آنچه در پی می آید، چکیده مقاله دکتر امیر هوشنگ میرکوشش و رامتین رضایی است که در کارگروه دوم سمینار هویت های نوظهور و امنیت منطقه ای در غرب آسیا ارائه شد.

پدیده امنیت در منطقه غرب آسیا بیش از آنکه در معنای فیزیکی آن و در زمینه مندی ملت_دولت تعریف و تبیین شود در معنای هویت و زمینه های هستی شناختی آن قابل تحلیل است.این نوشتار بر این باور است که هویت های نوظهور(قومی و مذهبی)در منطقه غرب آسیا با تعریف خود فراتر از زمینه مندی ملت_دولت(مانند؛ خلافت اسلامی و نو عثمانی گری) باز تولید ناامنی و بی ثباتی فزاینده را موجب گردیده اند.

امنیت و هویت دو مفهوم است که عمیقا در بسیاری از سطوح مختلف در هم تنیده شده اند و نمی توان آن ها را از یکدیگر تفکیک نمود. نظریه ادوارد آذر ، منازعات اجتماعی طولانی ، (PSC)، جدایی ناپذیری هویت و امنیت را واکاوی می نماید. منازعات اجتماعی طولانی مدت می تواند به عنوان تعاملات خصمانه بین گروه های اجتماعی تعریف شود که در تناقضات نژادی، قومی، مذهبی و فرهنگی عمیق قرار دارند و در طی مدت طولانی با شیوه های گوناگونی از خشونت ادامه  می یابد. نظریه منازعات اجتماعی طولانی از  چهار جزء ضروری تشکیل شده است که وقوع و ماهیت طولانی مدت منازعات اجتماعی  را بیان می کنند: مشارکت مؤثر، امنیت، هویت متمایز و شناخت اجتماعی هویت .

این مقاله تلاش دارد که با رویکرد روش تحلیل محتوا  و بر اساس نظریه منازعات اجتماعی طولانی مدت به این سئوال پاسخ دهد. هویت های نوظهور چه تاثیری بر امنیت کشور های عراق و سوریه بر جای می گذارد؟