چکیده

یکی از مباحث بسیار مهم جهانی، دیپلماسی محیط زیست و تاثیر آن بر تعاملات بین‌المللی و صلح جهانی است. در این راستا دیپلماسی بعنوان یک ابزار کاربردی و تسهیل‌گر در روابط بین‌الملل است که هدف غایی آن صلح و آرامش است. در همین راستا با اینکه تفاوتی بین حقوق بین‌الملل و حقوق بین‌الملل محیط زیست قائل هستیم، حقوق بین‌الملل محیط زیست لازم است که با جهان پیرامونی که دائم در حال تغییر است سازش یابد. این در حالی است که پیوند حقوق بین‌الملل و حقوق بین الملل محیط زیست ناگسستنی است و یکی از نقاط پیوند همانا دیپلماسی محیط زیست است. از این رو تعاملات بین‌المللی زمینه ساز روند بروز و ظهور دیپلماسی در جریان کنفرانس های بین المللی است. در این مسیر روند توسعه حقوق بین الملل محیط زیست نیز متاثر از فرایند دیپلماسی می باشد و بایستی بر این مهم اذعان داشته باشیم که تنها راه برون رفت از مخاطرات و نابسامانی های زیست محیطی، دیپلماسی محیط زیست در پرتو همکاری های بین المللی است. تعاملات بین‌المللی شمال و جنوب در چارچوب دیپلماسی فعال به نوعی درک ژئوپلتیکی از مذاکرات بین‌المللی محیط زیست محسوب می شود. این پژوهش در صدد است تا الگوی چارچوبی تعاملات بین المللی در بستر دیپلماسی محیط زیست را تبیین نماید.

  • مقدمه

بحث محیط زیست و حقوق محیط زیست اگر چه فی نفسه شاخه ای از حقوق داخلی است، اما در عصر حاضر به سبب پیشرفت صنعت و تکنولوژی که باعث به وجود آمدن مسائل زیست محیطی و آلودگی های فراوان شده، به مساله فراملی، فرامرزی و بین المللی تبدیل شده است، بدین سبب امروزه محیط زیست و حفاظت از محیط زیست حوزه ی نسبتا نوینی برای مقررات بین المللی به شمار می آید. بدین ترتیب محیط زیست یکی از کلیدی ترین مباحث قرن حاضر است که بحران کوچکی در ابعاد محلی آن می تواند فورا به یک مسئله جهانی تبدیل شود )مجابی، 1392 ، 1 ) بنابراین عدم توجه به محیط زیست برای دولت ها فاجعه و یا حتی سقوط آنها را در پی خواهد داشت. از این رو توجه جامعه جهانی بایستی بیش از پیش به چارچوب های مقرر جلب گردد که از جمله این چارچوب ها “دیپلماسی محیط زیست” است. دیپلماسی محیطزیست در واقع چارچوب نظام یافته در رعایت حفظ محیطزیست در اثر همکاریهای منطقه ای و بین المللی با حفظ احترام به تعهدات مشترک بین المللی و قواعد الزام آور در جهت تحقق ثبات صلح جهانی است.)طیبی، 1395 ،23 ( در این چارچوب نظام یافته اصول و مفاهیم حقوق بین الملل محیطزیست، هر کدام به صورت مجزا تحت تاثیر قرار گرفته و این جایگاه واقعی به یقین درمسیر دیپلماسی تحقق یافته است. دیپلماسی محیط زیست یکی از موضوعات اصلی و کارآمد برای تعامل کشورها و نهایتا تعامل شهروندان و عمیق تر شدن صلح و دوستی است. دیپلماسی محیطزیست در واقع روایت درک ژئوپلتیکی از مذاکرات توافقنامه های بین المللی زیست محیطی است که زمینه مساعد جهت هدایت و روشن ساختن بهبود سیستم فعلی را فراهم می کند(طیبی، 1395: (11 موافقت نامه های بین المللی زیست محیطی به صورت تصاعدی در پنج دهه گذشته افزایش یافته است. با این حال، تصمیم گیری در خصوص مسائل کلیدی مانند از دست رفتن تنوع زیستی، تغییرات اقلیمی، تخریب لایه ازن، حمل و نقل زباله های خطرناک و دیگر چالش های سیاره ای، نیازمند پایبندی کشورها به هنجارهای بین المللی است.

در بیش از 20 سال گذشته واژه «دیپلماسی محیط زیست»  در مباحث علوم سیاسی و روابط بین الملل، سه حوزه کلیدی پژوهشی را در برداشته که به طور خلاصه در ادامه بیان میگردد:

  1. امنیت زیست محیطی : این متون پس از دوران جنگ سرد، در جایی که کمیابی منابع به عنوان عامل بالقوه ایجاد درگیریهای خشونت آمیز قلمداد میگردیدند، پدیدار شدند، و در نتیجه نیازمند روش های مداخلات دیپلماتیک است.
  2. اداره محیط زیست جهانی : تحلیلهای سازمانی بر این حوزه از تحقیق احاطه دارند تا محرکهای کلیدی رفتارسازمانها را که شالوده های بین المللی را به ویژه در سیستم سازمان ملل متحد داراست، درک کنند.
  3. استقرار صلح زیست محیطی : پتانسیلهای مشتق از مسائل محیطزیستی در تامین فعالانه صلح در درگیری وضعیتهای مناقشات یا کمک به روند بهبودی در مرحله آشتی پس از درگیری، منبع تحقیق برای ظهور این حوزه از مباحث بوده است (طیبی، 1395 ، 253)

از این رو دیپلماسی محیط زیست سنگ بنای استانداردهای زیست محیطی در حوزه های مختلف بوده و بعنوان ابزاری پیش برنده محسوب می شود. با اشاره به این مهم می توانیم با اطمینان بیشتر به موضوعات پیش رو بپردازیم.

  • مفهوم شناسی

برای رسیدن به یک نظر جامع از مسیر نقطه نظرات مشابه و متفاوت، بایستی همکاری و هماهنگی وجود داشته باشد. برپایی کنفرانس ها، اجلاس ها و نشست ها بخاطر رسیدن به نقطه نظر مشترک و تصمیم سازی در خصوص مسائل بسیار مهم برای شهروندان جهانی است. در این راستا نیازمند ابزارهای نسبتا دقیق و قوی هستیم تا بتوان جهت دهی مناسبی نسبت به این برنامه های بین المللی داشت. این زمینه بایستی در قالب همکاری های موثر و تعاملات بین المللی با امعان نظر به فضای آرام و به دور از تنش های انفعالی انجام پذیرد. این رخدادهای بین المللی زمانی پر اهمیت می شود که موضوع مهمی مانند محیط زیست و بحث حفاظت از آن و بحث حیات زیست کره در دستور کار باشد. از این رو آن چارچوبی را که نظام بخش تمامی مراحل شکل گیری یک اجلاس یا کنفرانس بین المللی چه در مرحله مقدماتی، چه در مرحله برگزاری اجلاس و چه در زمان بعد از آن جهت اجرایی کردن خروجی های اجلاس در دستور کار قرار دارد را فرآیند دیپلماسی و در خصوص محیط زیست دیپلماسی محیط زیست می نامند.

هدف اصلی دیپلماسی بین المللی محیط زیست، برانگیختن همکاری بین المللی به منظور تولید موافقت نامه ها و سایر اسناد

بین المللی در خصوص مسائل زیست محیطی است. در این فرایند، تفاوتها می تواند نقطه ی آغاز و اصول پیشگیرانه به منظور اقدام برای حفاظت از محیط زیست اعمال گردد. دیپلماسی بین المللی محیط زیست همچنین به منظور توسعه استانداردها، از طریق معاهدات و ابزار قوانین نرم استفاده می کند تا از روند تحقق توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست در تمام سطوح اطمینان حاصل کند. در این راستا دیپلماسی بین المللی محیط زیست به منظور هدایت مذاکرات میان کشورها در کنفرانس ها و جلسات، رایزنی های دیپلماتیک، وتعامل بین دولت صورت می گیرد.

  • روش شناسی

 خروجی کنفرانس ها، اجلاس ها و نشست های بین المللی همانا اسناد بین المللی شامل کنوانسیون ها، پروتکل ها، اعلامیه ها و منشورهایی است که تابعان حقوق بین الملل الزام به رعایت آن دارند. این اسناد زمانی که شکل عملی به خود گرفته و فرآیند معاهداتی خود را طی می نمایند و در پرتو آئین اجرا قرار می گیرند که منابع موثر و مسلم مطالعاتی محسوب می شوند. از این رو تمامی این اسناد در ورطه ی پژوهشی و علمی مد نظر صاحبان قلم و متخصصین قرار گرفته و بررسی می گردند. با این وصف و مطابق این اسناد در روند اجرا زمینه های همکاری میسر می گردد. در این راستا ساز کارهای قانونی دربستر قواعد و قوانین، همواره زمینه ساز رویکرد قاعده مند همکاری ها در سطوح مختلف منطقه ای، بین المللی و جهانی است.

از این رو در چارچوب قواعد معاهداتی و بین المللی مجموعه شاخصه های ضابطه مند مورد تدقیق و بررسی قرار گرفته و زمینه و بسترهای قانونی جوامع شکل می گیرد. در این راستا و بر اساس نقش های مختلف و چارچوب گرائی، قواعد نرم یا قواعد غیرالزام آور و قواعد سخت یا همان قواعد آمره شکل می گیرد. این مهم در تمامی زمینه ها بخصوص زمینه مطالعاتی ما در حوزه محیط زیست هم وجود دارد. شکل بررسی این اسناد در حوزه حقوق محیط زیست توصیفی تحلیلی بوده و شرح و بسط این مهم در واقع تفسیر و یا روایتی از روند موفق دیپلماسی بین المللی محیط زیست است.

  • آسیب شناسی ساختارها

 در این پژوهش به نوعی تبیین روند توسعه حقوق بین الملل محیط زیست در پرتو دیپلماسی محیط زیست مد نظراست. دیپلماسی محیط زیست همواره چارچوبی بنیادین برای تحقق تحول و توسعه حقوق بین الملل محیط زیست بوده است.

اگرچه این تحول ناشی از موجودیت قانونی و هنجاری نرم و سخت بوده اما رویه قضایی نیز نقش بسزایی در توسعه ی روند حقوق بین الملل محیط زیست داشته است(طیبی، (1 : 1394  اما آنچه که ذهن ما را بیش از پیش درگیر خود ساخته این است که توسعه تا چه حد توانسته مشکلات زیست محیطی جهانی را مرتفع سازد؟ طبیعتا این سوال و سوالات دیگر زمینه ساز این مساله خواهد بود که این توسعه در حالت چارچوبی روند خوبی داشته و مجموعه معاهدات بین المللی زیست محیطی سریعا به ذهن متبادر خواهد شد. هر چند در جهت تبیین دیپلماسی محیط زیست و تاکید بر اهمیت وجودی آن جای شک و شبهه ای باقی نیست و به نظر تنها راه نجات از برون رفت مخاطرات زیست محیطی جهانی است. اما میزان موفقیت در شکل گیری و اجرای معاهدات نیز اهمیت کار را دو چندان می سازد.

در این راستا پروفسور ساسکیند در کتاب خود تحت عنوان “دیپلماسی محیط زیست: مذاکرات موثر تر بشر موافقتنامه های جهانی”، ابراز داشته براساس بررسی دقیق و کوشش های انجام شده در انعقاد 15 معاهده زیست محیطی مهم که اوج آنها »نشست زمین «ریو بود، چهار نقص آیینی زیر به عنوان علت بیشتر شکستهای مذاکرات زیست محیطی جهانی تشخیص در داده شده اند.

  • آیین های نمایندگی و رأی گیری، رفتار منصفانه همه کشورها و ذی نفعان را تضمین نمی نمایند؛
  • ملاحظات سیاسی و علمی برای حصول اطمینان از انعقاد خردمندانه ترین توافقات به توازن نرسیده اند؛
  • پیوند میان نگرانیهای زیست محیطی و موضوعات سیاستگذاری به ندرت مورد بررسی قرار گرفته یا تبیین شده اند؛

و

  • نظارت مؤثر و ترتیبات اجرایی، در نظر گرفته نشده اند.(Susskind, Ali, 2015, 7)

این نقصها تا حدودی در سایر انواع مذاکرات چندجانبه بین المللی نیز مشهود می باشند. این مهم را می توان از مطالعه روند شکل گیری معاهدات بین المللی در جریان برگزاری کنفرانس های بین المللی درک کرد. این روند قطعا دچار اختلالاتی است که نتایج مطلوبی به همراه ندارد و خروجی های اجلاس های جهانی کاملا گره گشا نیستند. این روایت چیزی جز وجود موانع جدی بر سر راه مشارکت جهانی نیست. موانع تحقق دیپلماسی محیط زیست را می توان مربوط به شکاف فزاینده بین کشورهای توسعه یافته شمال و کشورهای درحال توسعه جنوب می دانست. دومین مورد مقاومت خیره سرانه حاکمیت ملی به عنوان یک هدف مهم از نوع خود است. سومین مورد، فقدان انگیزه کافی برخی دولتها در انجام مذاکرات دسته جمعی برای بحثهای جدی در مورد ماهیت معاهدات زیست محیطی جهانی و چالش های توسعه پایدار است. ( Susskind, Ali, 2015, 11)

بنابراین زمانی که مشارکت جهانی شکل کارآمدی نداشته باشد قطعا سیستم اداره محیط زیست جهانی با مشکل روبرو خواهد بود. در این راستا پنج عامل را که مانع از اجرای سیستم اداره ی محیط زیست جهانی می شوند پیشنهاد شده است:

  • مدل قدیمی پیشرفت: تکیه بر مصرف و استخراج در راستای رشد، خسارات جبران ناپذیری بر سرمایه های طبیعی دارد.
  • نمونه ی اخلاقی قدیمی: دانش برای درک مشکلات زیست محیطی مهم است، اما به تنهایی محرک فعالی نیست.
  • کمبود زمینه های اخلاقی برای تلاشهای جهانی دسته جمعی و بهم پیوسته در نظارت زیست محیطی وجود دارد.
  • قطع کردن سیاست اجرایی : با ایستادگی کردن مخالفتها درباره ی هنجارهای واقعی و رویه ای، سازکار های محرک

و ناکافی، ظرفیت کم، و نبودن قدرت، تصمیمات صاحبان قدرت را به همراه دارد که موجب فاصله ای بین ساختار درحال رشد سیاستها و کاهش اجرایی شده است.

  • چند پارگی: نبود اهداف مشخص، بصیرت متداول، و ارتباطی اثرگذار و هماهنگ که منجر به سازمانهای چندگانه، توافقات، و ابزارهایی برای حفاظت از محیط زیست جهانی و سیستم چندپاره ی بسیاری شده است.
  • نبود جواب گویی: امضا کننده های توافقات چندجانبه ی زیست محیطی میتوانند با مصونیت بندها را نقض کنند.

نبود استانداردهای اجرای منسجم در ارزیابی کردن اجرا یکی دیگر از این مشکلات است که با آن مواجهه میشویم. Ivanova ,2012, 5))

با این توصیف هر آنچه تا به حال بیان گردید ناشی از ظرفیت های ناکافی در مسیر توسعه دیپلماسی بوده است. در این مجال ما نمی توانیم چیزی جز واقعیت را در دستور کار خود داشته باشیم و لاجرم بایستی آسیب شناسی ساختاری را مطمح نظر قرار دهیم. مشارکت جهانی در پرتو تعاملات بین المللی همواره بعنوان فرآیندی اثر بخش در بسط و توسعه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قلمداد شده است. محیط زیست و حفاظت از آن که تمام ابعاد فوق را در بر می گیرد با جدیت هرچه تمام تر نیازمند عزم و مشارکت جهانی در جهت تحقق حفظ زیست کره است و این مهم میسر نخواهد شد مگر آنکه چشم انداز جهانی محیط زیست در دستور کار باشد. در سال 2012 توجه به این دستور کار بسیار مهم منجر به بررسی حدود 90  مورد از توافقات بین المللی زیست محیطی شد و اطلاعات مهم زیر روئیت گردید: (Vidal 2012:1)

  • “تعدادی” از پیشرفتها تنها در 40  مورد از اهداف نشان داده شده بودند،که شامل گسترش مناطق حفاظت شده مانند پارک های ملی و و تلاشهایی در راستای کاهش جتگل زدایی بوده است.
  • ” تعداد خیلی کمی یا هیچ” پیشرفتی در 24 مورد کشف شده بود، که شامل تغییرات آب و هوایی، ذخایر ماهی، بیان زدایی و خشک سالی بوده است.
  • ” تصمیم بعدی ” برای هشت مورد که شامل کیفیت سواحل مرجانی دنیا اعلام شده بود، و هیچ اطلاعاتی برای موارد دیگر در دسترس نبود.)طیبی، 1395 ، 256)

در این راستا به نظر می رسد دیپلماسی محیط زیست در روند ایجاد دقیق عمل کرده و نشانه بارز آن وجود کنوانسیون ها و دیگر اسناد مهم بین المللی است. اما در مرحله اجرا به دلیل عدم موازنه قدرت شمال و جنوب و وجود تنش هایی در مناطق توسعه نیافته و منفعت طلبی های حاکمیتی، دیپلماسی محیط زیست دچار اختلالاتی می باشد. این مساله را نبایستی فراموش کنیم که نگاه دقیق و منتقدانه ما را به این سمت رهنمون می سازد که نسبت به دیپلماسی های موفق و ناموفق قائل به تفکیک باشیم.

  • آسیب شناسی حقوقی و مدیریتی
  • آگاهی رسانی عمومی و مشارکت مردم به ویژه نهادهای غیردولتی امروزه به عنوان یکی از ابزارهای اصلی و کلیدی در خصوص حفاظت از محیط زیست مطرح است. جلب مشارکت مردم از طریق آموزش و اطلاع رسانی به دست می آید. این مقوله توجه عموم را به محیط زیست پیرامون جلب می نماید و زمینه ای برای قانون مداری زیست محیطی ایجاد می کند. این یک مساله عادی نیست بلکه در معاهدات بین المللی حق بر آگاهی مد نظر واقع گردیده است. در این راستا معاهدات بین المللی بسیار مهم اصول راهبردی صوفیا مصوب 1995 و دو کنوانسیون بین المللی در مورد حق بر اطّلاعات و مشارکت عمومی در زمینه محیط زیست مصوب1998 دانمارک و کنوانسیون بین المللی در مورد حق بر اطّلاعات و مشارکت عمومی م وب 1998وجود دارد. )ملکی اصل، 1393 ،70)

در این راستا به موجب مادّه دو)اصول راهبردی صوفیا(، کلیه افراد حقیقی و حقوقی، باید بتوانند بدون توجّه به رابطه شهروندی، ملّیت، محل اقامت و بدون آن که مؤظّف به اثبات داشتن نفع حقوقی باشند، آزادانه به اطّلاعات زیست محیطی که تقاضا نموده اند، دسترسی یابند، بدین ترتیب، به موجب این اصل، دولت ها نمی توانند با استناد به ملّیت افراد، از ارائه اطّلاعات مربوط به مسائل محیط زیستی به متقابیان استنکاف نمایند.

همچنین دولت ها باید اسناد ملّی و بین المللی مربوط به محیط زیست، مانند راهبردها، برنامه ها و همچنین، گزارشات مربوط به نحوه اجرای آن ها را به اطّلاع همگان برسانند. کنوانسیون بین المللی در مورد حق بر اطّلاعات و مشارکت عمومی مصوب1998 نیز بر دو مبنای دسترسی عموم به اطلاعات محیط زیستی و امکان مشارکت عمومی در اتّخاذ تصمیمات مربوط به محیط زیست شکل گرفته است. در این راستا هر چند بر اهمیت موضوع پیش رو تاکید گردیده اما یکی از خلاء های مهم در تحقق روند دیپلماسی عمومی محیط زیست، عدم تحقق حق آگاهی های زیست محیطی است. هرچند خلاء پی رو تا حدی با وجود سازمان های مردم نهاد مرتفع گردیده اما هنوز این مساله بخصوص در کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته دچار مشکل است. از این رو می توانیم بیان کنیم که دیپلماسی محیط زیست در سطح ملی و منطقه ای دچار اختلال است و موفق عمل نکرده است.

  • تمامی کنوانسیون ها و معاهدات و پروتکل های بین المللی محیط زیستی بسترگاه قانونی تحت قواعد نرم وقواعد سخت و قابل اجرا تحت تعهدات مشترک بین المللی است. ما شاید در سطح بین المللی نیازمند صلاح قواعد محیط زیستی نباشیم چرا که در این زمینه بیشترین قواعد را دارا هستیم. به نظر می رسد ما در زمینه اجرای معاهدات در سطوح منطقه ای و ملی دچار اشکال هستیم. علت این امر هم نبود تعاملات صحیح درسطوح منطقه ای و نبود همگرایی مثبت در سطوح ملی است. این مطلب نافی عملکرد موفق دیپلماسی بین المللی محیط زیست نیست بلکه به نوعی آسیب شناسی حقوقی و مدیریتی هست که در سایه آن بتوان راهبرد دیپلماسی محیط زیست را تحکیم بخشید
  • وجود اصول و مفاهیم حقوق بین الملل محیط زیست از نشانه های بارز موفقیت دیپلماسی محیط زیست در روند توسعه این شاخه بوده است. همین موفقیت هست که این فرآیند را به طرف حقوق بین الملل توسعه پایدار سمت و سو داده است. توسعه عالی پایدار نیز یک زمینه وسیع و موفق ناشی از دیپلماسی محیط زیست است. در همین راستا وجود آراء ورویه های قضایی بین المللی است که زمینه های فعال دیپلماسی محیط زیست را در برخی از آنها شاهد هستیم و به نظر می رسد این روند توفیقات بیشتری را برای جامعه بین المللی به همراه خواهد داشت.
  • الگوی چارچوبی و راهبردی برای دیپلماسی محیط زیست

 

با نگاهی وسیع به چارچوب دیپلماسی محیط زیست و تاثیر آن بر تعاملات بین المللی و صلح جهانی و تدقیق در رهیافت آسیب شناسی ساختاری این مساله، ارائه راهبردهایی در جهت رفع آسیب ها بروری می نماید:

شکل شماره1:  الگوی چارچوبی دیپلماسی محیط زیست)طیبی، 1395 ، 258)

راهبرد اول : ایجاد اتحاد نامتمرکز

راهبرد پیش رو در بستر مساعدت و همکاری کشورهای منطقه ای تحقق می یابد. کشورهای با علایق زیست محیطی مشترک همواره می توانند در مذاکرات سازمان های منطقه ای خود شرکت نموده و در جهت کشف علایق مشترک، تقسیم اطلاعات تکنیکی، و تحلیل متناوب استراتژی با یکدیگر همکاری نمایند.. چنین گروه هایی به مساعدت و دلگرمی از طرف تمایندگان بی طرف نیاز دارند. برای بیشتر قسمتها، گروه ها باید بر اساس منطقه ای سازماندهی شوند؛ تا ملتهایی که مرزهای مشترک دارند یا تکیه بر منابع مشترک دارند نشست منظمی داشته باشند. در موقعیتهای دیگر، کشورهایی با علایق مشترک و بدون هیچ هم مرزی باید برای تغییر اطلاعات و گفتگو بر سر احتمالات در کار کردن با یکدیگر و مدیریت منابع تشویق شوند. نکته ی چنین نشستهایی ایجاد پیوستگی، شامل اتحادی است که از وسط مرزهای شمال جنوب رد می شود(Susskind, Ali, 2015, 160)

راهبرد دوم : فراهم کردن پی مذاکره و کمک فنی به کشورهای مستقل

تنها تعداد معدودی از کشورها در پیشرفت فنی و چشم اندازهای غیر رسمی از نظر سیاسی در هر موضوع جهانی که به وجود می آید منابع مورد نیاز را دارند. اطلاعاتی معمولی و توصیه های راهبردی اصولا در دسترس کشورهایی که به آنها نیاز دارند نیستند. نکته قابل ذکر این است که کشورها بایستی در دسترسی به اطلاعات آزاد باشند و در جهت حفظ منابع محیط زیستی اطلاعات مربوطه را در اختیار داشته باشند. این مهم از طریق کمک های فنی کشورهای توسعه یافته صورت می پذیرد.

راهبرد سوم : اتخاذ دیدگاه های جدید درتنظیم معاهده

کشورها می توانند با هر دیدگاه و موضع در کنفرانسهای بین المللی در تمامی موبوعاتی که کاملا قابل حل هستند شرکت می کنند. شرکت کشورها نشان از اهتمام و جدیت در کار دارد. دولت ها نیز بایستی بعنوان وکلای مردم خود بصورت مستمر در این نشست ها شرکت کنند و در تصمیم سازی های موثر سهیم باشند. همین حضور کشورها می تواند دیدگاه های جدیدی را در خصوص روند شکل گیری معاهدات ایجاد کند و به تکوین روند دیپلماسی کمک شایانی بنماید.

راهبرد چهارم : جایگاه قانونی برای منافع غیر دولتی

وجود سازمان های غیردولتی و مردم نهاد مدنی و حضور چشمگیر آنها در روند کنفرانس های بین المللی زیست محیطی و پررنگ جلوه کردن آنها در مسیر دیپلماسی محیط زیستی این مساله را گوشزد می نماید که بایستی نقش قانونی برای آنها قائل شد. سازمان های غیر دولتی سهم عمدتا مهمی در ایجاد معاهده در طول 20 سال اخیر داشته اند

.

راهبرد پنجم : دسته بندی کردن مجدد کشورها بر اساس وضعیت و فعالیت تعیین شده

به نظر می رسد بایستی کشورها بر اساس میزان درگیری با مخاطرات زیست محیطی، وجود منابع و توانایی های موجود که بر اساس آن بایستی پاسخگو باشند،دسته بندی شوند. معیارهای متفاوتی از مسئولیت پذیری یا اجرا برای دسته بندیهای متفاوتی از کشورها درتمامی معاهده های زیست محیطی باید مشخص شوند. علت این مساله جلوگیری از عدم تداخل مواضع حاکمیتی کشورهای مختلف است.

راهبرد ششم : تقویت کردن حفظ تعادل بهتر بین علم و سیاست

تمامی ملتها باید به استحکام مشارکت در سازمانهای علمی بین المللی کمک کنند؛ زیرا آنها تلاش بسیاری در خصوص تحلیل های قابل باور دارند. در این راستا یک تعامل انبساطی بایستی مابین علم و سیاست ایجاد گردد تا یافته ها و تحلیل ها حاصله نشات گرفته از یک باور کاملا علمی در بستر سیاست تکامل یافته باشد. این مهم شکل جدی به خود نخواهد گرفت مگر آنکه استاندارد هایی مد نظر باشد ویا بعبارتی دیگر در بستری قانونمند انجام پذیرد.

راهبرد هفتم : تقویت پیوند مسئله

در پرتو این راهکار با وجود منافع کشورهای مختلف در مذاکرات و تامین اهداف آنها، بایستی روند کار رو به جلو باشد تا مبادا گسستی در این خصوص بوجود آید. غیرطبیعی نخواهد بود اگر کشورهایی با چشم داشت مالی به پای میز مذاکرات بیایند و انتظار کمک داشته باشند. به هر ترتیب به دلیل حجم معاهدات و سختی کار بایستی مشوق هایی وجود داشته باشد تا روند دیپلماسی دچار خلل نگردد. همچنین بایستی سیاستی اتخاذ گردد تا مرحله اجرای معاهدات نیز با مشوق هایی همراه باشد. در این حالت است که دیپلماسی موفق شکل می گیرد.

راهبرد هشتم : کنار گذاشتن مجازات برای فعالیت یک جانبه ی سازنده

برخی کشورها از اجرای ملی نظامات زیست محیطی به دلیل به سرانجام نرسیدن توافقات بین المللی سر باز می زنند و اجرای این مهم را به بعد از امضاء معاهدات موکول می نمایند. دلیل این کشورها همانا عدم هماهنگی در اجرای این نظامات توسط کشورها و بررهای رقابتی می باشد. البته حاکمیت ها این مساله را بعضا مغایرت با حاکمیت ملی تلقی کرده و زمان بعد ازامضاء معاهده و شرایط پیرامون را مناط اعتبار قرار می دهند. به هر ترتیب بایستی این نگرانی ها مرتفع گردد و کشورهااحساس نکنند اجرای زودتر از موعد نظامات زیست محیطی به ضرر آنهاست و کشورها بایستی این را بدانند که هزینه برای کشوری که در دور اول اجرای قانون است، معمولا کمتر از هزینه تلاشهای بعدی است که می خواهند به درجات بالای کیفیت زیست محیطی برسند(Marcus 1980 : 267)

راهبرد نهم : تشویق رسانه ها در اجرای نقشی سازنده تر

این رسانه ی عظیم دو نقش برای اجرا دارد: گزارش وقایع و تربیت مردم. بخش بسیار مهمی که نقش دیپلماسی محیط زیست در روابط بین الملل را بیان می کند و رسانه باید فضا و زمان اضافی برای خبرهای زیست محیطی فراهم کند، که هر دو در پیش بینی کردن وقایع پیش رو و پوشش مذاکرات درحال پیشرفت است. پوشش جهانی اجلاس سران زمین، اجلاس سران ژوهانسبورگ، و ریو +20 موثر بود، اما بعد از اتمام وقایع اندک رسانه هایی هستند که مشکلات جدی که امضا کننده ها در اجرای شروط مبهم معاهده ها که در چنین اجلاس هایی امضا کردنده اند و با آن مواجه میشوند را پوشش دهند. چندین دلیل وجود دارد که مباحث جهانی زیست محیطی در خیلی از بخش های دنیا گزارش داده نمی شوند. اول، خروجی خیلی از رسانه ها ظرفیت گزارش دادن چنین وقایعی را ندارد. تعداد اندکی از روزنامه نگاران صلاحیت دار برای قابل مفهوم کردن چنین مباحث پیچیده ای فرستاده می شوند. دوم، ماموریت رسانه ها اغلب محدود است. آنها مسئولیت گزارش دادن وقایع را می پذیرنند اما نه برای تربیت عموم. البته اگر عموم از اهمیت معاهدات جهانی زیست محیطی و مذاکرات اطلاعی نداشته باشند، برای پوشش چنین اخباری تقاضایی نمی کنند. در غیاب چنین درخواستی، رسانه ها هم بیان می کنند که مردم علاقه ای به این اخبار ندارند. در همین راستا بایستی شبکه ای جهانی از سازمانهای علمی و نهادهای آکادمیک باید مسولیت ساخت بانک اطلاعاتی زیست محیطی را بر عهده بگیرند که رسانه ها به صورت الکتریکی در هر کجای این دنیا باشد از آن استفاده کند Susskind, Ali, 2015, 176  ))

راهبرد دهم: تلاش برای صلح

از آنجایی که تلاشهای اصلاحی در درجات خیلی پایین موردتوجه است، به نظر می رسد بایستی مزایای ارزشمند دیپلماسی

محیط زیست را مورد توجه قرار دهیم. پایه و اساس تحقق دیپلماسی محیط زیست همانا مشارکت جهانی در پرتو تعاملات بین المللی است. این فرآیند در صورت تحقق قطعا به ارمغان آورنده صلح جهانی است. به هر ترتیب آماده سازی زمینه مسائل محیط زیستی در ایجاد صلح بایستی به روشی تکاملی مورد توجه قرار گیرد که در هر شرایطی اهمیت آن احساس گردد. ازاین رو بایستی در جهت مقابله با تهدیدات محیط زیستی در پرتو دیپلماسی محیط زیست نکات ذیل را از نظر دور نداشت:

الف( توسعه اطلاعات مشترک بر پایه ی تهدیدات رایج محیط زیست؛

ب( تشخیص ضرورت همکاری در کم کردن تهدیدات ؛

ت( ارتباطی شناختی و اعتماد سازی از طرف نخستین همکاری محیط زیستی

ج( تعاملات ادامه دار بر سر زمان به علت اهمیت محیط زیست؛

چ( توضیح برداشتهای اشتباه و محدود ساختن درگیری های ارتباطی؛

ح( گسترش همکاری و برآیند ایجاد صلح.

اهمیت دادن به منابع محیط زیست و رشد درک مسائل محیط زیستی نیازمند یکی کردن راه حل ها از طریق مرزها دارد و

احتمال این می رود که برای بهره مندی از منابع درگیری افزایش یابد. مثلا منابع آب که در چارچوب معاهدات مرزی مشخص گردیده و نمونه بارز آن ایران و افغانستان در خصوص مساله هیرمند با جدالهای مداوم بین دو کشور بر سر پروژه های مدیریت آب امتحان شده است، اما هیچ وقت به توافق مدیریتی بوم شناختی نرسیده است. هر چند مذاکرات به صورت ساختاری بر روی تقسیم منابع آب تا راه حل های کار آمد انجام پذیرفته ولیکن نقطه تمرکز بر روی مسائل محیط زیستی کم بوده است. به هر ترتیب تعامل، اصلی ترین مسئله در جهت رفع اختلاف و ابزاری جدی در جهت بروز اختلافات میباشد.)پورهاشمی و دیگران، 1394، 7)

راهبرد یازدهم: رسیدن به توسعه پایدار

در واقع، رسیدن به توسعه ای سریع و بدست آوردن شاخصه ای مهم محیط زیستی، نیاز به در پی گرفتن سیاستهای فرا منطقهای و ادغام جوامع بین المللی دارد. دلایلی که برای اولویت این مسئله امروزه در جهان مطرح است عبارتاند از:

  • توسعه محیط زیست با تقاضای شدید استفاده از آن همراه است و عملا بیشترین این تقاضا مربوط به استفاده بیشتر

منابع در جهان است. بنابراین پیش بینی می شود در چندین سال اخیر با روندی که در استفاده از محیط زیست مطرح شده و وجود دارد منابع از بین برود و در جهان با مسئله تخریب مواجه شویم. متقابلا تمامی کشورها با نابودی و زوال و ماشینی شدن روبرو هستند و اگر به مسئله حفاظت از محیط زیست توجه نشود به زودی زود دیگر محیط زیست (منابع طبیعی( وجود نخواهد داشت.

  • برای توسعه به گونه ای مسئله حفاظت در آن مورد توجه قرار گیرد، تمامی جوامع بین المللی به فن آوری و تکنولوژیهای مدرن نیاز دارند و با توجه به بی اعتمادی که بین جوامع بین المللی )جهان اول، جهان سوم( وجود دارد، نمیتوانند کشورها در این راه به هم اتکا کنند، بنابراین تمامی کشورها باید به روابط دوستانه و رو به توسعه در زمینه حفاظت از محیط زیست توجه خاصی مبذول بدارند. امروزه بسیاری از کشورهای ناتوان میتوانند با توجه به مسائل حقوقی که در جهان در زمینه محیط زیست مطرح است برای دستیابی به تکنولوژی سبز )پاک( و جلوگیری از تخریب محیط زیست با کشورهای ابرقدرت در زمینه محیط زیست معاهداتی را به امضاء برسانند و با هم وحدت و یکپارچگی داشته باشند تا جلوی تخریب گرفته شود.
  • مسئله محیط زیست میتواند همانند پلی بین جوامع بین المللی باشد که در این میان همگرایی بین المللی نقش مهم و عمده ای را میتواند داشته باشد و کشورها با وحدت و همکاری میتوانند مانع ازبین رفتن زمین شوند.
  • در نگاه کلان، نگاه به حفاظت از محیط زیست میتواند این فرصت را برای جوامع بین المللی فراهم آورد تا قادر باشند یک تعادلی در روابط خارجی خود فراهم آورند و قدرت مانور کشورها را در برخورد با پدیدههای محیط زیستی برای هم افزایش دهند. در واقع باید یادآور شد، یکی از اهداف مهم در این اولویت بندی ها، ایجاد نوعی تعادل در روابط بین المللی و متنوع سازی و استفاده صحیح از محیط زیست است و واضح است که نگاه به مسئله حفاظت و همگرایی بین المللی در عین اهمیت به آن، به معنی بی توجهی به بقیه کشورهای ناتوان نیست چرا که به طور قطع، ایجاد روابط بین کشورها باید به وجود آمدن تکنولوژیهای مدرن و پاک در تمامی جوامع است و این همگرایی باید به گونه ای باشد که تمامی جهان بتوانند در این مورد به صورت واحد و یکپارچه عمل کرده و از فنآوری های موجود بهره ببرند.

راهبرد دوازدهم : تحکیم ساختار و تشکیلات

–  ایجاد و تشکیل کمیته های ملی دیپلماسی محیط زیست در کشورهای شمال و جنوب و ایجاد شورای هماهنگی منطقه ای با ساختار و ترکیب مشخص به منظور همگرایی و اتخاذ سیاست هماهنگ در خصوص مسائل محیط زیست و تعاملات مثبت در این خصوص.

–  تقویت ساختارهای موجود بین المللی و جهانی نظیر یونپ و توسعه و بسط چارچوب دیپلماسی بین المللی محیط زیست از این طریق در جهت تحقق ساختار جدید سازمان محیط زیست جهانی.

–  ایجاد و تشکیل ساختار بین المللی در سطح کشورهای اسلامی و اتحادیه های آسیایی – افریقایی.

–  فعال سازی سازمان های منطقه ای نظیر راپمی به منظور هدفمند سازی و تحقق دیپلماسی محیط زیست خلیج فارس

و همانند سازی در خصوص دیپلماسی خزر.

راهبرد سیزدهم : راهکار حقوقی

–  تدوین یک دستورالعمل جامع جهت مدیریت دیپلماسی بین المللی محیط زیست.

–  تعیین ضوابط و معیارهای بین المللی از طریق مراجعه به آئین های اجرای معاهدات بین المللی.

–  تعیین ضوابط از طریق بکارگیری استانداردهای تعادلی، فن آوری و بهداشتی زیست محیطی. )کریمی، 1391، 35 )

–  وجود ضمانت اجرای معاهده ای در خصوص ناقضان مسئولیت بین المللی محیط زیستی.

راهبرد چهاردهم : راهکارهای عمومی

–  آگاهی رسانی و مشارکت عمومی به ویژه از طریق سازمان های مردم نهاد که نقش اثر بخشی در توسعه دیپلماسی محیط زیست داشته اند.

–  گسترش و توسعه آموزش و پژوهش های کاربردی در خصوص دیپلماسی محیط زیست از طریق بررسی دیپلماسی های موفق و ناموفق در کشورهای مختلف.

–  استفاده و بهره گیری از تجربیات کشورهای مختلف از طریق نمایندگان کشورهای حاضر در اجلاس ها و کنفرانس های

بین المللی.

–  حمایت مادی کشورهای دارای منابع مالی قوی بخصوص کشورهای شمال در جهت حفاظت از محیط زیست در پرتو دیپلماسی بین المللی محیط زیست.

راهبرد پانزدهم : نگاه به امروز، نگاه به آینده

امروز، نگاه ما بر محوریت تعامل و همگرائی است چرا که هنوز همدلی جهانی ایجاد نگردیده و این مهم محصول نگاه منفعت گرایانه است که توسعه ای نامطلوب در پیش روی ما گذاشته است. هر چند نگاه امروز در پرتو انسجام حضور بازیگران بین المللی در عرصه تصمیم سازی های محیط زیستی دنبال می گردد و این مهم در بستر کنفرانس های بین المللپی زیست محیطی نمود پیدا می کند که نتیجه آن معاهدات بین المللی است که شکل گیری آن مدیون دیپلماسی محیط زیست است.

اما نگاه به آینده افزون بر نگاه امروز است آنگونه که پایداری در تمام سطوح خواسته جامعه بین المللی است. پایداری در

دیپلماسی سبز همگام با تعاملات بین المللی در نیل بسوی صلح جهانی پایدار مقصود ماست.

  • چارچوب ملی:

نظام جهانی در سیر تحول خود نیازمند تعامل بشریت هست و این تعامل همانا روابط بین المللی است که بر پایه دیپلماسی شکل اساسی به خود می گیرد. در این فرآیند دیپلماسی هدفمند می تواند ضامن بقای جامعه انسانی و حیات بشری با حفظ منافع مشترک با امعان نظر به پایبندی به تعهدات بین المللی و رعایت قواعد آمره باشد. دیپلماسی چه در حالت عمومی )با نگرش ملی ( و چه در حالت رسمی )با نگرش بین المللی ( بایستی هدفمند عمل کند. این هدفمندی تا آنجائی به پیش می رود که ثبات و صلح جهانی را در پی داشته باشد.)طیبی، اسماعیلی فرد، 1394 ، 152) دیپلماسی محیط زیست یک روند کاملا جدی و بر مدار صلح و حقوق نرم قابلیت حرکت دارد. این روند وظیفه ملی  و بین المللی را به ما گوشزد می کند.

دیپلماسی محیط زیست تقریبا همیشه اولویت دوم، و یا حتی سومین، هدف از سیاست خارجی دول مختلف بوده است. دیپلماسی محیط زیست نبایستی بی الویت باقی بماند و در نهایت، باید اذعان کرد که فقط برای حفظ حیات زیست کره، دیپلماسی وجود دارد.(طیبی،1،1392)

به نظر می رسد از منظر ملی اگر بخواهیم الگوی دیپلماسی محیط زیست را تشریح نمائیم بایستی ابعاد ملی، منطقه ای و بین المللی مد نظر قرار گیرد. در این راستا به لحاظ ملی بایستی ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و اجتماعی و همچنین بعد حقوقی مورد توجه واقع گردد. در واقع می توان گفت سیاستگذاری عمومی می تواند در حوزه دیپلماسی محیط زیست راهگشا باشد.

علممحیط زیستآمار و اطلاعات، فناوری، پژوهش های بنیادین، ارزیابی، آمایشحفاظت محیط زیست به روش علمی
سیاستمحیط زیستملاحظات انتخاباتی، فشار گروه های ذینفع، عدم اطمینانحفاظت محیط زیست به روش سیاسی
دموکراسیمحیط زیستآزمایشگاه دموکراسی، نقش شهروندی، ثبات حاکمیتی، تقلی حاکمیتیحفاظت محیط زیست و شهروندی
دیپلماسیمحیط زیستمذاکره، تعامل، همکاریحفاظت محیط زیست و توسعه پایدار

شکل شماره2 :سیاست و محیط زیست)طیبی، 1395 ،187)

همچنین نگاه ویژه به استانداردهای زیست محیطی از جمله مقررات گذاری زیست محیطی و ارزشگذاری زیست محیطی را نبایستی از نظر دور داشت.

سیاست گذاری عمومی و رسمی محیط زیستیسیاست
چارچوب گذاری ملی و بین المللی محیط زیستیامنیت
ارزشگذاری محیط زیستیاقتصاد
تاثیرگذاری اجتماعی محیط زیستیفرهنگ
مقررات گذاری محیط زیستیحقوق
ایمن سازی محیط زیستیبهداشت و سلامت

شکل شماره3 :رویکردهای زیست محیطی)طیبی، 1395 ،189)

به لحاظ منطقه ای بایستی دیپلماسی محیط زیست را در خصوص خلیج فارس، دریاچه خزر و اروند رود و همچنین تالاب هامون و محیط زیست منطقه فعال کنیم. در همین راستا بایستی میزان پایبندی به تعهدات بین المللی زیست محیطی کشورمان را تبیین نمائیم.حال اینکه به نظر می رسد دیپلماسی محیط زیست در کشور ما صد در صد موفق عمل نکرده باشد اما ما بایستی از این ابزار بسیار مهم برای پیشبرد اهداف حفاظتی و حمایتی از محیط زیست بهره مند شویم.

  • نتیجه گیری

 هنوز درک صحیحی از دیپلماسی محیط زیست در کشورهای در حال توسعه وجود ندارد و این مساله همواره گام های توسعه را دچار اختلال کرده است. تحقق توسعه و تصور پایداری بنای غلطی است که همیشه گریبانگیر کشورهای جنوب بوده است. طرز تلقی ما از تحولات کلی نگر و بخشی نگر در حقوق بین الملل توسعه پایدار کماکان با مشکل روبروست اما این مسائل مانع از توجه اکید ما به حاکمیت زیست محیطی نیست. به واقع دیپلماسی محیط زیست همواره ثبات بخشنده مواضع بازیگران بین المللی با حفظ روش و منش دیپلماتیک در جریان کنفرانس های بین المللی با حفظ موقعیت و پایبندی به اصول و مفاهیم حقوق بین الملل محیط زیست است. به هر حال دیپلماسی محیط زیست در واقع روایت درک ژئوپلتیکی از مذاکرات توافقنامه های بین المللی زیست محیطی است که زمینه مساعد جهت هدایت و روشن ساختن بهبود سیستم فعلی را فراهم میکند. اگر چه موافقت نامه های بین المللی زیست محیطی به صورت تصاعدی در پنج دهه گذشته افزایش یافته است، با این حال تصمیم گیری در خصوص مسائل کلیدی مانند از دست رفتن تنوع زیستی، تغییرات اقلیمی، تخریب لایه ازن، حمل و نقل زباله های خطرناک و دیگر چالش های سیاره ای، نیازمند پایبندی کشورها به هنجارهای بین المللی است. در این راستا همچنین باید بیندیشیم که موفقیتها و شکستهایی در خصوص ساختار معاهدات زیست محیطی وجود داشته است و نقش جامعه مدنی و جوامع علمی در جهت فرآیند رشد و بلوغ این ساختارها موثر بوده است. به هر ترتیب دیپلماسی محیط زیست چارچوب موثری برای حفاظت محیط زیست و ابزاری کآرامد برای دغدغه مند ساختن اذهان جامعه جهانی در خصوص مخاطرات زیست محیطی و همچنین راهبردی برای به درک رساندن بازیگران بین المللی از اهمیت ژئوپلیتیکی زیست کره و حفاظت آن می باشد. از منظر ملی، به نظر می رسد پس از ابلاغ سیاست های زیست محیطی نظام نیز سازمان محیط زیست و وزارت امورخارجه بایستی یک کمیته ملی مشترک دیپلماسی محیط زیست ایجاد نمایند و این مساله می تواند با تمرکز ویژه بر مساله محیط زیست تنش های زیست محیطی منطقه را کاهش دهد.

فهرست منابع

پورهاشمی،سید عباس،سبحان طیبی و مهناز برابی. (1394) . چشم انداز وضعیت حقوقی »توسعه پایدار « محیط زیست بعد از سال2015 ، فصلنامه علمی ترویجی آموزش محیط زیست، دانشگاه پیام نور تهران، در حال چاپ.

توتونچی، بابک .(1394). تحلیل سیاست های محیط زیستی نظام، سایت انتخاب خبر، آذرماه، تاریخ بازدید 14/5/1395 ، به نشان : http://www.entekhab.ir/fa/news/239358

سازمان حفاظت محیط زیست.(1394).ابلاغ سیاست های کلی محیط زیست توسط رهبر انقلاب،آذرماه،تاریخ بازدید 14/5/1395

طیبی،سبحان.(1392). (.دیپلماسی محیط زیست؛نگرش های موجود در مورد حفاظت محیط زیست و حقوق بشر،وبلاگ دانشمندان حقوق ایران فردا به نشانی: http://ehsantohid.blogfa.com

طیبی، سبحان.(1394). دیپلماسی محیط زیست و روند آن در توسعه حقوق بین الملل محیط زیست، اولین همایش ملی محیط زیست طبیعی، جهاد دانشگاهی پژوهشکده محیط زیست، گیلان.

طیبی،سبحان، مریم اسماعیلی فرد.(1394). کاربست دیپلماسی دفاعی در مسیر پیشبرد دیپلماسی محیط زیستی، دوفصلنامه دیپلماسی دفاعی،مرکز مطالعات راهبردی دیپلماسی دفاعی،سال چهارم،بهار و تابستان.

طیبی، سبحان.(1395). دیپلماسی محیط زیست و تاثیر آن بر تعاملات بین المللی و صلح جهانی، رساله دکتری به راهنمایی دکتر سیدفضل اله موسوی و دکتر سید عباس پورهاشمی،دانشگاه علوم و تحقیقات تهران.

کریمی،داریوش.(1391). جزوه کلیات حقق منابع طبیعی دوره دکتری گروه حقوق محیط زیست، دانشکده محیط زیست وانرژی،دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات.

مجابی، سید محمد.(1392). دیپلماسی جهانی وجایگاه محیط زیست ،وبلاگ روزنوشت های سید محمدمجابی ، به نشانی :http://www.smojabi.blogfa.com/post-1608.aspx تاریا مراجعه27/10/94

ملکی اصل،پگاه.(1393). تحول در تعهدات دولتها ناشی از میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی درپرتو امنیت انسانی، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق بین الملل به راهنمایی دکتر حسین شریفی طرازکوهی، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس.

Ivanova, Maria. (2012). Global Governance up the Twenty first Century: Rethinking the Environmental Pillar, London: the Stakeholder Forum, This publication provides a critique of the UNEP reform process.

Marcus, Alfred(1980)”Environmental Prrotection Agency,” in The Polotics of Regulation , New York: Basic Books.

Susskind, L.E.,(1994) Environmental Diplomacy: Negotiating More Effective Environmental Agreements, Oxford University Press.

Susskind, L.E., Ali H Saleem,(2015) Environmental Diplomacy: Negotiating More Effective Environmental Agreements, Oxford University Press.

Vidal ,John(2012) “ Many Treaties to save the Earth but Where’s the will to implement them? The Guardian. June 7. Online at : www. The guardian .com /environment/ blog /jun/07//.