ایران مدت هاست که نگران نفوذ خارجی ها است به ویژه وقتی پای بهره برداری از منابع طبیعی به میان می آید. اما در حال حاضر، دولت به شرکت های نفتی بین المللی بزرگترین نقششان را از سال 1979، زمانی که جمهوری اسلامی ایران تاسیس شد و ذخایر کشور را ملی اعلام کرد، پیشنهاد می دهد. در تئوری، پیشنهاد برای هر دو طرف جذاب است. ایران به عنوان سومین اقتصاد بزرگ خاورمیانه پس از بیرون آمدن از تحریم ها، به درآمدهای نفتی برای احیای اقتصاد خود نیاز دارد. شرکت های خارجی با سود بالقوه ای که بدون ایجاد جهش در قیمت نفت در انتظارشان است، وسوسه شده اند. اما سرمایه گذاری در ایران ریسک بزرگی به همراه دارد. یکی این که ایالات متحده تحت رهبری رئیس جمهور منتخب، دونالد ترامپ، کسی که مخالف توافق هسته ای 2015 است که دروازه های ورود ایران به اقتصاد جهانی را باز کرد، ممکن است تحریم های جدیدی برضد ایران وضع کند.

وضعیت

تولید نفت ایران در پی توافق هسته ای با قدرت های جهان تقریبا به سطح قبل از تحریم ها بازگشته است. در توافقنامه ماه نوامبر اعضای سازمان کشورهای صادر کننده نفت که بر کاهش تولید نفت توافق شد، ایران را از کاهش تولید معاف کرد، اقدامی که به این کشور اجازه می دهد که تولید خود را در آینده افزایش دهد. گسترش و توسعه میدان های نفتی مستلزم فناوری های خارجی، تخصص، مدیریت و سرمایه است بنابراین دولت به شرکت های خارجی برای سرمایه گذاری 100میلیارد دلاری در صنعت نفت روی آورده است. قالب جدید برای قراردادها به چالشی در جناح های سیاسی در ایران تبدیل شده است. برخی از جناح ها مخالف دادن امتیازات بیشتر به شرکت های خارجی هستند و از تلاش های رئیس جمهور حسن روحانی برای بازکردن کلی اقتصاد، انتقاد می کنند نسخه اصلاح شده مدل قراردادی کابینه ایران در ماه اوت تایید شد. جزئیاتی مانند این که فعالیت سرمایه گذاران چگونه باید باشد و اختلافات چطور حل خواهد شد، عمومی نشده است. در ماه نوامبر، توتال فرانسه به قراردادی غیرالزام آور به منظور توسعه میادین گازی در ایران دست یافت و ماه بعد رویال داچ شل، معامله ای برای ارزیابی سه میدان نفتی و گازی بزرگ کشور به امضا رساند.

پیش زمینه

از اولین امتیاز واگذار شده به بریتانیا در سال 1901 تا انقلاب اسلامی سال 1979، ایران تقریبا هیچ کنترلی بر با ارزش ترین منابع طبیعی خود نداشت. برای دهه ها دولت بریتانیا، با سهام اکثریت خود در شرکت نفت ایران و انگلیس، به شکلی موثر نفت ایران را متعلق به خود کرده بود. پس از سال ها نارضایتی، مجلس ایران میدان های نفتی کشور را در سال 1951 ملی اعلام کرد. سیاستمداری که رهبری کشور را به دست گرفته بود یعنی نخست وزیر محمد مصدق، دو سال بعد در یک کودتای طراحی شده توسط سرویس های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا سرنگون شد و قدرت به غربی ها رسید و شاه بازگشت. هنگامی که انقلاب اسلامی در سال 1979 شاه را سرنگون کرد، یکی از اولین اقدامات ملی کردن دوباره نفت ایران بود. برای دو دهه، هیچ شرکت نفت خارجی در ایران فعالیت نداشت. این شرکت ها هنگامی که در اواخر دهه 90 بازگشتند باید تحت قراردادهای کوتاه مدتی کار می کردند و هزینه های ثابتی برای اکتشافات نفت و توسعه میادین به آنها پرداخت می شد. با تمام خطراتی که مستلزم این کار بود، آنها هیچ سهمی در سود تولیدات نداشتند. بسیاری از این شرکت ها در سال 2010 ادامه فعالیت خود را متوقف کردند چرا که ریسک های سیاسی به وجود آمده، بیشتر از مزایای ادامه فعالیت بود.

مباحثه

آیا ایران می تواند فناوری های نوین، سرمایه گذاری سنگین و تعهدات بلندمدتی که به دنبال آن است، جذب کند؟ شرکت های بزرگ نفتی از ایران به راحتی نخواهند گذشت. استخراج نفت خام ایران ارزان است، که برای یک معادمله جدید غیرمعمول به حساب می آید. برای مثال هزینه استخراج در ایران تقریبا نصف مکزیک است. نفت بسیار زیادی در ایران وجود دارد: حدود 10درصد از ذخایر اثبات شده در جهان. اما لیستی طولانی از خطرات نیز وجود دارد. مقررات تجارت در ایران پیچیده است. سرمایه گذاران باید با یک شریک محلی وارد سرمایه گذاری مشترک شوند که مساله را برای پیروی از قوانین بین المللی ضدفساد و تحریم های ایالات متحده مشکل می کند. دولت مشخص نکرده است که به موارد حل وفصل اختلافات از طریق دادگاهایی مانند دادگاه داوری بین المللی رسیدگی خواهد شد یا خیر. عقد قراردادهای بلندمدت که فرصت بیشتری برای بهره برداری ایجاد می کند به علت دشواری های موجود و درگیر شدن سرمایه گذاران در محیطی غیرقابل پیش بینی، تقریبا غیرممکن است. انتخابات ماه مه 2017 ممکن است روحانی را با یک نامزد که طرفدار تولیدات داخلی است جایگزین کند. ترامپ استدلال می کند که توافق هسته ای حال حاضر با ایران غیرقابل قبول است. تحت رهبری او ممکن است تحریم های جدیدی وضع شود و تحریم های فعلی سخت تر شوند.