مرتضی مکی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: «روابط ایران با انگلیس همواره با فرازوفرود و پیچیدگی‌های سیاسی خاصی همراه بوده، چنانکه هم در انگلیس و هم در ایران به این موضوع با حساسیت ویژه‌ای نگریسته می‌شود.»

وی با اشاره به پیشینه دخالت‌ها و نقش منفی بریتانیا در ایران توضیح داد: «بریتانیا سابقه خوبی در نگاه مردم ایران ندارد و نگاه استعماری انگلیس نسبت به ایران از گذشته به خصوص از زمان قاجار و کشف نفت در ایران باعث شده که انگلیس نقش بسیار منفی در روند تحولات سیاسی ایران داشته باشد.»

به گفته مکی، این نقش منفی در جریان مشروطه به خوبی مشاهده شد؛ در آن زمان انگلیسی‌ها آشکارا تلاش کردند تا روند تحولات سیاسی در ایران را به انحراف کشانده و مشروطه را به بن‌بست بکشانند.

کارشناس مسائل اروپا ادامه داد: «‌به بن‌بست‌ رسیدن سیاست‌های رضاخان نیز نتیجه سیاست‌های ضدایرانی بریتانیا در ایران بود و در نهایت نیز شاهد ساقط کردن رضا خان و جانشینی محمدرضا با هدف حفظ سلطه و نفوذ انگلیس در ایران بودیم.»

وی با بیان اینکه ملی شدن صنعت نفت نیز در راستای مقابله با سلطه و نفوذ انگلیس صورت گرفت، گفت این در حالی است که کودتای 28 مرداد عملا باعث شد محمدرضا با یک سیاست استبدادی بر ایران حاکم شود و این سیاست در نهایت با مبارزه و مقاومت مردم به انقلاب اسلامی ختم شد.

مکی در رابطه با سیاست‌های لندن در قبال تهران بعد از انقلاب اسلامی نیز گفت: «پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز انگلیس تلاش کرد همچنان نقش مخربی را در مواجهه با انقلاب اسلامی ایفا کند و حمایت از گروه‌ها و جریان‌های تجزیه طلب و ضدانقلاب نمونه‌ای از این سیاست‌ورزی لندن در قبال جمهوری اسلامی ایران بود.»

لیکن به گفته این کارشناس مسائل اروپا، چهار دور سفر جک استراو، وزیر خارجه وقت انگلیس به تهران در بحبوحه حملات آمریکا و انگلیس به عراق در سال 2003 نشان می‌دهد که انگلیس به خوبی از جایگاه و نقش ایران در معادلات سیاسی خاورمیانه و منطقه خلیج‌فارس آگاه بوده و به دنبال استفاده از این جایگاه و نقش در جهت پیشبرد سیاست‌های خود بوده است.

مکی در واکاوی این سیاست لندن توضیح داد: « حتی بعد از حمله به سفارت انگلیس در تهران، لندن کوشید این اقدام تاثیر بلندمدتی در مناسبات سیاسی با ایران نداشته باشد. یعنی در حالی که کشورهایی مانند کانادا در پی حمله به سفارت انگلیس در تهران روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کردند و هنوز نتوانسته‌اند مناسبات خود را با ایران ترمیم کنند و تحت تاثیر جریان‌های سیاسی مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران قرار دارند، اما انگلیس با ترمیم روابط سیاسی خود با جمهوری اسلامی ایران و اعزام سفیر به تهران نشان داد که می‌خواهد نقش یک کنشگر سیاسی فعال در منطقه خلیج‌فارس را ایفا کرده و از حداکثر موقعیت‌ها در جهت پیشبرد سیاست‌های منطقه‌ای خود استفاده کند. »

مکی با بیان اینکه بعد از برگزیت، انگلیس تلاش دارد تا نقش فعال‌تر و مستقل‌تری از اتحادیه اروپا را در منطقه خلیج‌فارس یعنی حوزه نفوذ سنتی‌اش ایفا کند، گفت: «موضوع احیای پایگاه‌های انگلیس در خلیج‌فارس نیز در همین راستا قرار دارد.»

به گفته این کارشناس، به احتمال بسیار قوی در صورت احیای برجام، لندن نیز مانند دیگر پایتخت‌های اروپایی تلاش خواهد کرد از موقعیت احیای برجام حداکثر بهره‌برداری را برای تقویت همکاری با ایران بکند.

کارشناس مسائل اروپا با اشاره به تاثیر روابط لندن و واشنگتن بر مناسبات تهران و لندن گفت: «روابط و مناسبات انگلیس و آمریکا، مناسباتی بسیار گسترده و نزدیک است و در طول مذاکرات برجام نیز انگلیس برخلاف فرانسه تلاش کرد ضمن همسویی با دولت باراک اوباما نقش موثری را در روند منتهی شدن به توافقنامه برجام ایفا کند. اکنون نیز که جو بایدن در آمریکا به قدرت رسیده همسویی و همراهی انگلیس با آمریکا قطعا بیشتر از همسویی لندن با آمریکای ترامپ است و انگلیس نیز احیای برجام را همچون آمریکا موثرتر در سیاست‌های خاورمیانه‌ای خود می‌داند.»

وی ادامه داد: «با این وجود انگلیس نیز همچون بسیاری از کشورهای دیگر در زمان اوباما و ترامپ از تحریم‌های گسترده علیه ایران حمایت کرد.»

مکی در نهایت با تاکید بر این موضوع که انگلیس تلاش دارد که همواره یک رابطه انتقادی با جمهوری اسلامی ایران داشته باشد گفت این رابطه انتقادی در چارچوب سیاست‌های ایران هراسانه‌ای است که آمریکا و دولت‌های اروپایی در چند دهه گذشته به راه انداخته‌اند.

وی افزود: حمایت از جریان‌های سیاسی مخالف و منتقد نظام جمهوری اسلامی ایران و طرح موضوعات مختلفی در داخل ایران که می‌تواند به یک جنگ روانی از سوی رسانه‌های انگلیسی علیه ایران تبدیل شود تاحدودی دیپلماسی رسانه‌ای انگلیس علیه ایران را نشان می‌دهد. هرچند انگلیسی‌ها در چارچوب همین سیاست انتقادی به دنبال فرصت‌سازی نیز هستند تا بتوانند ضمن حفظ مناسبات حسنه‌شان با دولت‌های منطقه و فروش تسلیحات‌ به این کشورها، روابط سیاسی خود را با ایران نیز حفظ کرده و در روند تحولات ایران با غرب نقش موثری داشته باشند. از طرف دیگر با توجه به شرایط سیاسی – اقتصادی انگلیس پس از خروج از اتحادیه اروپا و مشکلاتی که با آن مواجه خواهد بود، تقویت همکاری‌ها در زمینه‌های مختلف با ایران با ظرفیت‌های بالایش فرصت مغتنمی برای دولت انگلیس می‌باشد. لذا لازم است طرف ایرانی نیز با درنظر گرفتن مراتب فوق و با هشیاری از این فرصت برای تنظیم مناسبات متوازن و مطلوب بهره برداری نماید.