دیاکو حسینی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به اظهارات رئیس جمهور آمریکا در نشست کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس در جده مبنی بر اینکه “اجازه ایجاد خلاء قدرت در خاورمیانه را نخواهیم داد تا چین، روسیه و ایران آن را پر کنند”، تصریح کرد: حداقل از زمان شروع دولت باراک اوباما در 2008، این تلقی در جامعه آمریکا، هم میان افکارعمومی و هم بین نخبگان واشنگتن، رایج شد که آمریکا بیش از حد وارد درگیری‌هایی در مناطق دوردست شده که ضرر و هزینه‌های آن بیش از منافعش بوده است، از جمله آنچه در عراق و افغانستان تجربه کرد.

 

نگرانی آمریکا نسبت به پیامدهای عقب‌نشینی ناگهانی

وی افزود: این بستر بود که شرایط را برای پیروزی اوباما در آن زمان فراهم کرد و همزمان آمریکا به موضوع خیزش چین نیز توجه بیشتری داشت. این موضوع مطرح شد که آمریکا باید ضمن خویشتن‌داری بیشتر در رابطه با مناطقی که اولویت اصلی آمریکا نیستند، توجه بیشتر خود را به لحاظ سیاسی و بودجه نظامی به شرق آسیا، جایی که چین حضور دارد معطوف کند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: بعد از آن، هر چند ترامپ هیچ راهبرد روشن و مشخصی در رابطه با سراسر خاورمیانه نداشت، اما کم و بیش همین نگاه نیز در زمان او دنبال شد. در دوره بایدن نیز از آنجا که بسیاری از نخبگان حاضر در قدرت، همان چهره‌های دولت اوباما هستند، همان خط فکری را دنبال می‌کنند؛ اما با این هشدار که کاهش ناگهانی حضور و یا مداخلات سیاسی و نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه می‌تواند منجر به هموار کردن راه برای چین و روسیه و یا قدرت‌های منطقه‌ای مانند ایران، برای پرکردن این خلاء شود.

حسینی ادامه داد: علاوه بر آن، آمریکا نگران است که شرکا و متحدانش در این منطقه، در ناامیدی از آمریکا به سمت رقابت‌های تسلیحاتی مستقل از جمله تلاش برای کسب تسلیحات هسته‌ای حرکت کنند و یا در اتحاد با قدرت‌های درحال ظهور مانند چین و روسیه قرارگیرند که عملا باعث خواهد شد حوزه نفوذ رقبا، به زیان آمریکا، افزایش یابد.

وی با بیان اینکه از نگاه آمریکا، از نتایج این عقب‌نشینی ناگهانی، می‌تواند خیزش دوباره تروریسم و یا خشونت‌ها و منازعات بین‌الدولی باشد که منافعش را در این منطقه موثر در ثبات انرژی جهانی، تهدید کند، اضافه کرد: اکنون این جمعبندی در آمریکا شکل گرفته که این کشور ضمن اینکه همچنان خویشتن‌داری را نسبت به مداخلات نظامی و سیاسی پرهزینه در خاورمیانه ادامه می‌دهد، این اطمینان را به شرکای خود می‌دهد که آماده خواهد بود در صورت اضطرار در آینده از آن‌ها مراقبت کند.

 

اطمینان بخشی بایدن به شرکای منطقه‌ای آمریکا

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل این نگرانی‌ها را علت اصلی سفر بایدن به خاورمیانه برشمرد و گفت: بایدن این اطمینان را به شرکای اصلی خود، یعنی رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی داد که نگرانی نسبت به عقب نشینی ناگهانی آمریکا نداشته باشد و آن را به عنوان متحد غیرقابل اتکاء درنظر نگیرند.

حسینی درخصوص نحوه تداوم حضور آمریکا در خاورمیانه با توجه به ملاحظاتی که اعلام کرده است، خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه هنوز داده‌های روشنی درباره اینکه آیا آمریکا دیدگاه واقع بینانه‌ای نسبت به آینده این منطقه دارد یا خیر وجود ندارد، تنها می‌توان در این خصوص گمانه‌زنی‌هایی داشت. دیدگاه واقع بینانه این است که آمریکا نمی‌تواند مانع گسترش حوزه نفوذ چین و روسیه، خصوصا چین، شود. آن‌ها در قیاس با یک دهه گذشته، قراردادهای تجاری گسترده‌تری با کشورهای منطقه، از رژیم صهیونیستی گرفته تا عربستان، امارات و ایران دارند.

وی با تاکید بر اینکه این فرض که اطمینان بخشی آمریکا به متحدان خود می‌تواند مانع نفوذ بیشتر چین در این منطقه شود، حتما غیرواقع بینانه است و درباره روسیه و ایران نیز این برآورد درستی نیست، ادامه داد: رویکرد واقع بینانه این است که آمریکا ضمن اینکه افزایش نفوذ و منافع چین و روسیه در این منطقه را به رسمیت می‌شناسد، در عین حال تلاش کند ضمن درنظر داشتن مسئولیت‌های خود، سهم خود را ایفا کند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با بیان اینکه آمریکا باید بپذیرد تلاش‌هایش برای منزوی کردن ایران در چهار دهه گذشته نتایج منفی داشته و عملا به گسترش نفوذ طبیعی ایران منجر شده است، گفت: به نظر می‌رسد با توجه به مواضع و همچنین ترکیب تیم تصمیم ساز در آمریکا نسبت به ایران، ما وارد دوره‌ای شده‌ایم که آن‌ها استراتژی مهار توام با تعامل ایران را دنبال می‌کنند. این همان استراتژی است که آمریکا نزدیک به سه دهه است نسبت به چین اعمال کرده است. البته برای اطمینان از این موضوع به داده‌های شفاف‌تری نیاز است.

حسینی تاکید کرد: سفر رئیس جمهور آمریکا به خاورمیانه و اظهاراتی که مطرح کرد، در پاسخ به نگرانی از نفوذ چین و روسیه بود. آمریکا به رغم اینکه نسبت به انرژی نفت در خلیج‌فارس به استقلال کم و بیش بالایی دست یافته، اما همچنان متوجه است که انرژی که از خلیج‌فارس به بیرون از منطقه صادر می‌شود، برای حفظ ثبات اقتصاد جهانی بسیار ضروری است. تلاش برای حفظ ثبات گذرگاه‌های آبی و منابع انرژی و کشورهای دارای این منابع، یکی از نقاط داغ تلاقی‌های ژئوپلیتیکی در دوره معاصر ما است. بنابراین افزایش نفوذ چین در این منطقه یکی از نگرانی‌های آمریکا است.

وی افزود: این منطقه، تنها خاورمیانه از نگاه آمریکا نیست، بلکه باختر میانه از نگاه چین هم هست. بنابراین برای آمریکا بسیار مهم است که توازن قدرت را به نحوی حفظ کند که نفوذ چین در این منطقه کنترل شده باشد و منافع آمریکا را به خطر نیندازد.