امید رحیمی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به دلایل درگیری‌های اخیر میان تاجیکستان و قرقیزستان که منجر به کشته شدن بیش از 100 نفر شد، تصریح کرد: طبیعتا ریشه اصلی این اختلافات و درگیری‌ها را باید همچون بسیاری از دیگر موضوعات ژئوپلیتیکی منطقه آسیای مرکزی در دوره شوروی سابق جستجو کرد. زمانی که مرزبندی‌های قومیتی جمهوری‌های منطقه از دهه 1920 تا دهه 1930 شکل گرفت و سیاست‌های قومیتی خاص حزب کمونیست نیز بر این مرزبندی‌ها شدیدا تاثیرگذار بود.

وی افزود: در این کشورها اقلیت‌های قومی از جمهوری‌های همسایه حضور یافتند و ترتیبات توزیع قدرت به نحوی شکل گرفت که تفوقِ قومی، قبیله‌ای و بعضا محلی را نیز به وجود می آورد. ریشه اختلافات تاجیکستان و قرقیزستان که طی سال‌های پس از استقلال تداوم داشته نیز به نوعی همین سیاست‌ها بوده است.

این تحلیلگر مسائل آسیای مرکزی، علامت‌گذاری مرزها را یک عامل مهم در بروز درگیری‌های اخیر عنوان کرد و گفت: با وجود آنکه سه دهه از استقلال این دو جمهوری می‌گذرد، همچنان حدود 500 کیلومتر از مرزهای دو کشور علامتگذاری نشده‌اند. وقوع درگیری‌های مرزی نیز عموما به دلیل ابهام در این زمینه و نیز تعاملات مردم ساکن روستاهای مرزی در حوزه مراتع، کشاورزی و استفاده از منابع آبی است. سناریوی پرتکرار در این زمینه معمولا تخطی شماری از ساکنان برای امور روزمره، تیراندازی مرزبانان طرف مقابل و تشدید درگیری‌ها بوده است.

وی ادامه داد: با این حال نباید از یاد برد که بازتولید این اختلافات در فضای شبکه‌های اجتماعی به یک تنش و در واقع تضاد بین قومی میان تاجیک‌ها و قرقیزها نیز تبدیل شده و این موضوع مشکلاتی را برای اقلیت‌های قومی دو کشور پدید می آورد. این موضوع به ویژه با گرایش‌های ناسیونالیسم قومی در یکی از دو کشور تشدید می‌شود.

رحیمی موقعیت خاص منطقه «واروخ» را مسئله دیگری برشمرد که در قبال موضوع مرزها و وقوع درگیری ها حائز اهمیت است و توضیح داد: این منطقه که جزئی از خاک تاجیکستان است به نحوی در قلمرو سرزمینی قرقیزستان قرار گرفته که هیچ اتصال سرزمینی با تاجیکستان ندارد. تاجیک‌ها برای تردد به این شهر ‌باید از بخشی از قلمرو قرقیزستان موسوم به کریدور «آق سای» عبور کنند. این موضوع نیز با توجه به ادعاهای دو طرف نسبت به هر کدام از قلمرو مورد استفاده طرف مقابل و نیز طرح موضوعات تاریخی در دوره شوروی سابق و بالاخص تحرکات مربوط به تردد به واروخ و بالعکس، مشکلاتی را به وجود آورده است.

این کارشناس مسائل آسیای مرکزی با بیان اینکه راه حل پایدار این اختلافات، در درجه اول استفاده از ابزارهای سیاسی و رعایت اصول حسن همجواری برای حل مسئله است، گفت: پیش از این، کشور ازبکستان نیز دارای اختلافات مرزی مشابه هم با قرقیزستان و هم با تاجیکستان بود. با این حال در طول پنج سال اخیر و با سیاست همسایگی این کشور در دوره ریاست جمهوری «شوکت میرضیایف»، این مشکل تقریبا حل شده و شاهد چنین درگیری‌هایی نبوده‌ایم.

وی با تاکید بر اینکه شرایط سیاسی مرتبط با ثبات، کارآمدی و شفافیت در هر دو جمهوری تاجیکستان و قرقیزستان مانع از تحقق این روند شده است، اضافه کرد: تامین منابع مالی و پشتیبانی از کمیسیون‌های مشترک مرزی دو کشور برای علامتگذاری هر چه سریعتر مرزها موضوع مهم دیگر برای پیشگیری از وقوع مجدد این اختلافات است. تا زمانی که تکلیف مراتع، زمین‌های کشاورزی، منابع آبی و رودخانه‌ها و سایر منابع در نقاط مورد اختلاف مرزی به طور دقیق مشخص نشوند که نیروهای میزبانی بتوانند با حساسیت بالا نسبت به هرگونه تحرکات در نقاط مورد اختلاف برخورد کنند، طبیعتا این مسئله حل نخواهد شد.

رحیمی با بیان اینکه هیچ ارتباطی بین این درگیری و موضوعات دیگر حوزه شوروی سابق نظیر اختلافات آذربایجان و ارمنستان و نیز جنگ اوکراین وجود ندارد، خاطرنشان کرد: مسئله اختلافات مرزی تاجیکستان و قرقیزستان قدمتی به سی ساله دارد و موضوع جدیدی نیست. تشدید هرباره این درگیری‌ها که خصوصا از مناقشه نظامی آوریل سال 2020 بسیار حساستر شده، نیز در نتیجه تحولات داخلی این کشورها است.

به گفته این کارشناس مسائل آسیای مرکزی، عواملی همچون تشدید درجه ناسیونالیسم در قرقیزستان و سخت شدن شرایط در تاجیکستان و نیز مناسبات قدرت میان جریان‌های سیاسی را نمی توان در هر دو کشور نادیده گرفت. با این حال نقش بازیگران خارجی نیز به نحوی قابل ذکر است. از جمله اینکه ترکیه سال گذشته با تحویل پهپادهای «بیرقدار تی‌بی‌2» به قرقیزستان باعث ظهور برخی نگرانی‌ها در طرف تاجیک شد و در طول درگیری‌های اخیر نیز برخی تحرکات محدود را شاهد بودیم.

رحیمی درخصوص علل کم توجهی به این درگیری در نشست شانگهای که اخیرا در ازبکستان برگزار شد، یادآورشد: تاجیکستان و قرقیزستان، هردو، تمایلی برای مداخله بازیگران ثالث در این درگیری‌ها و مناقشات مرزی نداشته اند. حتی در مناقشات نظامی آوریل 2020 که شدت قابل توجهی داشت، هر دو کشور حتی تلاش‌های روسیه برای میانجی‌گری در این مناقشه را نیز نپذیرفتند و اذعان داشتند که این موضوع یک مسئله دوجانبه است و به تنهایی قادر به حل وفصل آن هستند. در نهایت نیز مذاکرات دوجانبه بین کمیته‌های دولتی امنیت ملی و وزارتخانه‌های امور خارجه قرقیزستان و تاجیکستان منجر به توافق آتش بس و نیز تشکیل کمیسیون‌های مشترک شد.

وی با بیان اینکه ضعف‌های کارکردی و رویه‌های خاص داخلی در سازمان‌هایی همچون شانگهای را از دیگر علل بی‌توجهی به این درگیری منطقه‌ای دانست و گفت: موضوعات مورد بحث در نشست سران در سازمان همکاری شانگهای از دو ماه قبل و در خلال جلسات شورای هماهنگ کنندگان ملی و نشست وزرای امور خارجه و سایر نشست‌های سطوح پایین تر تعیین و تنظیم می شوند. طبیعتا در دستور کار قرار دادن موضوعی که کمتر از 24 ساعت از وقوع آن می گذرد در سازمانی همچون شانگهای رویه امکان پذیری نیست.

رحیمی افزود: ضعف‌ کارکردی شانگهای گذشته در مورد وقوع مناقشات مشابه نیز غیرقابل انکار است؛ اما در عین حال باید به این موضوع نیز اشاره کرد که در چارچوب نشست سران، روسای جمهور دو کشور قرقیزستان و تاجیکستان توانستند سریعا نشست مشترکی داشته باشند و شانگهای از این منظر یک بستر برای کمک به حل وفصل اختلاف به وجود آورد.