مهدی شکیبایی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی توضیح داد: «اکثریتی در فلسطین در صد سال پیش زندگی می‌کردند که به یک باره این اکثریتی که هم دولت، هم هویت و هم سرزمین داشتند، در سال 1948 تمام اینها را از دست دادند و در واقع این حقوق مشروع از آن‌ها گرفته شد.»

شکیبایی در پاسخ به اینکه آیا مقاومت ملت فلسطین توانسته این حقوق را استیفا کند یا خیر توضیح داد: «تاریخ اشغال فلسطین در هفت دهه اخیر را می‌توان به دو برهه تقسیم کرد؛ یکی از سال 1948 تا 1978. یعنی از زمان اشغال سرزمین فلسطین تا سالی که مصر با رژیم صهیونیستی قرارداد سازش امضا کرد. در این برهه مبارزات ملت فلسطین به واسطه اینکه دائما از سوی حکومت‌های عربی مدیریت می‌شد هیچ دستاوردی نداشت. حتی فلسطینیان درون مرزهای خود نیز نمی‌توانستند مبارزه کنند و تا سال 1978 تعداد مبارزانی که برای استیفای حقوق فلسطین مبارزه می‌کردند خارج از مرزهای فلسطین و در کشورهایی مانند لبنان، تونس و کویت بودند.»

وی ادامه داد: «این جنبش‌ها تحت حمایت دولت‌های عربی به ویژه در لبنان مستقر بودند و اقدامات ضدصهیونیستی انجام می‌دادند. بنابراین مبارزات ملت فلسطین از سال 1948 تا سال 1978 در همین محدوده بود و چون محدود بود فلسطینیان نمی‌توانستند در راستای استیفای حقوق مشروعشان دستاوردی داشته باشند.»

کارشناس مسائل فلسطین با بیان اینکه از سال 1978 یعنی بعد از امضای قرارداد صلح میان رژیم صهیونیستی و مصر که 6 ماه بعد از آن نیز پیروزی انقلاب اسلامی ایران رخ داد شرایط مبارزات فلسینیان دگرگون شد، گفت: «در این مقطع منحنی نزولی تلاش‌های مبارزان فلسطینی تبدیل به منحنی صعودی شد و مبارزات ملت فلسطین شکل دیگری به خود گرفت.»

وی ادامه داد: «در این برهه از مبارزات،‌ فلسطینیان به نوعی توانستند هر سه حق مشروعشان را پوشش دهند.»

به گفته شکیبایی ورود عنصر اسلام‌گرایی یعنی عقیده و ایدئولوژی اسلامی به درون مبارزات ملت فلسطین علیه رژیم صهیونیستی که الگوگرفته از مبارزات انقلاب اسلامی ایران نیز بود باعث شد که در درون سرزمین‌های فلسطینی، قیامی شکل بگیرد که بعدها با عنوان انتفاضه از آن یاد می‌شد.

این کارشناس مسائل فلسطین با اشاره به اینکه تا آن زمان افکار عمومی دنیا فکر نمی‌کردند که جمعیتی از فلسطینیان نیز در سرزمین فلسطین زندگی ‌کنند، ادامه داد: «معمولا فلسطینیان را اقلیتی فرض می‌کردند که درون دولتی به نام اسرائیل که اکثریت را شامل می‌شود زندگی می‌کنند.»

شکیبایی با تاکید بر این که فلسطینیان از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفتند،‌ گفت: «پس از آن بود که آرام آرام درون سرزمین‌های فلسطینی، هسته‌های مقاومت و چند سال بعد نیز انتفاضه بزرگ شکل گرفت.»

وی ادامه داد: «به دنبال انتفاضه بزرگ سال 1987 فلسطینیان توانستند به دنیا ثابت کنند که هویتی تحت عنوان هویت فلسطینی نیز در این سرزمین وجود دارد که نه تنها اقلیت نیستند بلکه اکثریت را شامل می‌شوند.»

این کارشناس با بیان اینکه هرچند انتفاضه نخست فلسطین را بعدها صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها با قرارداد اسلو خاموش کردند، گفت: «اما بلافاصله در سال 2000 انتفاضه جدیدی به نام الاقصی در فلسطین شکل گرفت که این انتفاضه توانست هم رژیم صهیونیستی و هم متحدانش را که تا آن زمان هیچ امتیازی برای فلسطینیان قائل نمی‌شدند در شرایطی قرار دهد که بپذیرند نزدیک 6 میلیون فلسطینی را نمی‌توانند نادیده بگیرند. بلکه آن‌ها باید دولتی داشته باشند که بتواند به وضعیت امنیتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن‌ها سر و سامان دهد.»

شکیبایی تاکید کرد: «با وجودی که جمهوری اسلامی ایران پذیرش دولت فلسطینی و ایجاد دولت فلسطینی در کنار دولت غاصب اسرائیلی را قبول ندارد و تاکیدش بر ایجاد یک دولت تاریخی در سرزمین تاریخی فلسطین از بحر تا نهر است اما باز هم این مسئله که فلسطینیان در انتفاضه دوم توانستند خواسته خود یعنی داشتن یک دولت را تامین کنند خود دستاورد بزرگی محسوب می‌شود و مقاومت توانست از سه عنصر حقوق مشروع فلسطینی‌ها دو مورد از آن‌ها را به دست آورد.»

وی در خصوص استیفای حق سوم یعنی بازپس‌گیری سرزمین فلسطین نیز گفت: «مقاومت فلسطینی در سال 2005 پس از نزدیک به 60 سال توانستند بخشی از سرزمین غصب شده فلسطین که همان غزه است را آزاد کنند و این روزها نیز کانون اصلی جهاد و مقاومت در نوار غزه است.»

شکیبایی تاکید کرد: «لذا گروه‌های مقاومت توانستند حقوق مشروع ملت فلسطین را تامین کنند و هرچند این استیفای حقوق به طور کامل نبوده اما در همین مدت زمان کم دستاوردهای بسیار زیادی داشته‌اند.»

در ادامه شکیبایی به این موضوع پرداخت که بعد از ترور سردار سلیمانی، حمایت‌های ایران از گروه‌های مقاومت افزایش یافته و توضیح داد: «راهبرد جمهوری اسلامی ایران در حمایت از مسئله فلسطین بیشتر معطوف به آزادسازی قدس شریف است و از نظر جمهوری اسلامی، آزادسازی قدس شریف، درون خود آزادسازی سرزمین فلسطین را نیز دارد.»

وی تاکید کرد :«لذا این راهبرد قائم به فرد نیست و به همین دلیل با رفتن سردار بزرگ ما، حاج قاسم سلیمانی این راه متوقف نشد.»

وی در نهایت با تاکید بر اینکه می‌دانیم سپاه قدس قائم به فرد نیست، توضیح داد:  این نهاد با وجودی که یکی از بزرگترین فرماندهان خود را از دست داد، اما همچنان در مسیر تحقق آرمان بزرگ فلسطین و قدس در حال حرکت است و اتفاقا با خلف صالح سردار سلیمانی یعنی سردار قاآنی با آهنگ تندتری نیز این حرکت را شاهد هستیم.» شکیبایی تاکید کرد: «ما در کنار حمایت از مقاومت که رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان راه علاج فلسطین یاد کرده، یک راه حل دیگر نیز داریم که رهبری بدان هم اشاره کرده‌اند که همان همه‌پرسی است. درواقع مقاومت اهرمی است برای تحقق راه حل ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی ایران که همان همه پرسی است. »