مجید مختاری در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی، در بررسی وضعیت احتمالی حکمرانی طالبان در آینده، اظهار داشت: ایفای نقش طالبان برای دولت سازی، به معنای خارج شدن این گروه از پوسته یک ساختار شورشی به یک ساختار دولتی است که الزامات متعددی را می‌طلبد.

 

کسب مشروعیت بین‌المللی دغدغه اصلی طالبان

این تحلیلگر مسائل افغانستان با بیان اینکه اکنون نیز طالبان همان مسیر سال 1996 را طی می‌کند که در آن ابتدا به دنبال ایجاد مشروعیت بین‌المللی بود، گفت: در این راستا، طالبان در این مدت توانسته پس از مذاکرات دوحه با آمریکا چهره‌ای نسبتا جدید از خود به نمایش بگذارد، این در حالی است که کشورهایی مانند پاکستان، قطر، روسیه، چین و عربستان سعودی نیز تلویحا و به صورت دوفاکتو این دولت را به رسمیت شناخته و از ضرورت همکاری با آن برای رسیدن به راه‌حلی صلح‌آمیز در مورد دولت آینده افغانستان سخن گفته‌اند.

مختاری ادامه داد: این روح حاکم بر مواضع کشورها درخصوص دولت آینده افغانستان نیز در بیانیه پایانی نشست سازمان همکاری‌های شانگهای نهفته بود و تأکید بر ضرورت شکل‌دهی به دولت فراگیر در افغانستان تنها در قالب توصیه صورت گرفته بود.

وی با اشاره به الزامات مطرح شده از سوی جامعه بین‌المللی در خصوص عملکرد طالبان در افغانستان، از جمله تشکیل دولتی فراگیر و عملکرد این گروه در این حوزه ادامه داد: چالش ابتدایی شکل‌گیری دولت فراگیر در افغانستان دو بعد دارد. بعد اول؛ میزان فراگیری آن در میان بخش‌های مختلف طالبان و بعد دیگر آن مربوط به میزان حضور گروه‌های سیاسی غیرطالب در آینده سیاست افغانستان است. تاکنون دولت موقتی که طالبان شکل داده‌اند نشانی از حضور دیگر گروه‌های سیاسی نداشته و تنها به حضور دو طالب تاجیک و یک طالب ازبک به علاوه 30 طالب پشتون بسنده شده است.

وی با تشریح اختلافات داخلی طالبان، چشم اندازِ زمانیِ حل این اختلافات را مبهم دانست و گفت: ممکن است حل این مسائل تا دو سال هم به طول انجامد. در چنین شرایطی طالبان عملاً اقوام غیرپشتون و نمایندگان جامعه مدنی و سیاسی افغانستان را که در20 سال گذشته در سیاست‌ورزی کشور نقش ایفا کرده‌اند و بسیاری از آنان از رزمندگان دوره جهاد بوده‌اند، کنار گذاشته و کوچک‌ترین وعده‌ای هم برای آینده مشارکت سیاسی آنان و گروه‌های دیگر نداشته است. اساسا طالبانی که هنوز نتوانسته در تقسیم قدرت میان خود به توافق برسد، قاعدتا در تقسیم قدرت با دیگران هم به مشکل برخواهد خورد.

مختاری با بیان اینکه این رویکرد سیاسی به زودی به دیگر حوزه‌ها نیز تسری یافته و باعث دامنه دار شدن و گسترش اختلافات خواهد شد، به احتمال بروز امواجی از چالش‌های اجتماعی در افغانستان اشاره کرد و افزود: موج دوم در مقابل این وضع، شکل‌گیری هسته‌های مقاومت در مقابل این گروه خواهد بود که باعث ایجاد شرایطی مانند سال‌های پیش از 11 سپتامبر در افغانستان خواهد شد و عاملی برای به رسمیت شناخته نشدن طالبان توسط دیگر دولت‌ها و وخیم‌تر شدن اوضاع افغانستان می‌شود.

مختاری با تأکید براینکه کنترل طالبان بر افغانستان به معنای به قدرت رسیدن در آن نیست و باید مؤلفه‌های سیاسی و اجتماعی قدرت را پیچیده‌تر و گسترده‌تر از تحت کنترل درآوردن کشور با قدرت نظامی در یک شرایط خلأ قدرت دانست، گفت: طالبان پیش از تبدیل شدن افغانستان به محل درگیری قومی – مذهبی، فرصت کوتاهی برای ساماندهی سیاسی بر اساس تساهل سیاسی دارد تا بتواند بر پیچیدگی‌های سیاسی در این کشور فائق آید.

این کارشناس مسائل افغانستان تصریح کرد: گزینه‌های سخت طالبان تازه پیش رویش قرار گرفته و این گروه برای شکل‌دهی به یک افغانستان باثبات در نبود نیروهای خارجی، باید از دریچه رو به بسته شدن مذاکره با روسای گروه‌های سیاسی و قومی – مذهبی استفاده کند. با توجه به ابعاد ناکارآمدی طالبان، اگر موج‌های مقاومت علیه‌اش ساختار پیدا کند، به زودی باب مشروعیت طالبان هم بسته می‌شود.

 

اهداف طالبان از طرح موضوع احتمال برگزاری انتخابات

وی با اشاره به اظهارات معاون وزیر اطلاعات حکومت طالبان درخصوص برگزاری انتخابات با حضور همه افغان‌ها، آن را در راستای کاهش فشارهای بین‌المللی دانست و افزود: البته پیش از این، یک مقام ارشد طالبان اعلام کرده بود حکومت جدید افغانستان بر پایه دموکراسی نخواهد بود؛ با این حال آن‌ها می‌دانند اکثریت قاطع و مطلقی ندارند و برای اینکه بتوانند پروژه تبدیل شدن احتمالی به امارت اسلامی را پیگیری کنند، مجبورند با دیگر گروه‌ها، همکاری‌هایی داشته باشند.

مختاری در ادامه اضافه کرد: طالبان می‌داند دستکم در کوتاه مدت، با طرح مذاکرات سیاسی با گروه‌های دیگر برای برگزاری انتخابات، فرصتی را در اختیار می‌گیرد تا بتواند انشقاقی را میان گروه‌های مخالف خود ایجاد کند؛ چراکه آن‌ها هم گروه‌های یکدستی نیستند و شاهد مسیر متفاوت طیف‌های سیاسی از جمله عبدالله عبدالله و کرزی یا احمد مسعود هستیم. این انشقاق در طول زمان می‌تواند بیشتر شود و فشار مقاومت در برابر طالبان کاهش یابد.

این تحلیلگر مسائل افغانستان با بیان اینکه پیگیری ایده‌هایی مانند «برگزاری انتخابات»، چهره قابل مذاکره‌ای از طالبان به نمایش می‌گذارد، تأکید کرد: هنوز چشم‌انداز روشنی نسبت به برگزاری مذاکرات برای رسیدن به سازوکار مناسب جهت دستیابی به یک دولت فراگیر و یا برگزاری انتخابات در این کشور وجود ندارد. ضمن اینکه باید در نظر داشت پاکستانی‌ها هم چندان رغبتی به شکل‌گیری دولت ملی و بهره‌گیری از گروه‌های دیگر در افغانستان ندارند و صرفا به دنبال استفاده از این حربه برای مهیا کردن شرایط حکومت طالبان هستند.

مختاری ادامه فعالیت برای گروه‌های مخالف طالبان را پس از استقرار دولت طالبان، دشوارتر توصیف کرد و گفت: با این حال، اگر طالبان بتواند حداقل رضایت بین‌المللی را فارغ از عملکردش به دست آورد، می‌تواند در آینده نماینده کشور افغانستان در عرصه‌های مختلف باشد. این مسئله در حال حاضر به نیات طالبان برمی گردد که در این شرایط انشقاقات درونی آن در حال ظهور و بروز است. اگر طالبان بتواند بر این مسائل فائق آید و تقسیم قدرت درستی انجام دهد، فضا برای اداره حکومت بازتر خواهد شد، اما به نظر می‌رسد طالبان دوباره در حال تکرار اشتباهات گذشته خود به اشکال دیگر است.