عبدالغفور لیوال، سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در ایران و سید رسول موسوی، دستیار وزیر امور خارجه در امور آسیای غربی در نشست تخصصی «تحولات افغانستان:‌ نگاهی به ساختارها» که روز یکشنبه به میزبانی شورای راهبردی روابط خارجی برگزار شد، به بررسی تحولات افغانستان به ویژه مذاکرات صلح و روابط تهران – کابل پرداختند.

سفیر افغانستان با اعلام حل شدن اختلافات آبی افغانستان و ایران بر مبنای سند جامع همکاری دو کشور اظهار داشت: خوشبختانه بر سر مسئله آب در سند جامع نیز توافق شده است. قرار شد که مبنای کار نیز همان معاهده سال 1351 باشد که تنها یکی دو مورد اصلاحیه به آن اضافه خواهد شد.

محورهای مهم سخنرانی این دو دیپلمات که بعضا در پاسخ به سوالات شرکت کنندگان در نشست بوده در ادامه از نظرتان می‌گذرد.

 

آغاز مذاکرات صلح، اولویت دولت آینده افغانستان

عبدالغفور لیوال با تاکید بر اهمیت انتخابات اخیر افغانستان گفت: ما اخیرا روند انتخابات ریاست‌جمهوری را در افغانستان طی کردیم؛ به زودی نتایج آن اعلام می‌شود و برنده این انتخابات، دولت جدید را تشکیل می‌دهد.

وی با بیان اینکه اولویت دولت جدید آغاز مذاکرات صلح به ویژه مذاکرات بین‌الافغانی است، اظهار داشت: مذاکرات بین آمریکا و طالبان که متوقف شد یا به تعویق افتاد، سه محور اساسی داشت؛ جدول زمانبندی خروج نیروهای خارجی، تضمین برای عدم ایجاد خطر برای کشورهای خارجی و همسایگان افغانستان و آینده طالبان در آینده سیاسی افغانستان.

لیوال اضافه کرد: این مذاکرات در بخش آخر، به مذاکرات بین‌الافغانی اشاره می‌کرد و مهم‌ترین پیش‌شرط دولت و مردم افغانستان برای آغاز مذاکرات اجرای آتش بس بود.

این دیپلمات افغانستانی با بیان اینکه با توقف مذاکرات، اجرای انتخابات با درخواست مردم در اولویت قرار گرفت و انتخابات برگزار شد، تصریح کرد: هر دو گروه پیشرو در انتخابات به ویژه اشرف غنی، متعهد هستند که آغاز مذاکرات صلح، یک اولویت است و ما امیدواریم، این مذاکرات با آتش‌بس آغاز شود. با این حال، مسئله افغانستان ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی هم دارد.

سیاست واقع‌بینانه ایران در قبال افغانستان

لیوال درباره رویکرد ایران به تحولات افغانستان اظهار داشت: در بعد منطقه‌ای شاهد سیاست‌های مبتنی بر واقع‌بینی به ویژه از سوی ایران هستیم. قدردان این سیاست‌ ایران هستیم که اعلام کرد در مذاکراتی که دولت افغانستان مشارکت نداشته باشد، حضور نخواهد یافت. به باور ایران، این نشست‌ها در غیاب مردم و دولت افغانستان نتیجه‌ای نخواهد داشت.

 

نقش پررنگ بازیگران منطقه‌ای در صلح افغانستان

این دیپلمات افغانستانی ادامه داد: کشورهای دیگر مانند روسیه و چین، آهسته‌ آهسته در تماس‌های مرموزشان با طالبان تجدید نظر کردند.  در این میان، مشکل اصلی در خصوص سیاست‌های پاکستان در قبال طالبان است.

وی با بیان اینکه مشکل اساسی با پاکستان در مورد طالبان وجود دارد، گفت: شما از طرح اخیر دولت افغانستان در مورد صلح اطلاع دارید که درباره آتش بس و خروج مسئولانه نیروهای بین‌المللی از افغانستان و… بحث شده است. یک بخش از این طرح در این باره است که روابط پاکستان را با طالبان روشن کنند و بگویند این روابط در چه حدی است.

سفیر افغانستان در تهران با بیان اینکه پاکستان باید به حاکمیت ملی در افغانستان احترام بگذارد، ابراز داشت: همانطور که کشورهای همسایه مانند ایران، چین و سه همسایه شمالی، در حلقه روابط ما هستند، داشتن روابط عالی با همه را مدنظر داریم.

 

ترجیح روابط اقتصادی بر روابط سیاسی و ایدئولوژیکی

لیوال با بیان اینکه افغانستان روابط اقتصادی را که تامین کننده منافع هر دو طرف باشد، به هر گونه روابط سیاسی، ایدئولوژیک، فرهنگی و… ترجیح می‌دهد، عنوان کرد: ظرفیت‌های افغانستان بالاست و می‌تواند شریک خوبی برای دیگران باشد. ما حلقه وصل سه نقطه و حوزه و حلقه اتصال آسیای غربی و آسیای میانه هستیم.

وی با بیان اینکه افغانستان امیدوار است همه کشورهای موثر و همسایگان به سیاست افغانستان توجه داشته باشند و از ادامه جنگ‌های نیابتی در افغانستان دست بکشند، یادآور شد: حوادث اخیر ثابت کرد تداوم ناامنی و جنگ به نفع هیچ کس نیست و تا در افغانستان ثبات نباشد، ثبات در کشورهای همسایه و حتی جهان وجود نخواهد داشت.

این دیپلمات افغانستانی با تاکید بر اینکه حتما کشورهای همسایه و جهان می‌فهمند که با یک کشور و ملت متفاوتی نسبت به چهار دهه پیش روبه‌رو هستند، بیان کرد: نسل جوان آگاه، تحصیلکرده و روشنفکر و وطن‌دوست افغان که مسائل منافع ملی خود را درک می‌کند، به مردم‌سالاری، اصل جمهوریت و ارزش‌های میهنی خود باور دارد؛ صلح و ثبات و ارتقای ارزش‌های مدنی را خواستار است.

لیوال تصریح کرد: مردم و کشور افغانستان مردم و کشور مانند قبل نیستند و با ابزارهای ایدئولوژیک نمی‌توان در افغانستان سرمایه‌گذاری کرد. بزرگ‌ترین سرمایه ما این نسل آگاه است.

 

استقلال سیاسی افغانستان در عرصه سیاست خارجی

این دیپلمات در بخش دوم صحبت‌های خود با بیان اینکه نگرانی عمده در منطقه این است که در غیاب مردم و دولت افغانستان توافق‌هایی صورت بگیرد، گفت: این در حالی است که تضمینی وجود ندارد که آن توافق‌ها ذیل یک عنوان توخالی به نام امارت اسلامی شکل گیرد. چنین عنوانی هیچ محتوایی ندارد و حتی به این معناست که خطر تهدیدات تروریستی همچنان ادامه دارد. دولت افغانستان مرجعی است که می‌تواند صلح منطقه‌ای را تضمین کند.

وی ادامه داد: اگر کشورهای منطقه می‌خواهند صلح منحصر به جغرافیای افغانستان نباشد و شامل دیگر کشورها هم باشد، باید به اصل قانون اساسی افغانستان و حکومت افغانستان توجه کنند؛ چرا که مشروعیت باید درون‌زا باشد.

این دیپلمات افغانستانی با بیان اینکه هیچ کس نباید برای افغانستان در عرصه سیاست خارجی تعیین تکلیف کند، اظهار داشت: اگر ما زیر بار این گونه تعیین تکلیف کردن‌ها می‌رفتیم، نباید هیچ مناسباتی با ایران داشته باشیم، اما ما مناسبات چند هزار ساله با ایران داشته ایم و مناسبات چند هزار ساله هم خواهیم داشت.

پیروی از الگوی تعادل در روابط با هند و پاکستان

لیوال با بیان اینکه تعادل در روابط خارجی را می‌پذیریم، تصریح کرد: ما می‌خواهیم با هند و پاکستان مناسبات خوب و دوستانه داشته باشیم. بارها به پاکستان اطمینان دادیم که روابط خوب با هند به معنای دشمنی با هیچ کس دیگری نیست. هیچ کسی نمی‌تواند از قلمرو افغانستان علیه دیگری دشمنی کند.

وی با بیان اینکه تداوم تجهیز و تسلیح گروه‌های تروریستی برای پاکستان هم تهدید بالقوه‌ای است، خاطرنشان کرد: دولت و مردم افغانستان با صداقت پیشنهاد کرد که روابط اقتصادی با پاکستان، برای آنها هم پر منفعت است. تلاش ما برای رسیدن به توافق با پاکستان به نتیجه نرسیده است. مذاکرات ما پاکستان به خاطر رسیدن به تعادل در سیاست خارجی است.

سفیر افغانستان با بیان اینکه این کشور بیشترین صدمه را ناشی از جنگ‌ها در نیم قرن گذشته دیده و اجازه نمی‌دهد دیگران تاثیری بر روند داخلی‌اش بگذارند، ابراز داشت: توسعه بندر چابهار در ایران و دیگر بندرها که بدیل‌های تزانزیتی برای افغانستان هستند، اولویت سیاست خارجی ما هستند. ما به خاطر نگرانی دیگران نمی‌توانیم از اینها بگذریم. اینها ساخته شده و اقتصاد افغانستان را با اقتصادهای خارجی گره می‌زند.

 

حمایت افغانستان از سیاست برد برد با ایران

لیوال درباره سند جامع همکاری‌های ایران و افغانستان بیان کرد: به زودی سند جامع همکاری‌های راهبردی میان ایران و افغانستان امضا می‌شود که شامل پنج حوزه اقتصادی، آب، فرهنگی، امنیتی و مهاجران است. در همه این موارد توافق نظر وجود دارد به استثنای یکی – دو مورد که بر سر آن‌ها هم اختلافات جزیی و قابل رفعی وجود دارد. برای نمونه، در این سند در بخش مهاجران کارهای اساسی برای قانونمند شدن حضور مهاجران انجام شده است.

وی با بیان اینکه حجم همکاری‌های اقتصادی باید به حد خوبی در قالب منفعت هر دو کشور به شکل برد – برد شکل بگیرد، یادآور شد: توسعه بندر چابهار یک روزنه امید برای مردم افغانستان است. بخش بزرگی از جوانان افغانستان در دانشگاه‌های ایران حضور دارند و ما همکاری‌های فرهنگی‌مان را توسعه خواهیم داد. دو کشور در سیاست‌های کلان منطقه‌ای توافق نظر دارند و ما خواهان همسایگی خوب با ایران و ایران هم خواهان صلح پایدار در افغانستان است.

صلح طلبی پیش شرط حضور در مذاکرات بین الافغانی

لیوال درباره منظور از مذاکرات بین الافغانی اظهار داشت: ما در افغانستان با تروریست‌های بین المللی مواجه هستیم که باید آنها را از بین ببریم؛ چرا که حق حضور در افغانستان را ندارند، اما منظور از مذاکرات بین الافغانی از یک سو طالبان است که ریشه بومی و داخلی دارد. مذاکرات نیز با آن بخش از طالبان صورت می گیرد که که خواهان صلح هستند و حاضرند پای میزه مذاکره حاضر شوند. و در سوی دیگر نیز نه تنها حکومت، بلکه تمامی احزاب، جریان ها، گروه ها، جوانان و زنان قرار دارند. بنابراین مذاکرات بین الافغانی به نحوی همه قشرهای جامعه را دربرمی گیرد که خواهان صلح هستند؛ یعنی کسانی که به دنبال منافع افغانستان هستند نه منافع دولت‌های خارجی.

 

پایان مناقشه آبی با ایران

دیپلمات افغانستانی با اعلام حل شدن اختلافات آبی افغانستان و ایران بر مبنای سند جامع همکاری دو کشور اظهار داشت: خوشبختانه مسئله آب حل شده است و در سند جامع نیز درباره آن توافق شده است. قرار شد که مبنای کار نیز همان معاهده سال 1351 باشد که تنها یکی دو مورد اصلاحیه به آن اضافه خواهد شد.

وی افزود: یکی دو مورد مسائل فنی وجود دارد که در حال برطرف شدن است. یک مسئله هم به دغدغه‌های امنیتی برمی‌گردد که با امضای توافق صلح برطرف خواهد شد.

 

سیاست ایران در قبال مذاکرات صلح افغانستان

سید رسول موسوی، دستیار وزیر امور خارجه در امور آسیای غربی ، دیگر سخنران این نشست نیز در ابتدای سخنان خود درباره رویکرد ایران در مورد صلح افغانستان گفت: موضع ایران شرکت نکردن در هر نشستی است که نمایندگان مردم و دولت‌ افغانستان در آن حضور نداشته باشند. معنای این مسئله در برخی از موارد، به معنای غیبت ایران در روند صلح تفسیر شده که اشتباه است.

وی با اشاره به اجلاس چهارجانبه افغانستان در روسیه اظهار داشت: در هفته گذشته در مسکو نشست چهارجانبه‌ای با مشارکت روسیه، پاکستان، آمریکا و چین شکل گرفت و لاوروف، وزیر خارجه روسیه هم در پایان گفت که ایران باید به این هیئت اضافه شود. قبل از این نشست هم نشستی در پکن برگزار شد که روس‌ها آن موقع به ما اعلام کرده بودند در آن شرکت کنیم، ولی اعلام کردیم که شرکت نمی‌کنیم.

این دیپلمات کشورمان ادامه داد: ایران معتقد است در روندی که بدون حضور نماینده مردم افغانستان – که در قالب دولت متبلور می‌شود – برگزار می‌شود، شرکت نمی‌کند. البته نگاه دیگری هم وجود دارد و آن این است که در نشست‌هایی که روسیه و چین دعوت می‌کنند، ایران شرکت و مواضع خود را صریحا اعلام کند. در واقع، در حال حاضر این دو دیدگاه مطرح است؛ یکی اینکه در هیچ نشستی با شرایطی که وصف شد، شرکت نکنیم و دیگری اینکه در برخی از نشست‌ها که روسیه و چین دعوت کرده‌اند، شرکت و نظرات خود را بیان کنیم.

تفاوت بیانیه بروکسل و توافق خلیل‌زاد با طالبان

موسوی با اشاره به مذاکرات صلح آمریکا و طالبان اظهار داشت:‌ شکل مذاکرات خلیل‌زاد که اکنون آغاز کرده با شکل مذاکراتی که او قبلا انجام می‌داد و بعد از توییت ترامپ درباره توقف مذاکرات با طالبان، متوقف شد، فرق می‌کند. او هفته قبل به بروکسل رفت و پس از آن انتشار بیانیه ۱۷ بندی را شاهد بودیم که می‌توان گفت مانیفست غرب درباره افغانستان است. خلیل‌زاد سپس به مسکو رفت و در نشست چهارجانبه شرکت کرد و در آنجا هم آن بیانیه به نوعی تایید شد.

وی با بیان اینکه بیانیه بروکسل می‌تواند مانیفست صلح در افغانستان باشد، تصریح کرد: میان این مانیفست و آنچه در مذاکرات قبلی دنبال می‌شود، تفاوت معناداری وجود دارد و این مسئله موجب می‌شود که شاید ایران در دور بعدی به شکل دیگری رفتار کند. این مسئله به خاطر تغییر محتوایی است که در حرکت خلیل‌زاد اتفاق افتاده است.

 

ابعاد خطرناک طرح نخست خلیل‌زاد

دستیار وزیر امور خارجه افزود: ما با دو برنامه روبه‌رو هستیم. یکی رویکرد و چارچوبی است که در بروکسل طراحی شده و یک برنامه هم آن چیزی که اشرف غنی در کابل اعلام کرد. شاید سنتزی از این دو طرح، روند حرکت در افغانستان را مشخص کند.

موسوی در تشریح پنج ویژگی طرح اول خلیل‌زاد در طرح صلح افغانستان خاطرنشان کرد: اگر این پنچ ویژگی به نتیجه می‌رسید خطرناک بود که من آن را روند جابجایی‌ها می‌دانم؛ اما مجددا پایه خطرناکی گذاشته شده است. اگر ما صلح را آشتی و ایجاد ثبات و دوستی میان جوامع بدانیم، هر طرح صلح باید پایدار باشد و بتواند زمینه جنگ مجدد را از بین ببرد. تعریف ما از صلح در طرح خلیل‌زاد با تعریف او از صلح متفاوت است.

وی با بیان اینکه نخستین ویژگی صلح خلیل‌زاد جابجایی روند دوحه با روند بُن بود، ابراز داشت: جمهوری اسلامی افغانستان مولود «روند بُن» است یعنی مذاکرات بُن، توافق جامعه جهانی در مورد نظام سیاسی افغانستان بود و شکل جدیدی از حکومت را به نام جمهوری اسلامی افغانستان ایجاد کرد، ولی خلیل‌زاد در دوحه نظام جدیدی را طراحی کرد.

دستیار وزیر امور خارجه در امور آسیای غربی با بیان اینکه «روند دوحه» با یک حالتی که هیچ مشخصه و آینده‌ای را ندارد، پایه‌های توافق «روند بُن» را تضعیف می‌کرد، عنوان کرد: آنچه در مسکو رخ داد، روند دوحه خلیل‌زاد را تایید می‌کند؛ در حالی که ما معتقدیم باید روند بُن را تقویت و تایید کنیم، زیرا ساختار حکومت افغانستان در چارچوب روند بُن طراحی شده است.

موسوی یکی دیگر از ویژگی‌های توافق نخست خلیل‌زاد را جابجایی نظام سنتی با نظام مدرن حکومتی برشمرد و یادآور شد: آنچه افغانستان دارد، پارلمان، انتخابات، همه‌پرسی و در کل، نظام حکومتی مدرن است، اما کاری که خلیل‌زاد به آن دامن زد، نادیده گرفتن این نهادها بود و قانون اساسی افغانستان را نادیده گرفت. در توافق خلیل‌زاد و طالبان، اسمی از قانون اساسی، پارلمان و انتخابات و… نبود.

وی جابجایی نهاد مشروعیت بین‌المللی به جای مشروعیت ملی را یکی دیگر از ویژگی‌های توافق نخست با طالبان دانست و عنوان کرد: اگر خلیل‌زاد به همراه نمایندگان روسیه، چین و پاکستان تصمیم بگیرند نظام حکومتی افغانستان فلان گونه باشد، این درست نیست؛ آن هم در حالی که مردم افغانستان هستند که باید درباره نظام حکومتی کشورشان تصمیم بگیرند. من به ضمیر کابلوف (نماینده روسیه در امور افغانستان) هم گفتم مشروعیت افغانستان باید از درون ریشه بگیرد و روند بُن مشروعیت ملی را مبنا قرار داد و جامعه بین‌المللی هم این مشروعیت ملی را قبول کرد. ما نباید مشروعیت بین‌المللی را جایگزین مشروعیت ملی کنیم.

این دیپلمات کشورمان با بیان اینکه یکی دیگر از جابجایی‌ها بر اثر توافق خلیل‌زاد با طالبان، جابجایی امارت اسلامی افغانستان با جمهوری اسلامی افغانستان است، گفت: امارت اسلامی در توافق طالبان و خلیل‌زاد مطرح شد و دوگانه جمهوری اسلامی و امارت اسلامی شکل گرفت. این در حالی است که روند صلح باید از دل جمهوری اسلامی افغانستان شکل گیرد. روند صلح نباید اینگونه باشد که جمهوری اسلامی را به امارت اسلامی تبدیل کند. اگر به متن توافق – که هیچ گاه به صورتی رسمی منتشر نشده است – نگاه کنیم گفته شده این توافق بین آمریکا و امارت اسلامی افغانستان است؛ هرچند در پرانتز گفته شده که آمریکا امارت اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسد.

موسوی با بیان اینکه در یکی از بندهای توافق خلیل‌زاد با طالبان آمده بود که قرارداد امنیتی کابل و واشنگتن لغو می‌شود، اظهار داشت: یکی از دلایل برآشفتن کنگره از این توافق همین مسئله است.

وی اضافه کرد: ضمن اینکه ایران صراحتا اعلام می‌کند در هیچ روند صلحی که نماینده مردم افغانستان شرکت نمی‌کند، همزمان تحلیل عمیقی در این خصوص داریم که اگر توافق خلیل‌زاد با طالبان شکل می‌گرفت، صلح نبود، بلکه یک جابجایی و جنگ مجدد بود.

دستیار وزیر امور خارجه با بیان اینکه ایجاد امارت اسلامی افغانستان برای افغانستان صلح ایجاد نمی‌کرد، بلکه دور جدیدی از جنگ‌ها را به وجود می‌آورد، تصریح کرد: حق تعیین نظام حکومتی برعهده مردم است. هر روندی بخواهد به نام صلح دست به تغییر نظام افغانستان بزند، محکوم به شکست است و ایران هیچ وقت در این روند شرکت نمی‌کند.

عدم تکلیف مخالفان صلح در طرح خلیل زاد

وی با اشاره به آتش بس در افغانستان بیان کرد: آتش بس، اساس کار هر طرح صلح‌سازی است و اگر هر طرح صلحی به آتش بس توجه نکند، به نتیجه نمی‌رسد. اگر طالبان بر سر آتش بس توافق کند، باید ضامن آن هم باشد و اگر این آتش بس رعایت نشود، نشان می‌دهد طالبان بر گروه‌های خود اقتداری ندارد.

دستیار وزیر امور خارجه در امور آسیای غربی ادامه داد: دولت افغانستان آگاه است که بدون پاکستان هر طرح صلحی در افغانستان به نتیجه نمی‌رسد. هیچ طرح صلحی بدون نهادهای ملی به نتیجه نمی‌رسد.

موسوی درباره رشد داعش در افغانستان یادآور شد: در افغانستان داعش نداریم بلکه دواعش داریم. داعش یک پروژه است. اگر موضوع صلح به نتیجه برسد، بخشی از طالبان هم داعشی می‌شود. و اگر صلح به سرانجام برسد، آنگاه تکلیف این دواعش یکسره خواهد شد. اما در طرح خلیل‌زاد، تکلیف مخالفان صلح مشخص نشده بود.

 

اصول ثابت ایران در قبال مذاکرات افغانستان

دستیار ویژه وزیر امور خارجه، با تاکید بر نقش منافع ملی در سیاست خارجی کشورها اظهار داشت: کشورها سیاست خارجی خود را براساس حقایق دنبال می کنند و راهبرد کنونی ما در قبال مذاکرات صلح افغانستان نیز براساس منافع ملی و تهدیدات احتمالی است. با این حال، اصول ما ثابت است و تنها رویکردهایمان در طی فرایندها تغییر می کند.