مرتضی مکی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی تأکید کرد: «در رابطه با چین نیز اتحادیه اروپا به‌خوبی به گسترش نفوذ چین در اروپا آگاه و نسبت به آن نگران است ولی درعین‌حال چین شریک اقتصادی بزرگ اکثر کشورهای اروپا محسوب می‌شود. لذا نوع روابط آن‌ها با چین به رابطه‌ای اجتناب‌ناپذیر تبدیل‌شده و نمی‌توانند چین را یک تهدید امنیتی تلقی کنند. ازاین‌رو امیدوار هستند با گسترش همکاری با چین و وابستگی متقابل بانفوذ پکن در عرصه جهانی مقابله کنند.»

مکی در ادامه با تأکید بر به قدرت رسیدن جو بایدن گفت که این تغییر، بحث‌های جدی را میان اروپا و آمریکا در خصوص نوع روابط با چین و روسیه مطرح کرده است.

وی افزود: «به‌هرحال اروپا و روسیه در منظومه فکری خود، دیدگاه‌ها و منافع و تهدیدات مشترکی دارند و به همین دلیل مهم‌ترین پیمان امنیت دسته‌جمعی در جهان موسوم به ناتو میان کشورهای اروپایی و آمریکا پس از جنگ جهانی دوم منعقد شد و باوجود گذشت بیش از سه دهه از فروپاشی شوروی پیمان ناتو همچنان پابرجا است.» مکی مهم‌ترین دلیل پابرجا ماندن این پیمان را تهدیدات و منافع مشترکی دانست که متحدان دو سوی اقیانوس اطلس را متعهد به حفظ پیمان ناتو کرده است.

این کارشناس با اشاره به اینکه جهان در شرایط گذار بین‌المللی قرار دارد و آمریکا در حال از دست دادن جایگاه خود به‌عنوان یک قدرت برتر جهان چه ازلحاظ اقتصادی و چه ازلحاظ سیاسی و نظامی است، ادامه داد: «مهم‌ترین تهدیدی که موجب به خطر افتادن جایگاه آمریکا در عرصه جهانی به‌عنوان یک قدرت برتر شده است، چین و روسیه هستند؛ روسیه همچنان به‌عنوان یک قدرت نظامی برتر در جهان پس از آمریکا محسوب می‌شود و چین نیز با سرعت رشد اقتصادی‌اش طی چند سال جایگاه آمریکا را به‌عنوان قدرت اول اقتصاد جهانی خواهد گرفت. ضمن اینکه چین پس از آمریکا، بزرگ‌ترین بودجه نظامی جهان را دارد و با پروژه‌های بلندپروازانه‌ای همچون احیای راه ابریشم جایگاه اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا را در عرصه جهان به مخاطره خواهد انداخت. به همین دلیل در استراتژی امنیت ملی آمریکا در دوره باراک اوباما مهم‌ترین تهدید برای این کشور، چین و روسیه تعریف‌شده بودند.»

مکی با اشاره به دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نیز توضیح داد: «نوع مناسبات پکن و مسکو در این دوره نیز ادامه پیدا کرد و ترامپ برای مقابله بانفوذ اقتصادی و سیاسی چین تعرفه‌های زیادی بر کالاهای چینی و شرکت‌های ارتباطی چین اعمال کرد.»

در ادامه کارشناس مسائل اروپا، در خصوص نوع نگاه اروپا و آمریکا نسبت به تهدید چین و روسیه، گفت که در این رابطه دیدگاه‌های مشترکی وجود دارد اما در مقابله با چنین تهدیدهایی میان ایالات‌متحده و کشورهای بزرگ اروپایی به‌ویژه آلمان، فرانسه و انگلیس تفاوت دیدگاه‌هایی هم وجود دارد.

مکی معتقد است که بخشی از این تفاوت دیدگاه به این دلیل است که کشورهای اروپایی از توانایی و قدرت بالای ایالات‌متحده آمریکا برخوردار نیستند که بخواهند سیاست‌های خصمانه‌ای را در قبال پکن اتخاذ کنند. در دنیای امروز، رشد اقتصادی چین یک فرصت بزرگ برای کشورهای اروپایی محسوب می‌شود تا بتوانند از شرایط رکود اقتصادی خارج شوند؛ زیرا چین، هم یک بازار بزرگ دارد و هم کشوری است که سرمایه‌گذاری‌های زیادی در کشورهای اروپایی کرده است.

وی افزود: «چسبندگی و وابستگی کشورهای اروپایی به چین بسیار زیاد است. لذا میزان همکاری اروپا با چین به‌اندازه‌ای است که نمی‌توانند راه دیگری را برای کاهش وابستگی‌شان به چین اتخاذ کنند.»

مکی بابیان اینکه امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه در ابتدای روی کار آمدن جو بایدن به‌صراحت اعلام کرد که آمریکا نمی‌تواند انتظار همسویی و همراهی اروپا را برای مقابله با چین در پیش بگیرد، ادامه داد: «به نظر نمی‌رسد که آمریکا و اروپا به رقابت بر سر چین بپردازند به‌گونه‌ای که اروپا بخواهد جایگزین آمریکا در کسب بازار چین شود.»

وی تأکید کرد: «به نظر می‌رسد با توجه به اختلاف دیدگاه تاکتیکی میان اروپا و آمریکا در مقابله با چین، پکن تلاش می‌کند که از این اختلاف دیدگاه استفاده راهبردی کرده و ارتباطات خود را با کشورهای اروپایی بیشتر کند. مصداق آن نیز شرکت هوآوی است. زمانی که ترامپ محدودیت‌های زیادی را برای فعالیت‌های شرکت هوآوی در آمریکا ایجاد کرد این شرکت تلاش کرد مناسبات و روابط خود را با کشورهای اروپایی گسترش دهد. به‌طوری‌که شرکت هوآوی یکی از بزرگ‌ترین پیمانکاران در کشورهای اروپایی برای احداث زیرساخت نسل پنجم اینترنت است. آمریکا ازاین‌جهت به دولت‌های اروپایی شکوه و سرزنش بسیاری کرد و حتی از دولت انگلیس خواست که در قرارداد با شرکت هوآوی بازنگری کند؛ اما انگلیسی‌ها به این درخواست پاسخ منفی دادند.»

مکی تأکید کرد: «با توجه به اینکه آمریکا و چین دو رقیب بزرگ در عرصه فن‌آوری اطلاعات در جهان به شمار می‌روند، ایالات‌متحده تلاش دارد با اتخاذ سیاست مهار چین، سرعت رشد پکن در تبدیل‌شدن به یک قدرت اول اقتصادی جهان را کاهش دهد. در این رابطه آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا در آخرین اظهارنظر خود در خصوص روابط با چین اعلام کرد که روابط واشنگتن و پکن، از ویژگی همکاری، رقابت و تقابل برخوردار است و این روابط بستگی به نوع رفتار و اقدامات چین اتخاذ خواهد شد.»