محمد المختار الخلیل، مدیر مرکز مطالعات الجزیره در نشست تخصصی بررسی تحولات منطقه که روز سه شنبه به میزبانی شورای راهبردی روابط خارجی برگزار شد، به بررسی اوضاع منطقه بویژه ابعاد مختلف بحران قطر پرداخت. متن کامل این نشست، در ادامه از نظرتان می‌گذرد.

 

دلایل ششگانه آغاز بحران قطر

محمد المختار الخلیل با بیان اینکه ریشه بحران قطر بیش از هر چیز دلایل قبیله ای دارد، اظهار داشت: خیلی از کسانی که با وقوع بحران قطر شگفت زده شده بودند، از واقعیت‌های پشت پرده آن اطلاع نداشتند. از همین‌رو از تحلیل واقع‌بینانه آن عاجز بودند. به اختصار می‌توان شش دلیل اصلی را برای آغاز این بحران عنوان کرد:

  1. دولتی که در سواحل غربی خلیج فارس شکل می‌گیرد، یک پدیده درون‌زا نیست، بلکه ساختاری است که از خارج آورده شده و برای اداره یک جامعه پیاده و اجرایی می‌شود. دولت‌هایی که امروز در این کشورها قدرت را در اختیار دارند، همگی ریشه قبیله‌ای داشته و در طول تاریخ نیز بارها و بارها با یکدیگر وارد درگیری و جنگ شده اند. در واقع می‌توان گفت که در پیدایش بسیاری از آنها کشمکش‌های قبیله ای تاثیر‌گذار بوده و همچنان نیز ادامه دارد. بنابراین بحران قطر فراتر از اتهام‌زنی‌های سیاسی از قبیل ارتباط با اخوان المسلمین، سیاست‌های الجزیره و رابطه با ایران بوده و پیشینه‌ای قبیله دارد، یعنی به نوعی در شکل‌گیری آن حسادت‌های قبیله‌ای دخیل بوده و چندان به مسائل سیاسی امروز ارتباطی ندارد. بنابراین حسادت و رقابت بین قبایل و کینه‌های قبیله‌ای و انتقامجویی محور اصلی این بحران بوده است. از همین‌رو، نباید بحران قطر را در چارچوب تعارض منافع کشورها جستجو کرد، بلکه پیشینه تاریخی قبایل در این منطقه دلیل اصلی این بحران است. براساس همین پیشینه قبیله‌ای نیز منطق حکومت سعودی همواره عدم پذیرش مرزهای کنونی بوده و بنای حکومت آن نیز براساس توسعه‌طلبی شکل گرفته است.
  2. مساله فلسطین یکی دیگر از دلایل سعودی‌ها و اماراتی‌ها برای آغاز بحران قطر بود. قطری‌ها اعتقاد دارند موضع آنها در قبال فلسطین هرچه که هست نمی‌تواند در چارجوب راه‌حل سازش سعودی‌ها باشد. در واقع، قطری‌ها طرفدار مقاومت بوده و این خلاف موضع سعودی‌ها و اماراتی‌ها است. بنابراین موضوع فلسطین در قلب بحران قطر قرار دارد.
  3. مساله بهار عربی زمینه‌ساز سوم بحران بین عربستان و قطر بود. در حالیکه قطری‌ها با استبداد در کشورهای عربی مخالف بودند و در قبال بهار عربی نیز موضع صادقانه‌ای گرفتند، اما سعودی‌ها با روندهای دموکراتیک مشکل دارند، همچنان که از موضع‌گیری این کشور در قبال یمن، کویت و مصر می توان به این نتیجه رسید.
  4. دلیل بعدی به کلیت رویکردهای سیاست خارجی قطر مربوط است که با رویکردهای سعودی‌ها همخوانی ندارد. در حالیکه بازار نفت قطر عمدتا در شرق است، بازار نفت عربستان در غرب است. قطری‌ها با بیشتر کشورهای جهان اعم از کشورهای غربی، چین، روسیه و ایران و.. روابط خوبی دارند، اما برعکس، عربستان توجه زیادی به رابطه با روسیه و چین ندارد.
  5. موضوع بعدی قدرت نرم است. قطر کشور کوچکی است که در حوزه قدرت نرم رشد چشمگیری داشته و همین مساله نیز سعودی ها را خشمگین کرده است. شبکه الجزیره یک حضور و قدرت جهانی به قطر داده و سرمایه‌گذاری‌های متنوع قطر در کشورهای غربی نیز بسیار چشمگیر است. این در حالی است که سعودی‌ها از هیچ کدام این قدرت‌های نرم برخوردار نیستند.
  6. قطر به‌واسطه منابع گازی، منابع مالی گسترده ای دارد و این موضوعی است که سعودی‌ها آن را نمی پسندند.

 

دلایل نجات قطر از بحران

رئیس مرکز مطالعات الجزیره در ادامه با تاکید بر نقش ایران در نجات قطر از بحران اظهار داشت:  قدرت قطر در قیاس با عربستان، امارات و بحرین بسیار کمتر و جغرافیای آن نیز 279 برابر کوچک‌تر است. در حالی که تولید ناخالص داخلی این سه کشور 4 تریلیون دلار است این رقم برای قطر تنها 300 میلیارد دلار است. این 3 کشور به لحاظ نظامی نیز 16 برابر مسلح‌تر از قطر هستند. لذا وضعیت قطر اصلا با این 3 کشور قابل قیاس نیست. اما آن چیزی که قطر را در برابر محاصره سعودی‌ها و اماراتی‌ها حفظ کرد، ابتدا موضع ایران و پس از آن موضع ترکیه بود. موضوعی که خود قطری ها نیز بر آن اذعان دارند. اما علت دیگر موفقیت قطر استفاده صحیح از قدرت نرم، هوشمند و کارآمد بود.

 

چشم‌انداز بحران قطر

محمد المختار الخلیل در خصوص آینده بحران قطر اظهار داشت: دستاورد مهمی که قطری‌ها در جریان بحران به‌دست آوردند ایجاد یک هویت ملی نیرومند بود که باعث شد در برابر سعودی‌ها ایستادگی کنند. سعودی‌ها به دلیل حماقت از همان ابتدای محاصره، اقدامات تحریمی خود را به‌صورت حداکثری انجام دادند و از همین‌رو خیلی زود به پایان خط رسیده و ابزارهای تحریمی‌شان را از دست دادند. علاوه بر این، ماهیت شروط 13 گانه کشورهای محاصره‌کننده نیز به دنبال گفتگو با قطر نبود، بلکه تسلیم کردن این کشور را دنبال می کرد و همین موضوع نیز دیگر اشتباه سعودی‌ها بود که اجازه نداد آنها بتوانند قطری‌ها را پای میزه بکشانند. همچنانکه باعث شد تمام دنیا علیه این این شروط موضع‌گیری کنند.

در مجموع، سعودی‌ها و متحدان آنها دستاوردی در این بحران نداشتند و وضعیتی که عربستان اکنون در آن قرار دارد نیز به این کشور اجازه نخواهد اهدافش را در آینده محقق کند. ضمن آنکه راهکارهای نظامی نیز فرصت تحقق را از دست داده است. این بحران در آینده شاهد راه حل جزئی خواهد بود که آن هم به نفع قطر خواهد بود.

 

سمت و سوی آینده منطقه

رئیس مرکز مطالعات الجزیره درباره آینده منطقه اظهار داشت: شورای همکاری خلیج فارس عملا کارایی خود را از دست داده و از آن فقط یک جسد بی فایده باقی مانده است. عربستان به سمت محاصره شدن در ابعاد مختلف حرکت می کند. ترکیه در حالی با قدرت به منطقه باز می‌گردد که دولت‌ها و ملت‌ها نیز از آن استقبال می‌کنند. ایران نیز باقی است و همچنان گسترش پیدا خواهد کرد. نقش و نفوذ آمریکا در منطقه نیز رو به افول است.

 

رابطه قطر و اخوان

محمد المختار الخلیل با بیان این نکته که رابطه قطر و اخوان یک رابطه سیاسی است و نه اعتقادی، اظهار داشت: رابطه قطر با اخوان یک رابطه تفاهمی است نه همراهی در همه سیاست‌ها. در واقع آن چیزی که اخوان و قطر را به هم وصل می‌کند تفاهم سیاسی است نه انطباق در تمام موضوعات. بنابراین روابط قطر و اخوان همراهی کامل نیست و تنها یک تفاهم و هم‌پیمانی سیاسی است. اگرچه روابط قطر و اخوان در آینده بهتر نخواهد شد، اما همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.

 

اهداف امارات و عربستان در یمن

رئیس مرکز مطالعات الجزیره درباره اهداف اماراتی‌ها و سعودی‌ها در یمن اظهار داشت: اماراتی‌ها به دنبال سیطره بر سواحل یمن و بنادر این کشور هستند و این اهداف را نیز در جنوب یمن دنبال می‌کنند. عربستانی‌ها نیز به دنبال آن هستند که لوله‌های گاز خود را به سواحل یمن برسانند. بر این اساس دو طرف به دنبال یک یمن واحد نیستند.