داود احمدزاده در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی درباره دلایل این دگردیسی در سیاست‌های برخی کشورهای عربی در قبال سوریه اظهار داشت: «حدودا ۸ سال از ناآرامی‌های گسترده مدنی و جنگ داخلی سوریه می‌گذرد؛ طی این هشت سال محور عربی با رهبری عربستان سعودی و امارات متحده از تمام توانمندی‌های مالی و نظامی خود برای ضربه زدن به نظام مستقر در سوریه یعنی بشار اسد بهره گرفتند. ارسال تجهیزات نظامی برای گروه‌های سلفی و تکفیری از جمله جبهه‌النصره و دیگر گروه‌های تروریستی در داخل سوریه از جمله راهبردهای اصلی کشورهای عربی برای سرنگونی بشار اسد بود.»

وی ادامه داد: «ولی تجربه کشورهای عربی از یک طرف به دلیل نقش محور مقاومت در سوریه و حمایت علنی از نظام بشار اسد و از طرف دیگر منافع راهبردی و استراتژیک روس‌ها در سوریه مانع تحقق سیاست‌های جنگ طلبانه کشورهای عربی در سوریه شد.»

احمدزاده با اشاره به اینکه در کنار محور عربی، دیگر محور فعال در حوزه سوریه، ترکیه بود تاکید کرد: «آنکارا به دلیل مرز مشترک و برخی چشمداشت‌های تاریخی به مناطقی از سوریه حضور بسیار مخربی را در تحولات این کشور ایفا کرد.»

وی افزود: «با این وجود شاهد بودیم که با تغییر معادلات در منطقه به ویژه گفتگوهای چندجانبه با حضور تهران، مسکو و آنکارا و تلاش‌های بازیگران اصلی تحولات با هدف ایجاد ثبات نسبی در این کشور، شکاف بیشتری در محور ترکی-عربی به وجود آمد. لذا پس از این بود که نشانه‌های آشکاری از تحول در مواضع برخی از کشورهای همسو با عربستان سعودی در سوریه را شاهد بودیم، به طوری‌که قطر مدت‌هاست راه خود را از عربستان و امارات جدا کرده و تلاش می‌کند تا نقش سازنده‌ای را در تحولات سوریه ایفا کند.»

این کارشناس به تغییر نگاه ریاض به بحران سوریه نیز اشاره کرد و توضیح داد: «باید این نکته را یادآور شد که برای ریاض نیز شکست‌های پی در پی در حوزه مسائل منطقه‌ای و تقویت نقش ایران و روسیه در سوریه باعث شد که اولویت امنیتی عربستان سعودی به جای سوریه، کشور یمن باشد. از این رو سران عربستان سعودی به ناچار و به رغم پرداخت هزینه‌های سنگین در حوزه مالی و نظامی از برخی از مطالبات حداکثری خود در بحث سرنگونی نظام سوریه و ایجاد دولت همسو با این کشور صرف‌نظر کردند.»

احمدزاده در ادامه به بروز نشانه‌های جدیدی از شکاف بیشتر در ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در موضوع سوریه و یمن بین متحدان نزدیک این کشور یعنی امارات و حتی اردن اشاره کرد و گفت: «کشور اردن که به شکل سنتی دارای روابط اقتصادی و سیاسی با سوریه بوده، بعد از تثبیت نسبی اوضاع در این کشور تلاش‌های آشکار و نهانی را برای تجدید روابط دیپلماتیک آغاز کرده است.»

کارشناس مسائل خاورمیانه به اختلافات ریاض و ابوظبی بر سر مسئله یمن نیز اشاره کرد و گفت: «با توجه به دودستگی‌های موجود در موضوع یمن بین امارات و عربستان بر سر جنوب این کشور در ماه‌های اخیر شاهد بودیم که ابوظبی ضمن دهن‌کجی به برخی از سیاست‌های منطقه‌ای ریاض، در تلاش برآمده علاوه بر حضور تجاری در سوریه و تجدیدنظر در برخی از سیاست‌های قبلی خود حتی آشکارا از حل و فصل اختلافات با ایران و مذاکره با مقامات سیاسی کشورمان صحبت به میان آورد.»

وی درباره آثار این تغییر سیاست‌ها و تاثیر آن بر استراتژی واشنگتن و تل‌آویو در این منطقه گفت: «در چنین شرایطی با بروز تغییر و تحولات اخیر در منطقه شاید به زودی شاهد شکست ائتلاف‌های قبلی و ایجاد بلوک‌های جدید قدرت در خاورمیانه عربی باشیم؛ امری که بیشتر می‌تواند نگرانی‌های امنیتی آمریکا از یک سو و رژیم اسرائیل را از سوی دیگر آشکارتر سازد.»

این کارشناس در ادامه با تاکید بر برخی تحلیل‌ها مبنی بر اینکه با خاتمه جنگ در سوریه و تلاش‌های مجدد سازمان ملل و کشورهای منطقه برای ایجاد سازوکارهای جدید سیاسی با هدف شکل دادن به یک اجماع داخلی و خروج از بن‌بست وضع موجود، شرایط برای یک رقابت اقتصادی در سوریه آغاز خواهد شد، افزود: «این بدان مفهوم است که دشمنان دیروز سوریه برای بهره‌مندی از وضعیت جدید در این کشور از فاز نظامی وارد یک فاز سیاسی و اقتصادی خواهند شد.»

وی در واکاوی نقش ریاض در این شرایط گفت: «در این بین عربستان نیز با توجه به توانمندی‌هایی که در حوزه اقتصادی و سیاسی دارد راغب خواهد بود که در پروژه‌های بازسازی سوریه مشارکت داشته باشد.»

احمدزاده در نهایت تاکید کرد: «بنابراین نکته اصلی اینکه امروز یک دگردیسی عمیق در حوزه خاورمیانه عربی در حال شکل گرفتن است که به نظر می‌رسد با فرض به ثمر نشستن مذاکرات هسته‌ای ایران، این امکان وجود دارد که مسائل منطقه‌ای به شکل عینی‌تر بین بازیگران اصلی یعنی ایران، ترکیه و عربستان و برخی کشورهای همسو با آن مورد بحث و مداقه قرار گیرد.»