دکتر احمد بخشی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه مسائل امروز در افغانستان ناشی از ناکامی کارگزاران داخلی در نقش‌های خود و شکست قدرت‌های درگیر در این کشور در دولت سازی است، خاطرنشان کرد: باوجوداینکه بعد از سال 2001 بحث دولت سازی مطرح شد؛ اما اساساً دولت در بخش‌هایی از افغانستان نفوذ نداشت و نفوذ برخی نقش‌آفرینان منطقه‌ای، از قدرت دولت در آن مناطق بیشتر بود.

وی مسائل امروز افغانستان را متأثر از مذاکرات آمریکا با طالبان عنوان کرد و گفت: در این مذاکرات که با کنار گذاشتن دولت صورت گرفت، نقش طالبان در دولت آینده در این کشور به رسمیت شناخته شد. در کنار این گفتگوها، طالبان مذاکراتی با کشورهای منطقه انجام داد و آن‌ها خود را به‌عنوان گروه تأثیرگذار و مشروع تلقی کردند.

این استاد دانشگاه با اشاره به نارضایتی جان بولتون نسبت به مسئولیت دادن به طالبان که در کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» به آن پرداخته است، افزود: خروج نیروهای آمریکا و دست بالا دادن به طالبان در دولت سازی، در کنار وجود دولت ناکارآمد، حذف نیروهای جهادی و گروه‌های تأثیرگذار و اختلافات میان آن‌ها، باعث ایجاد این شرایط شده است. آمریکا حتی بدون شکل‌گیری توافقی به دنبال خروج از افغانستان برآمد و با نقشی که به طالبان داد، این گروه کاملاً دست بالا را برای خود قائل است.

بخشی به ادعاهای طالبان مبنی بر اینکه بر 83 درصد از خاک افغانستان تسلط دارد پرداخت و ادامه داد: امروز در افغانستان «جنگ» به‌عنوان روش کسب قدرت دیگر جواب نمی‌دهد و بحث دولت سازی هم باید با مذاکره انجام شود؛ اما به دلیل عدم ایفای نقش درست از سوی دولت مرکزی و توافق یک‌طرفه آمریکا با طالبان و همچنین خلأ قدرت ایجاد شده که طالبان احساس می‌کند می‌تواند آن را پر کند، شاهد وضعیت امروز هستیم.

وی با تأکید بر اینکه کارنامه دولت مرکزی بعد از 20 سال کارنامه مثبتی نیست، گفت: قطعاً حل مشکلات افغانستان اجماع داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی را می‌طلبد. در این مسیر کشورهای همسایه افغانستان و به‌طورکلی سازه منطقه‌ای درگیر با آن باید بر صلح سازی و اجماع داخلی تأکید کنند و با در نظر داشتن کارنامه نامناسب دولت، به زیرساخت‌هایی که دولت شکل داده و دستاوردهایی که ایجادشده توجه داشته باشند.

 

کشورهای منطقه باید به دنبال اجماع سازی باشند

این تحلیلگر مسائل بین‌المللی افزود: کشورهای منطقه باید به دنبال اجماع سازی باشند و منافع خاص خود را درروی کار آمدن گروه‌ها در نظر نگیرند. درواقع باید همه تحولات در کنار هم و با در نظر داشتن امنیت منطقه‌ای دیده شود تا به صلح در افغانستان کمک شود. صلح در این کشور هم با حذف گروه‌های مختلف صورت نمی‌گیرد و لازم است با توجه به موزاییک قومی، مسائل مذهبی و واقعیت‌های اجتماعی آن، زمینه اشتراک همه گروه‌ها را فراهم کرد.

 

ضرورت توجه به تبعات وضعیت افغانستان

بخشی تأکید کرد: تبعات این وضعیت باید موردتوجه کشورهای منطقه باشد؛ چراکه با جنگ داخلی در افغانستان ما شاهد ناامنی خواهیم بود که ضمن به تأخیر انداختن بازسازی این کشور، مهاجرت‌های گسترده از آن رخ خواهد داد. افغانستان به لنگرگاه گروه‌های افراطی و تروریستی تبدیل خواهد شد که علاوه بر ناامنی و مشکلات خاصی که برای زیست مردم این کشور به بار می‌آورد، مسائل مربوط به صدور تروریسم را با در نظر داشتن شرایط آسیای مرکزی، پررنگ می‌کند. قطعاً این شرایط به نفع هیچ‌کس نیست.

وی درعین‌حال با تأکید بر اینکه افغانستان امن می‌تواند چهارراهی برای مبادلات اقتصادی و ایجاد ارزش‌افزوده برای این کشور و منطقه باشد، گفت: در وضعیت فعلی با در نظر داشتن فرصت‌های ازدست‌رفته افغانستان، متأسفانه شرایط بسیار پیچیده شده و نمی‌توان انتظار داشت به‌سادگی مسائل در این کشور حل شود.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: آمریکایی‌ها حدود چهار سال بعدازاینکه اعلام کردند طالبان را سرنگون کرده‌اند با ظهور این گروه مواجه شدند و به‌تدریج آن‌ها را به‌عنوان یک واقعیت قبول کردند!

بخشی با اشاره به استقبال وزیر کشور پاکستان از روی کار آمدن طالبان در افغانستان به‌شرط اینکه آن‌چنان افراط‌گرایانه رفتار نکند که موجب احیای طالبان پاکستان شود، اظهار داشت: نباید با تناقض برخورد کرد و خوب و بد را تنها از زاویه نگاه خود مدنظر داشت. درست است که طالبان بخشی از جامعه افغانستان است، اما هر چه مشکلات در این کشور حل نشود این حضور و فعالیت دوام بیشتری خواهد داشت. تا هر زمان که مصالحه ملی به تأخیر بیفتد این قبیل موارد را شاهد خواهیم بود.

 

ایجاد امنیت و نداشتن نگاه ابزاری به گروه‌ها در افغانستان دو اصل اساسی

وی گفت: همکاری منطقه‌ای، باید با در نظر گرفتن دو اصل اساسی «ایجاد امنیت» و همچنین «عدم استفاده ابزاری از گروه‌های افغانستان»، تحقق یابد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با تأکید بر اینکه باید گفتگوها با همفکری و هماهنگی با دولت مصالحه ملی باشد، ادامه داد: طالبان احساس می‌کند بخشی از پازل حل مسئله افغانستان است و نباید هم کنار گذاشته شود. از سوی دیگر باید سناریوهایی که کشورهای منطقه برای صلح در افغانستان در نظر می‌گیرند جامع‌الاطراف باشد و بپذیرند که منافع همه در صلح و امنیت و آن‌هم با اشتراک همه گروه‌های قومی است.

 

نقش سازمان‌های منطقه‌ای

بخشی همچنین برخی تحلیل‌ها مبنی بر احتمال تجزیه افغانستان و ظهور فدرالیسم در این کشور را قابل‌توجه دانست و بر ضرورت توجه و حساسیت کشورهای منطقه بر پیامدهای آن تأکید کرد.

وی با بیان اینکه آمریکا بعد از 20 سال نتوانست هیچ اقدام مثبتی در افغانستان انجام دهد و شرایط امروز ناکارآمدی سیاست‌های آن‌ها و افول قدرت این کشور را نشان می‌دهد، ایفای نقش بیشتر چین و روسیه در افغانستان را بسیار محتمل ارزیابی کرد و گفت: در این شرایط باید نقش سازمان‌های منطقه‌ای مانند شانگهای در تأمین امنیت منطقه‌ای و مخالفت با یکجانبه‌گرایی پررنگ شود.