پس از خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام و نقض تعهداتش، اروپا نیز در عمل به تعهدات برجامی و وعده‌های خود درباره حفظ منافع ایران در برجام و جبران تحریم‌های آمریکا ناتوان بود و در بهترین حالت، عملکرد بسیار ضعیفی داشت. سازوکار مالی مبادلات تجاری- مالی میان ایران و اروپا (اینستکس) نیز نتوانسته‌ است انتظارات ایران را برآورده کند و کمکی به مقابله با تحریم‌های آمریکا نمی‌کند. همزمان، آمریکا فهرست تحریم‌های خود علیه ایران را بلندتر کرد و دیگر اقدامات تنش‌زا برای تحریک ایران به آغاز درگیری نظامی در منطقه خلیج فارس از طرف آمریکا و متحدانش در میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اسرائیل انجان شد. در این میان، باورناپذیری وعده‌های اروپا درباره اینستکس و تطویل در راه‌اندازی و ناکارایی شدید آن در جبران تحریم‌های آمریکا موجب شد تا ایران درباره بندهای 26 و 36 برنامه اقدام مشترک یا برجام یک مهلت 60 روزه برای عمل به تعهدات کشورهای باقیمانده در برجام تعیین کند که طی این 60 روز، تعلیق گام‌به‌گام تعهدات ایران در برجام، در دستور کار خواهد بود. اکنون سوال این است که اروپا به این تعلیق گام‌به‌گام و پایان مهلت 60 روزه، چه پاسخ‌های احتمالی خواهد داد و کشش اروپا در برابر تعلیق مرحله‌ای تعهدات برجامی تا چه میزان است؟

می‌توان برای واکنش احتمالی اروپا پس از پایان مهلت 60 روزه ایران دو سناریوی کلی بازگشت به استراتژی انگشت روی ماشه یا تغییر رویه کنونی و جبران کامل تحریم‌های آمریکا علیه ایران در حوزه مالی – تجاری و تقویت اینستکس و دیگر کانال‌های ممکن را در نظر گرفت؛ سناریوهای دیگر در میانه طیف این دو سناریو و بر اساس ترکیبی از عناصر آنها متصورند. اتحادیه اروپا در نخستین واکنش خود به مهلت 60 روزه ایران آن را رد کرد و ضمن اعلام پایبندی به برجام، از ایران خواست تا به تعهداتش پایبند بماند و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز فعالیت‌های هسته‌ای ایران را زیر نظر داشته باشد. اما ایران برای باورپذیری مهلت 60 روزه خود، ذخیره اورانیوم غنی‌‌شده خود را از مرز 300 کیلوگرم گذراند و واکنش اروپا به این گام از مهلت 60 روزه ایران نیز اعلام اجتناب از فعال‌سازی سازوکار ماشه یا بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران بود. در کنار این کنش-واکنش‌های بین ایران و اتحادیه اروپا، همچنان آمریکا فهرست تحریم‌های خود را بلندتر کرده و سیاست تهدید مکرر را در پیش گرفته است. در این طرف بازی، ایران با اعلام مهلت 60 روزه نشان داد که از راهبرد شکیبایی نسبت به بی‌قیدی طرفین خارجی به تعهدات برجامی، به سمت راهبرد عملی گرویده و با عبور از سطح ذخیره 300 کیلوگرم، علامت درستی مبنی بر پوچ‌نبودن تهدید خود ارسال کرده است. در حال حاضر، بستر اصلی ادامه حیات یا مرگ برجام در میان ایران و اتحادیه اروپاست. هرچند که بازیگران دیگری مانند چین و روسیه از ایران حمایت می‌کنند اما وزن اصلی تعهدات برجامی بر دوش اتحادیه اروپا سنگینی می‌کند که در پاره‌ای اوقات به سمت مواضع آمریکا متمایل می‌شود و این تمایل یا اهرم فشار از زبان فرانسه (پلیس بد واپسین دور از مذاکرات برجامی) خارج می‌شود. ضمن این که روسیه از بابت مساله اوکراین و کریمه درباره فشار اتحادیه اروپا در قالب اعمال تحریم می‌تواند نگرانی‌هایی داشته باشد و بازیگر چندان موثری نخواهد بود. انگلستان نیز با دورنمای تحقق اجرایی برگزیت، مواضعی نزدیک‌تر به ایالات متحده پیدا کرده است. با این وجود، کشش اتحادیه اروپا در قبال تحقق اقدامات ایران در پایان مهلت 60 روزه، تحت تاثیر روابط مالی-تجاری اروپا و آمریکا و حجم عظیم مبادلات تجاری میان این دو قاره نیز قرار دارد و از همین روی، سناریوی مبتنی بر بازگشت به استراتژی انگشت روی ماشه از سمت اتحادیه اروپا در پایان مهلت 60 روزه ایران، می‌تواند احتمال تحقق بیشتری داشته باشد.

در واقع ایران در دو بازی متفاوت درگیر است به طوری که بازدهی هر دو بازی به یکدیگر مشروط است؛ در یک طرف، تقابل بین ایران و آمریکا گونه‌ای از بازی بزدل (chickens game) را تداعی می‌کند و هر یک که زودتر تسلیم شود باید امتیاز بیشتری بدهد و در طرف دیگر، بازی با اروپا یک بازی اعتماد است که گرایش به همکاری بیشتر از جانب اروپا در آن بازی، به تصمیم آمریکا در بازی مستقیم با ایران نیز بستگی دارد. سود سرشار شرکت‌های آمریکایی از فروش اسلحه در منطقه خاورمیانه از یک طرف و افزایش وابستگی چین به آمریکا در واردات نفت بر اساس تحریم فروش نفت ایران از طرف دیگر پارامترهایی است که پایان این بازی یا توقف آن و تبدیل آن به بازی با شرایط بهتر را دست کم تا مشخص‌شدن رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا دورازدسترس می‌کند. از این روی، گزینه بهینه برای ایران، طراحی یک فرابازی بر اساس استراتژی‌های مشروط و لایه‌های متفاوت از بازیگران در بازی است تا در پایان مهلت 60 روزه به اجرا در آید.