صباح زنگنه کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی به بررسی نگرش آمریکا و غرب در خصوص توانمندی موشکی ایران و تلاش های انجام شده درخصوص مقابله با توان موشکی کشورهایی مانند لیبی، عراق و کره شمالی پرداخت. مشروح این تحلیل را در متن زیر می خوانید:

پرسش: لطفا در خصوص چرایی و چگونگی تلاش غرب برای جلوگیری از توانمندی موشکی و نفوذمنطقه‌ای ایران توضیح دهید.
ظهور جمهوری اسلامی ایران که نتیجه انقلاب اسلامی ایران بوده معادلات موجود در منطقه و تاحدودی جهان را دچار خدشه کرده و به شکل دیگری آنها را در آورده است.
زمانی که انقلاب ایران پیروز شد، شوروی تلاش های خود را برای ورود به کشورهای اسلامی مثل افغانستان را آغاز و سعی داشت تا از این طریق گام به گام خود را به آبهای آزاد برساند.
طرح اندیشه های اسلامی و رد هرگونه وابستگی و مبارزه با دیکتاتوی و سلطه طلبی از سوی ایران با این تلاش های شوری همزمان شد. این موضوع برای غرب که در منطقه غرب آسیا احساس راحتی می کرد و پایه های تسلط خود را چه در زمان انگلستان که از طریق کشورهای مستعمره خود اداره می کرد، و چه در زمان ورود آمریکا به خلیج فارس و دریای مدیترانه از طریق پایه های بزرگی مانند ایران قبل از انقلاب ،عربستان و از طرف دیگر رژیم اسرائیل تعریف می شد.
پیروزی انقلاب ایران و به دنبال آن غرب و بویژه آمریکا با خلا جدی مواجه کرد،در واقع می توان گفت که یکی از پایه های قدرت آنها در منطقه فروریخته بود. آنها اهداف خود در منطقه را که تامین کننده مهم انرژی در جهان بود از دسته داده می دیدند کما اینکه درجه اهمیت آن ۱۰ الی ۲۰ درصد کاهش یافت ،اما همچنان حائز اهمیت بود.چرا که چرخ های اقتصادی کشورهای غربی برای تامین انرژی به آن نیاز داشتند و می توانستند این نیاز خود را با نرخ های مناسب تامین کنند همچنین ابزاری برای کنترل کشورهای رقیب مثل شوروی و چین بود.
فروریختن پایه های قدرت در غرب، در منطقه ترس کشیده شدن ایران به سمت رقبایی مثل شوروی آمریکایی ها را در برگرفت.
از نظر ژئوپلیتیک منطقه خودکفایی ایران برای آمریکا فاجعه بود. همچنین برای اسرائیل که با ایران قبل از انقلاب رابطه خوبی داشت و سوگلی آمریکا محسوب می شد.

مقامهای آمریکایی انقلاب ایران را یک زلزله نامیدند چراکه احساس کرند ممکن است ایران در تامین انرژی مخالف سیاست‌های آمریکا گام بردارد و به رقبای آنها انرژی بفروشد.
این در حالی است که ایران شعار نه شرقی و نه غربی را در پیش گرفت و همین شعار سیاست‌های ایران را ملموس‌تر کرد. ایران و رهبران انقلاب اسلامی دلایل و استدلالهای خود را داشتند. جمهوری اسلامی می تواند بدون وابستگی نیازهای خود را برطرف ساخته و تحول اقتصادی خود را رقم بزند. در نهایت ارائه الگوی فرهنگی اسلامی در برابر فرهنگ‌های سلطه‌گر قرار گرفت.

پرسش: پیش از این شاهد تلاش های مشابه غرب در قبال کشورهایی مانند عراق، لیبی، کره شمالی بودیم. تحلیل شما در این خصوص چیست؟
در ابتدای انقلاب شاهد کودتاهای متعدد و تحریک قومیت‌ها از سوی آمریکا بودیم. مانند تشویق عراق برای حمله به ایران. همه اقدامات آنهابرای آن بود که این نظام مستقر نشود.
نباید فراموش کنیم که در جنگ هیچکدام از کشورهای شرق و غرب به ایران اسلحه نفروخت.
ایران سالیان سال به دنبال تامین تسلیحات مناسب برای دفاع از خود بود. موشک سلاح تدافعی محسوب می شود این سلاح برای کشور دارنده آن توان دفاعی ایجاد می کند و حمله به آن کشور را دشوار می سازد. غرب به دنبال حفظ امینت و دفاع از سلطه خودشان در منطقه  و به صورت دقیق تر عربستان سعودی هستند .
ساخت ماهواره توسط مهندسان ایرانی برای آنها قابل قبول نیست زیرا آنها نمی توانند بعد از مستقل ببینند، لذا ایجاد محدودیت در دسترسی به فناوریهای جدید ، واعمال فشار سیاسی واقتصادی بر ایران، در دستور کار دولت آمریکا ومتحدان غربی اش قرار گرفت.
از طریق دخالت مستقیم آمریکا که با نمایش اشغال کویت، وبعد انهدام بخش زیادی از توان نظامی عراق ، وسپس محاصره اقتصادی واجرای طرح نفت در مقابل غذا؛ زمینه حمله فراگیر بعدی ومتلاشی کردن دولت عراق را به بهانه تسلیحات کشتار جمعی، به منصه ظهور رساند.
اما در مورد لیبی، شاهد سناریوی حمله هواپیماهای غربی در دهه هشتاد بودیم، که قدافی جان سالم بدر برد؛ وبعد به توافق پرداخت غرامت چند ملیارد دلاری سقوط هواپیمای ( لا کربی) ، وعادی سازی زودگذر روابط ، که بعدا به توافق خلع تسلیحات وتاسیسات هسته ای لیبی انجامید؛ ودر نهایت به حمله هواپیماهای غربی ودوکشور عربی( امارات وقطر) انجامید، وهمزمان به راه افتادن گروههای وابسته به غرب، سرنوشت شومی برای قدافی رقم زدند.
الگوی کره شمالی هم تفاوتهایی با سایر کشورها دارد. چرا که مستقیما به قلمرو سرزمینی چین اتصال دارد، وچین از آن بعنوان تست رفتار امریکا وکنترل آن استفاده می کند.
هیچکدام از نمونه های مذکور بر جمهوری اسلامی انطباق ندارد؛ وتنها عنصر مورد استفاده: عدم اعتماد به وعده های آمریکا وکشورهای غربی است؛ واتکا به قدرت وتوان داخلی وانسجام ملی است.

پرسش: نظر جنابعالی در خصوص الگوهای خلع سلاح و درس هایی که ایران می تواند بگیرد، چیست؟
ایران ومصر، از چهار دهه منادی اعلام منطقه خاورمیانه( غرب آسیا) به عنوان منطقه عاری از تسلیحات کشتار جمعی ، بوده اند.
هنوز این ابتکار در سازمان ملل متحد هم تکرار وتجدید می شود.
تنها مانع تحقق این طرح، رژیم صهیونیستی است.
در مناطق دیگری مانند آمریکای جنوبی، چنین توافق منطقه ای صورت گرفته است ( میان برزیل و آرژانتین).
درمورد خاورمیانه، عملا اسراییل وامریکا، ازتحقق عاری سازی منطقه خاورمیانه ، ممانعت می کنند.
اما در صورت تحقق اراده سیاسی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، می توان از زیر منطقه (sub regional) آغاز کرد.