سید رضا میرطاهر در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی درباره روابط چین و روسیه طی سال‌های اخیر گفت: «این روابط در این سال‌ها به‌شدت روند رو به توسعه را طی کرده است و این مسئله با توجه به منافع طرفین در زمینه گسترش روابط دوجانبه و همچنین وجود دشمن یا رقیب مشترک یعنی آمریکا معنا پیدا می‌کند.»

وی تأکید کرد: «آمریکا در اسناد بالادستی‌اش همواره از چین و روسیه به‌عنوان قدرت‌های تجدیدنظرطلب یاد کرده که باید با توسعه‌طلبی آن‌ها مقابله کند. البته چین به‌عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان که تا سال 2030 به اولین اقتصاد جهان تبدیل می‌شود، نه‌فقط در زمینه‌های تجاری، اقتصادی و فن‌آوری‌های پیشرفته رقیب آمریکا است بلکه با توجه به توسعه روزافزون نظامی این کشور و گسترش زرادخانه تسلیحات تهاجمی‌اش، از دیدگاه آمریکایی‌ها تهدید امنیتی بزرگی را در حوزه ایندوپاسیفیک برای واشنگتن و شرکایش ایجاد کرده است.»

به گفته میرطاهر با توجه به این احساس خطرها از سوی آمریکا، ما شاهد شکل‌گیری ائتلاف‌ها و تلاش واشنگتن برای ایجاد ائتلاف‌های جدید در سطح منطقه ایندوپاسیفیک هستیم که ازجمله می‌توان به ائتلاف چهارگانه کواد بین آمریکا، ژاپن، استرالیا و هند و ائتلاف سه‌گانه آکوس بین آمریکا، انگلیس و استرالیا اشاره کرد.

کارشناس مسائل بین‌الملل با بیان این موضوع که آمریکایی‌ها در مقابل روسیه نیز به تقابل پرداخته‌اند، توضیح داد: «هرچند روسیه وسیع‌ترین کشور جهان است اما بیشتر ازلحاظ نظامی اهمیت دارد و ازنظر اقتصادی رقیب آمریکا محسوب نمی‌شود.»

وی ادامه داد: «پکن و مسکو با توجه به تقابل روزافزون دولت‌های قبلی و فعلی آمریکا با این دو کشور طبیعتاً به یکدیگر نزدیک‌تر شده و روابطی را در عرصه‌های مختلف سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی، تجاری، انرژی، امنیتی و نظامی در پیش گرفته‌اند.»

میرطاهر با اشاره به دیدار اخیر روسای جمهور دو کشور گفت: «در چارچوب دیدار اخیر پوتین و شی جین پینگ ما شاهد آن بودیم که سران دو کشور بیانیه مشترکی را انتشار دادند که در نوع خود بسیار مهم محسوب می‌شود. در این بیانیه، دغدغه‌های مسکو و پکن به‌ویژه در زمینه توسعه نظام چندقطبی در جهان و مقابله با سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه آمریکا مدنظر است. درعین‌حال دغدغه‌های امنیتی روسیه و چین در این بیانیه مشترک مورد توجه قرار گرفته است.»

وی ادامه داد: «آمریکا به‌ویژه بعد از پایان جنگ سرد و تا این اواخر همواره داعیه این را داشت که به‌عنوان تنها ابرقدرت جهان باید نقش تعیین‌کننده‌ای را در تبیین سیاست‌ها و نظام بین‌المللی داشته باشد. درحالی‌که روسیه و چین، نظم لیبرالی نظام بین‌المللی را که اکنون غرب به دنبال تداوم و تحکیم آن است، قبول ندارند.»

به گفته این کارشناس، مسکو و پکن معتقد هستند که تحولات در نظام بین‌المللی به‌ویژه در عرصه اقتصاد، تجارت و مالیه جهانی با ظاهر شدن قدرت‌های نوظهور اقتصادی و همچنین افزایش نقش و اهمیت کشورهایی مانند چین، هند، روسیه، برزیل، آفریقای جنوبی که گروه بریکس را تشکیل داده‌اند و دیگر واقعیات عرصه جهانی، لزوم نوعی تجدیدنظر و نگاه دوباره در نظام بین‌المللی کنونی و ساختارها و روندها را اجتناب‌ناپذیر کرده است.

در ادامه میرطاهر تأکید کرد: «روسیه و چین در این چارچوب برخی اقدامات عملی را نیز انجام داده‌اند که یکی از مظاهر مهم آن تشکیل گروه بریکس است که اقتصادهای نوظهور و قدرت‌های غیرغربی را در خود جمع کرده است. سازمان همکاری شانگهای نیز از دیگر مظاهر همکاری چین و روسیه محسوب می‌شود.»

این کارشناس تأکید کرد که مسئله توسعه ناتو به سمت شرق که اکنون به یکی از محورهای اصلی تنازع بین روسیه و غرب شامل ناتو و آمریکا تبدیل شده نیز در این بیانیه مشترک موردنظر بوده و هم پوتین و هم شی جین پینگ این اقدامات غرب را محکوم کردند.

وی ادامه داد: «طبیعتاً برای چین نیز ماجراجویی‌های نظامی آمریکا و شرکایش در منطقه ایندوپاسیفیک از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به‌خصوص اقدامات نظامی آمریکا در زمینه به چالش کشیدن ادعاهای دریایی چین در دریای چین جنوبی و همچنین اقدامات تحریک‌آمیز این کشور در زمینه حمایت از تایوان و تهدید پکن در این راستا از دغدغه‌های اصلی سران چین محسوب می‌شود.»

میرطاهر در نهایت توضیح داد که روسیه و چین قصد دارند با توجه به رویکرد تحریمی و تشدید فشار از جانب غرب که آمریکا رهبری آن را بر عهده دارد، بیشتر به روابط دوجانبه و یا همپوشانی نیازمندی‌های متقابل بپردازند که ازجمله بحث صدور 10 میلیارد مترمکعب گاز به چین و تلاش روسیه در چارچوب سیاست نگاه به شرق قابل ذکر است.

وی با اشاره به اینکه تا پیش از سال 2014 اتحادیه اروپا بزرگ‌ترین شریک تجاری روسیه محسوب می‌شد، افزود: «اما اکنون روس‌ها تلاش دارند منافع و روابط تجاری، اقتصادی و انرژی خود را در حوزه شرق تعریف کنند و این مسئله که قرن 21، قرن اقیانوس آرام یا عصر پاسیفیک نامیده شده نیز بیانگر آن است که در این قرن، محور اقتصاد و تجارت جهانی، منطقه آسیاپاسیفیک خواهد بود. لذا از این منظر نیز نگاه روسیه مبتنی بر واقعیاتی است که در عرصه جهانی رخ داده است.»

میرطاهر تأکید کرد که درواقع پکن و مسکو به دنبال تثبیت این واقعیت هستند که غرب باید نقش هژمون خود را در عرصه بین‌المللی در حوزه‌های سیاسی-دیپلماتیک، اقتصادی-تجاری و نظامی-امنیتی کنار بگذارد و واقعیت‌های جهانی و ظهور قدرت‌های جدید را بپذیرد.