارد و ترجیح می‌دهد به ایالات متحده به عنوان ضامن امنیت خود وابسته باشد. اما به چند دلیل، از جمله ترس از عقب نشینی آمریکا و با بحرانی‌تر شدن شرایط منطقه، به نظر می‌رسد دوران وابستگی این کشور به ایالات متحده به پایان رسیده است. اگرچه دولت ژاپن همچنان از اتحاد خود با ایالات متحده حمایت می‌کند، اما همزمان به دنبال توسعه قابلیت‌های بومی است. به عنوان مثال، تنها چند روز پس از انتشار این اسناد، توکیو جزئیات ساخت مجموعه‌ای از کشتی‌های جدید مجهز به دفاع موشکی بالستیک را اعلام کرد که قابلیت‌های دفاعی برای رهگیری موشک‌های پرتاب شده از سوی کره شمالی را فراهم می‌کنند. چنین تحولاتی را نباید به عنوان نشانه بی‌اعتمادی توکیو به اتحاد با ایالات متحده قلمداد کرد. در عوض، رهبران ژاپن به دنبال اتحادی هستند که وابستگی را به حداقل رسانده و توکیو را به یک شریک قدرتمند تبدیل کند. دوم، ایالات متحده باید حمایت عمومی مردم ژاپن از سند امنیت ملی را به عنوان یک پیشرفت کلیدی به رسمیت بشناسد. و در نهایت اینکه، هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که ژاپن از صلح‌طلبی دور شده باشد. تاکید بر ادعاهای خلاف آن نیز ممکن است ناخواسته روایت‌های تبلیغاتی ترویج شده توسط چین و کره شمالی را تقویت کند. توکیو علیرغم مناقشات سرزمینی پرتنش خود با چین، کره شمالی و روسیه، هیچ جاه طلبی برای انجام اقدامات نظامی تهاجمی در هیچ نقطه از مرزهایش ندارد و همچنان به برخی از محدودیت‌های نظامی گذشته خود نیز ادامه می‌دهد. با این وجود، ژاپن برای مواجهه با چالش‌های امنیتی در سراسر مرزهای خود در برابر این سه قدرت نظامی، استدلال قانع‌کننده‌ای دارد مبنی بر اینکه دفاع از خود مستلزم تقویت توانمندی‌های نظامی این کشور در سال‌های آینده است.