محمدرضا عسگری مورودی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی تأکید کرد: «در حال حاضر که آمریکایی‌ها اعلام کرده‌اند تا سپتامبر خاک افغانستان را ترک خواهند کرد، طالبان این شرایط را فرصت مناسبی دیده تا بتواند با تصرف مناطق مختلف افغانستان و ساقط کردن دولت مرکزی کابل، قدرت را مجدداً در افغانستان در دست بگیرد.»

وی ادامه داد: «از نگاه شورای رهبری طالبان و اعضای ارشد این گروه، ارتش و نیروهای امنیتی در افغانستان توانایی لازم را برای مقابله با این گروه ندارند. همچنین با در نظر گرفتن تصرف چند شهر و روستا در هفته‌های اخیر و ادامه این روند در روزهای آینده به نظر می‌رسد طالبان عزم خود را جزم کرده تا هدف نهایی خود یعنی تصرف خاک افغانستان و نهایتاً استقرار نظامیانش در این کشور را اجرا کند.»

مورودی تأکید کرد: « فضای مذاکراتی که از سپتامبر 2020 در دوحه قطر شکل گرفته تلاش دارد در قالب قانون اساسی افغانستان طالبان را متقاعد کند که هرگونه تلاش برای دستیابی به قدرت باید از طریق انتخابات و مراجعه به آرای عمومی صورت بگیرد.»

وی ادامه داد: «ما اساساً چنین نگرشی در ایدئولوژی طالبان جایی ندارد و آن‌ها به‌کلی اصل جمهوریت را رد می‌کنند و با هر انتخاباتی به‌عنوان یک دستاورد غربی مخالف هستند. »

به گفته این کارشناس، مدلی که اکنون دولت افغانستان و جامعه جهانی در قالب مذاکرات صلح به دنبال آن هستند این است که طالبان را از جنگ و خشونت بازدارند و در قالب یک فرآیند سیاسی وارد چرخه قدرت در افغانستان کنند؛ اما عملاً چون این روند در تضاد با ایدئولوژی طالبان قرار دارد ناکام خواهد ماند.

کارشناس مسائل افغانستان با بیان اینکه طی یک سال گذشته مذاکرات صلح افغانستان در دوحه به هیچ نتیجه‌ای نرسیده و بارها مقامات ارشد افغانستان اعلام کردند که طالبان از پرداختن به موضوعات موردتوجه در مذاکرات صلح طفره می‌روند، گفت: «این طفره رفتن ناشی از این است که اساساً موضوعاتی مانند مشارکت در قدرت از طریق انتخابات و مراجعه به رأی مردم در گفتمانی که طالبان آن را دنبال می‌کند هیچ جایی ندارد بنابراین در هر مذاکره‌ای که قرار باشد طالبان را وارد یک چرخه دمکراتیک کند اساساً آن چرخه به دلیل کارشکنی‌های طالبان متوقف خواهد شد.»

وی افزود: «به همین دلیل در شرایط فعلی، طالبان با متوقف ساختن روند مذاکرات صلح در دوحه قطر تلاش دارد در شرایطی که ناظر به خروج نیروهای خارجی از افغانستان است فضایی را ایجاد کند که خاک افغانستان را به‌طور کامل تحت اختیار خود قرار دهد و نهایتاً با سقوط دولت مرکزی در این کشور مجدداً مانند پیش از سال 2000 میلادی قدرت را در افغانستان به دست بگیرد.»

عسگری مورودی در ادامه توضیح داد: «بنابراین طالبان فعلی با طالبان دو، سه دهه اخیر هیچ تفاوتی نکرده فقط این نکته وجود دارد که طالبان در هر دوره‌ای با توجه به شرایط خاص سیاسی، اقتصادی و امنیتی جامعه افغانستان تنها پیش‌برنده بخشی از اهداف و برنامه‌های خود بوده اما اینک تحت شرایط کلی در افغانستان به یک جنگ تمام‌عیار با دولت کابل روی آورده و هدف اصلی طالبان نیز این است که شهر به شهر افغانستان را تصرف کند و در نهایت بتواند با سرنگونی دولت اشرف غنی قدرت را به‌طور کامل در اختیار بگیرد.»

عسگری با رد این فرضیه که به دنبال شناسایی و مشروعیت دادن به طالبان توسط قدرت‌های بزرگ این جریان اکنون بیش از گذشته دست به عملیات می‌زند؛ گفت: «قدرت‌های بزرگ طالبان را پذیرفتند ازاین‌جهت که این جریان در قالب یک فرآیند مسالمت‌آمیز سیاسی کنشگری کند و درنهایت به قدرت دست یابد. توافقنامه‌ای هم که در فوریه 2020 بین آمریکا و طالبان امضا شد ناظر به کاهش تدریجی سطح خشونت‌ها در افغانستان و درنهایت امضای توافقنامه صلح بین طالبان و افغانستان بود که طالبان به هیچ‌کدام از این تعهدات جامه عمل نپوشاند؛ یعنی نه خشونت‌ها در افغانستان را کاهش داد و نه زمینه‌ و بستری را برای تفاهم با دولت کابل برای خاتمه جنگ ایجاد کرد.»

وی در نهایت گفت: «بنابراین آنچه از نوع مواجهه جامعه جهانی و قدرت‌های بزرگ در قبال طالبان می‌توان برداشت کرد این است که طالبان باید دست از جنگ بردارد و در یک قالب سیاسی در قدرت مشارکت داشته باشد.»