داود احمدزاده در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی افزود: «هدف دومی که رئیس‌جمهور آمریکا دنبال می‌کرد تحقق ترتیبات امنیتی در منطقه خاورمیانه بود که پیش‌تر تحت عنوان توافق ابراهیم دنبال شده بود.»

وی ادامه داد: «این توافق قبلاً در زمان ترامپ با کشورهای عربی صورت گرفته بود و بایدن تلاش کرد که این ترتیبات امنیتی جدید را با ورود رژیم صهیونیستی به منطقه عملیاتی کند.»

احمدزاده با اشاره به سفر بایدن به عربستان گفت: «در این کشور تلاش هماهنگی بین رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی برای مقابله با آنچه نفوذ منطقه‌ای ایران خوانده می‌شود، تحت عنوان ایران‌هراسی دنبال شد. پیرو مذاکراتی که با رهبری عربستان و برخی دیگر از کشورهای عربی ازجمله امارات، اردن، مصر، عراق و قطر انجام شد، تلاش شد یک سامانه هماهنگ پدافند هوایی در منطقه برای مقابله با تهدیدات به‌اصطلاح موشکی و پهپادی ایران ایجاد شود.»

به گفته این کارشناس، هدف دیگر سفر بایدن به منطقه به حمله روسیه به اوکراین و اختلال در ارسال نفت و گاز به اروپا و دیگر نقاط جهان مربوط می‌شد، چنانکه جو بایدن تلاش کرد در قبال تضمین امنیت عربستان و اغماض نسبت به مسائل حقوق بشری در این کشور ازجمله قتل جمال خاشقچی که قبلاً جز خطوط قرمز خود اعلام کرده بود، برای برخورد با روسیه و ایجاد فشار مضاعف بر این کشور، مقامات سعودی را به افزایش تولید نفت راضی کند.

کارشناس مسائل خاورمیانه توضیح داد: «البته به‌رغم تلاش‌هایی که جو بایدن برای ادغام رژیم صهیونیستی در ترتیبات امنیتی منطقه خاورمیانه و بسط همکاری‌های عربی-عبری در منطقه انجام داد به نظر می‌رسد که این تلاش‌ها با ناکامی‌های جدی مواجه گردیده است.»

وی تأکید کرد: «مقامات سعودی در مصاحبه با خبرگزاری‌های منطقه اصطلاح ائتلاف ناتوی عربی یا ناتوی خاورمیانه را واژه‌ای گیج‌کننده و تشکیل آن را بعید اعلام کردند؛ حتی آن‌ها اعلام آمادگی کردند که برای کاستن از اختلافات دست دوستی به‌سوی تهران دراز خواهند کرد.»

احمدزاده در ادامه با اشاره به اینکه امارات متحده عربی که از پیشقراولان ارتباط با رژیم صهیونیستی بود، در پایان مذاکرات جده اعلام کرد که آماده است تا برای کاهش تنش‌ها و حل‌وفصل اختلافات منطقه‌ای سفیر خود را به تهران روانه کند، گفت این واکنش امارات نیز با بازی منطقه‌ای واشنگتن- تل‌آویو همخوانی ندارد.

وی با بیان این موضوع که برخی از بازی جدید آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه تحت عنوان بازی جدید سیاسی یاد کرده‌اند که امکان توفیق آن با توجه به واقعیت‌های عینی منطقه دور از انتظار است، گفت: «منطقه آمادگی درگیری جدید را در خود نمی‌بیند.»

احمدزاده با تبیین برخی تهدیدات تل‌آویو و واشنگتن گفت: «این تهدیدات، واقعیت‌هایی عینی هستند که نباید از آن غافل شد. درواقع برای خروج از وضعیت موجود و مقابله با سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی لازم است که ایران به‌دوراز هیاهوهای تبلیغاتی و جو رسانه‌ای رژیم صهیونیستی و آمریکایی‌ها، سیاست گفتگو و مصالحه با کشورهای منطقه را از طریق مبادی رسمی پیگیری کنند و نقطه آغاز این مذاکرات می‌تواند تداوم گفتگوها با ریاض باشد؛ یعنی مذاکراتی که در بغداد پیگیری می‌شود ادامه پیدا کند.»

احمدزاده معتقد است که با تلاش و سیاست‌های هماهنگ و منسجم می‌توان مشکلات فی‌مابین بین ایران و عربستان را حل‌وفصل کرد و آن را از مرحله پرونده‌های امنیتی به حوزه‌های سیاسی منتقل کرد.

وی توضیح داد: «به نظر می‌رسد با پشتیبانی ایران از تداوم آتش‌بس در یمن و نیز برخی تشریک‌مساعی در دیگر حوزه‌های بحران در غرب آسیا مانند سوریه و عراق می‌توان به‌صورت گام‌به‌گام از وضعیت موجود خارج شد و شرایط را برای تثبیت امنیت منطقه‌ای درون‌زا بدون دخالت کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی فراهم آورد.»

البته این کارشناس می‌گوید تا زمانی که بحث گفتگوهای برجام با آمریکا در سطح کلان به‌عنوان مشکل اساسی حل‌وفصل نشود دیگر مشکلات مانند مشکلات منطقه‌ای نیز تابع آن خواهد بود.

وی در پاسخ به این پرسش که چرا ریاض و برخی دیگر از پایتخت‌های عربی بعضاً منافع خود را در همسویی با غرب و رژیم صهیونیستی می‌بینند؟ توضیح داد: «باید توجه داشت که قدمت اختلافات برخی دولت‌های عربی با ایران به بیش از 40 سال گذشته بازمی‌گردد؛ یعنی اختلافات آن‌ها با ایران جدید نیست؛ از یک‌سو بین ایران و عربستان شاهد اختلافات ایدئولوژیکی هستیم و هر دو کشور خود را داعیه‌دار جهان اسلام می‌دانند و از سوی دیگر مسائل قومی و هویتی در تداوم اختلاف بین ایران و برخی کشورهای عربی منطقه حوزه خلیج‌فارس همچنان قابل مشاهده است. این مسائل ازجمله دلایل واگرایی و تضاد بین ایران و برخی کشورهای عربی منطقه است.»

در نهایت کارشناس مسائل خاورمیانه چگونگی تنظیم روابط با کشورهای غربی را یکی از علل پایداری اختلافات بین ایران با برخی کشورهای عربی عنوان کرد و گفت: «عربستان امنیت خود را به دلیل قراردادهای امنیتی و فروش نفت در همگرایی و نزدیکی با غرب ازجمله آمریکا تعریف کرده درصورتی‌که ایران به امنیت درون‌زا و عدم اعتماد غرب ازجمله آمریکا معتقد است. البته بدیهی است شکل‌گیری گفتگو و مذاکره صریح و صادقانه بین ایران وکشورهای عربی، بر اساس اعتماد و اراده مشترک طرفین بسیار مفید و تاثیر گذارخواهد بود.»