علی عبدی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به دستاوردهای جبهه مقاومت در جنگ اخیر غزه و تأثیر آن بر سرنوشت سیاسی نتانیاهو، خاطرنشان کرد: از نگاه اسرائیلی‌ها، به‌ویژه منتقدین و مخالفین آقای نتانیاهو و جریان راست، او عامل دو سال بن‌بست سیاسی در این رژیم بود. باوجود برگزاری چهار دوره انتخابات، هیچ گشایشی در این وضعیت حاصل نشد؛ چراکه از یک‌سو جریان راست و شخص نتانیاهو نتوانست دولت قوی با ائتلاف پایدار و کامل تشکیل دهد و در مقابل، جناح چپ و میانه هم نتوانست قدرت را تصاحب کند.

 

تأثیر جنگ اخیر غزه بر شکست نتانیاهو

وی افزود: در شکل‌گیری زمینه‌های شکست نتانیاهو، نبرد «سیف القدس» بسیار مؤثر واقع شد؛ با طولانی شدن جنگی که در ابتدا پیش‌بینی می‌شد به سود نتانیاهو تمام شود، عملاً رژیم نتوانست قدرت مقاومت، حماس و موشک‌هایش را مهار کند و مجبور شد شرایط مقاومت را بپذیرد. مسئله‌ای که به حیثیت اسرائیل ضربه شدیدی وارد کرد و علاوه بر تحت تأثیر قرار دادن اقتصاد، ثبات و امنیتش را برای 12 روز مختل نماید.

این کارشناس مسائل رژیم صهیونیستی گفت: شرایطی که انتظار می‌رفت ورق را به سود آقای نتانیاهو برگرداند، موجب بدتر شدن وضعیت او و تشدید انتقادها شد.

عبدی با اشاره به اعلام اتحاد میان «نفتالی بنت» رئیس حزب «یمینا» و «یائیر لاپید» و ایجاد شرایط برای تشکیل دولت بعدی با پیوستن این اتحاد به ائتلاف «لیبرمن» و «منصور عباس»، به عنوان رهبر اولین جریان عرب فلسطینی که با یک دولت اسرائیلی همکاری می‌کند، ادامه داد: بااین‌حال هنوز نمی‌توان به‌طورقطع گفت پایان کار نتانیاهو قطعی است. گرچه حدود 95 درصد سقوط او قطعی به نظر می‌رسد، اما با توجه به اینکه آقای کوهن، رئیس کنست، از اعضای لیکود است و نتانیاهو بر او نفوذ دارد، ممکن است بتوانند رأی‌گیری برای تشکیل دولت جدید را به تأخیر بیندازند تا بر عناصر و مهره‌هایی از جریان راست یمینا تاثیر بگذارند.

وی گفت: حداکثر کرسی‌هایی که این اتحاد در اختیار دارد 62 کرسی است و اگر نتانیاهو و لیکود بتوانند حتی دو عضو جریان یمینا را از حضور در «ائتلاف برای تغییر منصرف» کنند، عملاً دولت یائیر لاپید تشکیل نمی‌شود و باید انتخابات پنجمی تشکیل شود. درواقع حدوداً تا یک هفته یا 10 روز دیگر تکلیف این وضعیت روشن خواهد شد؛ یا دولت تشکیل می‌شود و یا باید انتخابات دیگری برگزار شود.

به گفته عبدی، اگر قرار بر برگزاری انتخابات پنجمی باشد، با حضور نتانیاهو همین شرایط ادامه پیدا خواهد کرد و بعید نیست حزب او در انتخابات رأی بیاورد. تا زمانی که او در قدرت حضور دارد شرایط این‌گونه خواهد بود؛ مگر اینکه بتوانند او را کنار بزنند و تلاش این اتحاد هم این است که او را کنار بگذارند.

این تحلیلگر مسائل رژیم صهیونیستی با تأکید بر اینکه شرایط تاکنون به ضرر نتانیاهو است اما سقوط او هنوز قطعی نیست، افزود: ممکن است کور سوی باقی‌مانده ورق را مجدد به نفع او برگرداند، چراکه نتانیاهو سیاست ورز به‌شدت قهاری است و هیچ‌کس به‌اندازه او بر مناسبات قدرت در ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی مسلط نیست. او سیاستمداری به‌تمام‌معنا ماکیاولیستی و استاد دوقطبی سازی و تزریق ترس به جامعه اسرائیل است.

 

پیامدها و ابعاد راهبردی شکست نتانیاهو

عبدی در خصوص پیامدها و ابعاد راهبردی شکست نتانیاهو، گفت: بااینکه سیاستمداران در این رژیم همه صهیونیست و افراطی هستند و ایران و مقاومت را دشمن می‌دانند، اما مسئله بر سر سطح توانمندی کنش‌های سیاسی – راهبردی است. قطعاً در رژیم صهیونیستی از حیث گستردگی روابط خارجی و بین‌الملل به‌خصوص در روابط با آمریکا و همچنین شخص آقای پوتین و حتی روابط با چین و توانمندی در استفاده از اهرم‌های سیاسی و نظامی – امنیتی هیچ‌کس به‌پای نتانیاهو نمی‌رسد و هر فرد دیگری به قدرت برسد موجب تنزل قدرت نظامی – امنیتی آن می‌شود و این رژیم را در چالش‌های بیشتری فرومی‌برد.

وی درعین‌حال بابیان اینکه رژیم صهیونیستی در وضعیتی تناقض‌آمیز قرار گرفته است، توضیح داد: حضور نتانیاهو در بلندمدت به ضرر اسرائیل تمام شده و آن را با چالش‌های جدی‌تری مواجه می‌نماید.

عبدی اضافه کرد: باید در نظر داشت ممکن است نتانیاهو از قدرت کنار رود، اما سایه سنگین او تا مدت‌های مدیدی بر سر اسرائیل باقی خواهد ماند. نتانیاهو میراثی سیاسی از خود به‌جا گذاشته که به‌راحتی اجازه نخواهد داد نخست وزیران پس از او با دست‌باز و فراغ بال بیشتری سیاست ورزی کنند و قطعاً آن‌ها را دچار محدودیت‌های شدیدی خواهد کرد. کما اینکه شخص بن گوریون هم‌چنین شرایطی ایجاد کرد و سایه سنگین میراث او تا دهه‌ها بر اسرائیل سایه داشت و نتانیاهو یکی از کسانی است که آن وجهه را شکست.

این کارشناس مسائل رژیم صهیونیستی با تأکید بر اینکه موضوعاتی مانند طرح معامله قرن با رفتن نتانیاهو موضوعیت خود را از دست خواهند داد، تصریح کرد: این مسئله به این دلیل نیست که دیگر جزء مطلوبیت‌های رژیم قرار ندارند، قطعاً آن‌ها به قبل از معامله قرن برنمی‌گردند و این پرونده‌ها را مفتوح می‌گذارند، اما برای پیشبرد آن کسی به توانمندی نتانیاهو ندارند. پیشبرد معامله قرن دو اهرم قوی داشت؛ ترامپ و نتانیاهو. با رفتن نتانیاهو این اهرم‌ها از بین خواهد رفت اما درعین‌حال کسی حاضر نیست به ماقبل معامله قرن برگردد و وضعیت هیچ تغییری به سود ملت فلسطین و کشورهای عربی نخواهد کرد.

عبدی ادامه داد: شاید در ویترین و شکل کار اتفاقاتی بیفتد، اما در ماهیت و باطن آن تحولی جدی رخ نخواهد داد. ماهیت رژیم بر اشغال و ترور بنا شده و رفتن و آمدن آدم‌ها تنها بر شدت و حدت آن اثر می‌گذارد. کاهش این توان نیز به دلیل رویکرد و ضعف نخست‌وزیر است و قطعاً شدت اشغالگری و تروریسم در دوران نتانیاهو در اوج بوده است.

وی با اشاره به منابع متعدد قدرت و نفوذ نتانیاهو، یادآور شد: «ای پک» تنها یک مورد از شبکه مراودات و منابعی بود که او در آمریکا داشت که در دوره حضورش به حیات خلوت او تبدیل‌شده بود. درواقع به دلایل متعدد، هیچ نخست‌وزیری این نفوذ را نخواهد داشت.

 

پایان حضور نسل سوم نخبگان سیاسی اسرائیل

عبدی با بیان اینکه اگر فرض را بر این بنا کنیم که نتانیاهو از قدرت خارج‌شده است، ما شاهد دوران جدیدی در اسرائیل خواهیم بود؛ نتانیاهو را نماد نسل سوم نخبگان سیاسی اسرائیل برشمرد و افزود: اگر نسل اول را نسل بنیان‌گذاران در نظر بگیریم که نماد آن «بن گوریون» بود، نسل دوم نسل نگهبانان است که اسحاق رابین و آریل شارون نماد این نسل در نظر گرفته می‌شوند. در این چارچوب، نسل سوم نسلی بود که در ادبیات سیاسی اسرائیل، «نخبگان جدید» عنوان گرفتند که از دهه 1990 وارد عرصه سیاسی اسرائیل شدند و آقای نتانیاهو نماد اصلی این جریان شد.

وی تأکید کرد: با رفتن نتانیاهو می‌توان گفت دوره نسل سوم نخبگان سیاسی به سر آمده و شاهد ظهور نسل جدیدی خواهیم بود که بنت و لاپید ازجمله چهره‌های برجسته آن هستند. گرچه این نسل عملاً سایه سنگین نتانیاهو را تجربه می‌کند؛ اما قضاوت درباره اینکه به چه سمت و سویی کشیده شود و چه رویکردی در آن ادامه یابد هنوز زود است.