پایگاه اینترنتی پراگرسیو پست نوشت: ایده «استقلال راهبردی»، دوباره در بحث های گوناگون سیاسی مطرح شده و چالش های برخاسته از برگزیت و ترامپ به آن دامن زده است. ظهور این موضوع چه اهمیتی برای اتحادیه اروپا دارد؟ و این مساله، به  ویژه در ارتباط با مسائل امنیت و دفاع، در سال های آینده چه مسیری را پیش پای این اتحادیه خواهد گذاشت؟

این نشریه، درباره استقلال راهبردی اروپا با رونیا کمپین، پژوهشگر اندیشکده آلمانی اقتصاد و سیاست (SWP) گفتگو کرده که متن آن در ادامه از نظرتان می‌گذرد:

پراگرسیو پست: تفکر «استقلال راهبردی اروپا» اخیرا اهمیت پیدا کرده است. آیا این امر به ریاست جمهوری ترامپ در آمریکا ارتباط دارد یا اینکه در هر حال این موضوع اهمیت داشته است؟

کمپین: اصطلاح «استقلال راهبردی اروپا» به واسطه عناصر متعددی تا این حد اهمیت پیدا کرده است. نخست آنکه، این اصطلاح در راهبرد جهانی اروپا ترسیم شده که در ژوئن 2016 منتشر شد. همزمان با انتشار راهبرد جهانی اتحادیه اروپا تنها دو سال پس از همه‌پرسی برگزیت، سیاست امنیت و دفاع برای بسیاری از کشورهای عضو به حوزه‌ای تبدیل شد که در آن، درست پس از این همه‌پرسی به نظر می‌رسید که اتحادیه اروپا به عنوان یک بازیگر می‌تواند نیازهای امنیتی و حفاظتی شهروندان خود را تامین کند و از سوی دیگر 27 کشور اتحادیه اروپا قادر هستند تا تداوم اتحاد و انسجام این اتحادیه را حفظ کنند.

پراگرسیو پست: به عنوان کارشناس این موضوع، شما واقعا به این تفکر اعتقاد دارید؟

کمپین: بله. برگزیت موجب حرکت به سمت اتحاد هرچه بیشتر شده است. کشورهای عضو در جستجوی نمونه‌ای از اتحاد موفق، به راحتی در گزینه سیاست دفاعی و امنیتی به اتفاق رسیدند، درحالی که قبلا در این حوزه هیچ اتحادی وجود نداشت.

پراگرسیو پست: این تفکر از لحاظ امنیت و دفاع اتحادیه اروپا به چه معناست؟

کمپین: این سوال دشوار است، زیرا کشورهای عضو تعریف متفاوتی از این موضوع دارند. من استقلال راهبردی در سیاست دفاعی و امنیتی را دارای سه مولفه می‌دانم: 1. عبارتست از استقلال سیاسی، بدین معنا که یک کشور عضو به طور مستقل قادر به اتخاذ تصمیم‌های سیاست امنیتی و دفاعی باشد. 2. عبارتست از استقلال عملیاتی، یعنی اینکه یک کشور بتواند در چهارچوب اتحادیه اروپا تجهیزات نظامی و غیرنظامی را به سرعت و به طور موثر مستقر سازد. 3. عبارتست از استقلال صنعتی که مستلزم وابستگی کمتر به «خرید از آمریکا» و به تبع آن، وابستگی کمتر به فن آوری آمریکاست تا نیازی به کسب اجازه از واشنگتن برای استفاده از فن آوری نظامی آن نباشد.

اگر اتحادیه اروپا می‌خواهد یکی از قطب‌هایی باشد که آینده روابط بین‌المللی را شکل می‌دهند، در این صورت استقلال راهبردی باید به سیاست دفاعی و امنیتی محدود نمی‌شود و موضوعات بسیار وسیعی را دربرگیرد.

پراگرسیو پست: آیا احتمال استفاده از ایده استقلال راهبردی در کارزار انتخابات بعدی وجود دارد؟ در صورت وجود، کدام جناح از آن استفاده خواهند کرد؛ راستگراها، چپگراها و یا حتی راست افراطی و چپ افراطی؟

کمپین: معمولا سیاست دفاعی و امنیتی موضوع خوبی برای کارزار انتخاباتی نیستند، زیرا حوزه های انتخابیه ملی بر اساس مسائل متفاوتی رای می‌دهند. اگر این ایده به عنوان موضوع کارزار انتخاباتی استفاده شود، هر دو جناح راست و چپ کاملا از آن استفاده خواهند کرد، اما به دلایل کاملا متفاوت. جناح راست در اروپای شرقی و مرکزی احتمالا در استفاده از این ایده بگویند که «نگاه کن، اتحادیه اروپا ابله است و می‌خواهد از شر آمریکا و ناتو خلاص شود، اما ما به آنها اجازه نمی‌دهیم، زیرا امنیت و بقای ما توسط آمریکا تامین می‌شود». از سوی دیگر، جناح چپ ایده استقلال راهبردی اتحادیه اروپا را صرفا بدین خاطر مطرح می‌کند که آنها همواره اتحادیه اروپا را بازیگر بین‌المللی متفاوتی قلمداد کرده اند.

پراگرسیو پست: به نظر شما این مساله استقلال [راهبردی] می‌تواند بحث در مورد ارتش اروپا را دوباره پیش کشد؟

کمپین: استقلال راهبردی می‌تواند تعریف جامع‌تری داشته باشد. اگر استقلال واقعی باشد باید جنبه اقتصادی و پولی هم داشته باشد. در جهان چند قطبی امروز، اگر اتحادیه اروپا بخواهد به یکی از قطب های تعیین‌کننده آینده در روابط بین‌الملل تبدیل شود، در این صورت، استقلال راهبردی بایستی موضوعات بسیار کلی تر از سیاست امنیتی و دفاعی را دربرگیرد. همچنین اتحادیه اروپا باید از نظر اقتصادی و مالی هم استقلال بیشتری داشته باشد. اتحادیه اروپا باید تلاش کند تا یورو را به ارز پیشتاز جهان تبدیل کرده و سپس از قدرت اقتصادی خود به عنوان یک دارایی در مذاکرات با آمریکا استفاده کند.

پراگرسیو پست: آیا ایده ارتش اروپا مسیری مطمئن برای استقلال راهبردی است؟

کمپین: گاهی کشورهای اروپای شرقی در مخالفت با نظرات من می‌گویند که ارتش اروپا به هیچ عنوان ایده مطمئنی نیست، به طوری که آنها خواستار ارتش اروپا نیستند، چراکه باعث جدایی آنها از آمریکا می‌شود؛ اما اگر شما به بحث عمومی پس از برگزیت در فرانسه و آلمان (قوی‌ترین نیروهای نظامی اتحادیه اروپا) نگاه کنید، تصویری متفاوت می‌بینید. تمایل به همکاری، هماهنگی و اتحاد در مورد سیاست امنیتی و دفاعی بیشتر به چشم می‌خورد.

پراگرسیو پست: دستاوردهای مهم در مورد اتحاد، نتیجه‌ی اراده سیاسی در مواقع دشوار و جرات دستیابی به چیزهایی بوده است که قبلا غیرممکن تلقی می‌شد، آیا با در نظر گرفتن برگزیت به عنوان عامل داخلی وترامپ به عنوان عامل خارجی، لحظه تشکیل ارتش اتحادیه اروپا فرا رسیده است؟

کمپین: من فکر نمی کنم که اتحادیه اروپا به نقطه‌ای رسیده باشد که کشورهای عضو بخواهند ارتش ملی خود را کنار بگذارند، بلکه معتقدم که تصور ایجاد نیروی اروپایی در کنار ارتش های ملی 27 کشور عضو دور از ذهن نیست که به طور ویژه به حوزه سیاست امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و مدیریت بحران بپردازد. اگر برای مدیریت بحران چنین ارتشی ایجاد کنیم، بحران صرفا غیرنظامی نبوده و کار آن به وظایف کم-اهمیت نظامی محدود نخواهد شد. در این صورت به نظر من کشورهای عضو که تمایلی به تامین امنیت توسط اتحادیه اروپا ندارند، اعتمادشان جلب می‌شود و به تدریج به سوی اتحاد سیاست دفاعی و امنیتی سوق می‌یابند.