حسن هانی‌زاده در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: «به‌رغم وعده هفت کشور بزرگ صنعتی جهان موسوم به گروه ۷ درباره اختصاص یک میلیارد دوز واکسن کرونا به کشورهای نیازمند، منتقدان این طرح می‌گویند این کمک مشکلات ساختاری این کشورها در عرضه واکسن را حل نمی‌کند.»

این کارشناس توضیح داد: «هفت کشور بزرگ صنعتی نتوانستند در طول یک سال گذشته در برابر ویروس کرونا سازوکار مناسبی برای کمک به کشورهای فقیر که خود قربانی رقابت‌های بین‌المللی شده‌اند ایجاد کنند.»

به گفته این کارشناس، بسیاری از این هفت کشور صنعتی به وعده‌های خود برای کمک به کشورهای جهان سوم عمل نکردند؛ چراکه این کشورها انحصار واکسن کرونا را در اختیار خود قرار داده‌اند.

هانی‌زاده افزود: «محرومیت کشورهای فقیر از دسترسی به واکسن مناسب، نتیجه شکست سیاست‌های جهانی هفت قدرت بزرگ تلقی می‌شود؛ زیرا این قدرت‌ها اهمیتی برای سرنوشت ملت‌های جهان سوم قائل نیستند.»

در ادامه وی تأکید کرد: «لذا در جریان نشست سران گروه‌ هفت علیرغم اختصاص مبالغی برای کمک به کشورهای فقیر، مخصوصاً کشورهای آفریقایی، عملیاتی شدن این تصمیم مطمئن نیست. چراکه سازوکارهای این نوع کمک‌ها کاملاً شفاف نیست.»

وی درباره تغییر توجهات جهان سوم و کشورهای فقیر از سوی غرب به رهبری آمریکا به سمت چین اظهار داشت: «نظام جدید بین‌الملل که پس از اخراج ارتش عراق از کویت و به‌طور مشخص بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از سوی جورج بوش پدر شکل گرفت، پس از سه دهه دچار ناکارآمدی شده و در حال فروپاشی است. ازآنجایی‌که ایالات‌متحده پس از سقوط شوروی سابق تلاش کرد تا مدیریت جهان را به‌صورت تک‌قطبی اداره کند، لذا تمام امکانات اقتصادی، سیاسی و نظامی خود را برای تسلط برجهان به کار گرفت.»

به گفته هانی‌زاده، اشغال عراق در سال 2003 و اشغال افغانستان در سال 2001 میلادی نزدیک به 15 هزار میلیارد دلار هزینه مالی و 40 هزار کشته و مجروح برای آمریکا به همراه داشت.

کارشناس مسائل غرب آسیا گفت: «این ماجراجویی یک‌سویه و انحصارطلبانه، آمریکا را با شکل‌گیری سه جبهه جدید اقتصادی، نظامی و عقیدتی مواجه ساخت.»

وی ادامه داد: «در جبهه اقتصادی، چین توانست در طول سه دهه گذشته حجم تبادلات اقتصادی خود را سالانه به بیش از 4 هزار میلیارد دلار ارتقا دهد درحالی‌که روسیه برگرفته از اتحاد جماهیر شوروی سابق به یک قدرت برتر نظامی در سطح جهان تبدیل شده است. در غرب آسیا نیز جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک قدرت تأثیرگذار منطقه‌ای با تکیه‌بر اعتقادات دینی در عرصه‌ منطقه‌ای حضوری فعال داشته است.»

هانی‌زاده با بیان اینکه سه کشور ایران، چین و روسیه در طول یک دهه گذشته و هم‌زمان با تلاش آمریکا برای برهم زدن شطرنج سیاسی منطقه، در جبهه مشترکی قرار گرفته اند افزود: «این جبهه به ناکامی تلاش‌های آمریکا با هدف تسلط کامل بر ملت‌های غرب آسیا ازجمله سوریه، عراق، لبنان و یمن منجر شده است.»

وی درباره شرایط اقتصادی ایالات‌متحده نیز گفت: «امروز آمریکا با یک بحران اقتصادی و یک بدهی 22 تریلیون دلاری مواجه است درحالی‌که چین حجم سرمایه‌گذاری‌های خود در کشورهای غرب آسیا و آفریقا را به‌شدت افزایش داده است. همچنین پیش‌بینی می‌شود که در یک دهه آینده، چین به قدرت اقتصادی برتر جهان تبدیل شود و روسیه نیز بزرگ‌ترین کشور صادرکننده سلاح‌های استراتژیک می‌شود. ایران هم با حضور فعال در منطقه و کمک به محور مقاومت یک قدرت برتر منطقه‌ای خواهد شد و به‌طور طبیعی موازنه‌های اقتصادی، نظامی و ژئوپلیتیک در آینده به نفع تهران، پکن و مسکو تغییر خواهد یافت.»

هانی زاده درنهایت با اشاره به اینکه طبیعی است در چنین فرایندی توجه قدرت‌های بزرگ صنعتی به‌ویژه آمریکا و برخی کشورهای اروپایی به‌جای رسیدگی به مشکلات اقتصادی کشورهای جهان سوم به سمت تقابل با جبهه چین، روسیه و ایران متمرکز شود، تأکید کرد: «این امر منجر به ایجاد روحیه ناامیدی در میان ملت‌های فقیر جهان نسبت به قدرت‌های صنعتی شده است. چراکه آمریکا و کشورهای اروپایی تاکنون هیچ راهکاری برای کمک مالی به کشورهای فقیر در راستای مقابله جدی با ویروس کرونا انجام نداده‌اند. در چنین شرایطی طبیعی است که پیامدهای بی‌توجهی این قدرت‌ها نسبت به سرنوشت ملت‌های جهان متوجه آمریکا و غرب خواهد بود.»