دیاکو حسینی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به‌ضرورت بازنگری دولت بایدن در سیاست خاورمیانه‌ای اشتباه آمریکا، خاطرنشان کرد: به نظر می‌رسد که دولت بایدن تلاش خواهد کرد هزینه‌های آمریکا و میزان و شدت درگیرهای این کشور در خاورمیانه را کمتر کند.

وی افزود: کم‌وبیش نخبگان آمریکا به این جمع‌بندی رسیده‌اند و توافق نسبی دارند که منطقه خاورمیانه برای آمریکا، در قیاس با منافعشان که امروز مثلاً در منطقه شرق و یا شمال شرق آسیا در ارتباط با ظهور چین در معرض تهدید است، دیگر برای ایالات‌متحده منطقه‌ای حیاتی نیست و منافع حیاتی در این منطقه ندارند.

حسینی گفت: همچنین باید به یاد داشت دولت بایدن ناگزیر است نیمی از طول مدت دولت اولش را به رسیدگی به مسائل داخلی آمریکا، چه در رابطه با پاندمی کرونا و چه در خصوص شکاف‌های اجتماعی و حزبی که در آمریکا ایجاد شده است، اختصاص دهد.

 

اشتیاق کمتر دولت بایدن به مداخله در مناطق دور و خاورمیانه

این کارشناس مسائل بین‌الملل با بیان اینکه گرایش کلی دولت بایدن این است که اشتیاق کمتری برای مداخله و درگیری در مناطق دور و به‌خصوص منطقه موسوم به خاورمیانه داشته باشد، گفت: اینکه او چطور می‌تواند بار هزینه‌ها را به‌نحوی‌که در داخل آمریکا قابل دفاع باشد، کمتر کند و همین‌طور این برداشت را به متحدان آمریکا ندهد که این کشور دیگر متحدی قابل‌اتکا نیست، معمایی بزرگ است که دولت بایدن باید راهی برای حل آن پیدا کند.

حسینی با اشاره به سیاست‌های دولت ترامپ در قبال حمایت از جنگ عربستان در یمن ادامه داد: دولت بایدن تلاش می‌کند عربستان سعودی را به شکلی از مصالحه در یمن تشویق کند و انصار الله را به‌عنوان جزء چشم ناپوشیدنی از فرایند صلح در یمن به رسمیت می‌شناسد. این سیاست اهمیت بسیار زیادی برای رسیدن به صلح در یمن دارد.

وی با اشاره به سیاست دولت ترامپ در رابطه با افغانستان نیز گفت: همچنان گرایش دولت جدید آمریکا، درست مشابه دولت ترامپ، مبتنی بر خروج هر چه سریع‌تر آمریکا از افغانستان است. البته به نظر می‌رسد دولت بایدن در این زمینه بسیار محتاط‌تر خواهد بود و دورنمایی را در نظر می‌گیرد که خروج آمریکا از این کشور منجر به افزایش بی‌ثباتی و یا بازگشت گروه‌های افراطی تندرو مانند داعش و یا شاخه‌های افراطی طالبان نشود و درعین‌حال به افزایش نفوذ چین در این کشور کمک نکند.

مدیر برنامه مطالعات جهانی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری اضافه کرد: گرچه خروج از افغانستان به‌عنوان یک هدف باقی خواهد ماند، اما شیوه آن نکات بسیار ظریف‌تری را در دولت بایدن به خود اختصاص خواهد داد و درنهایت باید دید چه شیوه‌هایی را برای خروج امن از افغانستان انتخاب خواهند کرد.

حسینی همچنین در خصوص اشتباهات آمریکا در سوریه نیز گفت: به نظر می‌رسد برخلاف دولت ترامپ، دولت بایدن تلاش می‌کند برنامه مدونی برای آینده سوریه داشته باشد، هرچند که او نیز از سرنگونی بشار اسد به‌عنوان هدف اصلی و فوری دوری خواهد کرد؛ اما درباره کردها که ترامپ هیچ برنامه‌ای برای حمایت از آن‌ها نداشت و بی‌میلی خاصی نسبت به این موضوع نشان می‌داد، دولت بایدن گرایش بیشتری نسبت به ایجاد طرح منطقه امن برای آن‌ها، خصوصاً در مناطق شمالی سوریه، خواهد داشت.

وی همچنین با یادآوری اینکه رابطه نتانیاهو و بایدن هرگز مشابه رابطه نتانیاهو و ترامپ نخواهد بود، افزود: به نظر نمی‌رسد شاهد چرخش عمده‌ای نسبت به مسئله رژیم صهیونیستی و فلسطین در دولت جدید آمریکا باشیم، اما بایدن تلاش خواهد کرد ضمن اینکه بخشی از میراث ترامپ را در این حوزه مانند انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس حفظ می‌کند؛ اما درعین‌حال با رفتارها و سیاست‌های نتانیاهو مانند ادامه شهرک‌سازی‌ها که ممکن است به فرایند به‌اصطلاح صلح آسیب بزند، به‌صراحت مخالفت خواهد کرد.

 

تلاش بایدن برای تغییر سیاست‌های اشتباه دولت ترامپ در منطقه

این کارشناس مسائل بین‌الملل بابیان اینکه به نظر می‌رسد دولت بایدن تااندازه‌ای تلاش خواهد کرد سیاست‌های اشتباه دولت ترامپ در منطقه را تغییر دهد، تأکید کرد: دولت بایدن باید تلاش کند سیاست‌هایی را انتخاب کند که برای غالب کشورهای منطقه قابل‌قبول و کمتر مداخله آمیز باشد و کمتر منجر به درگیری، خونریزی و حتی اشغالگری‌ها شود؛ اما به این معنا نیست که بلافاصله می‌تواند اوضاع را به حالت اول خود برگرداند.

حسینی ادامه داد: به‌هرحال این منطقه زخم‌های زیادی دارد و شاهد جنگ‌های طولانی بوده و میلیون‌ها نفر بی‌خانمان و صدها هزار نفر کشته شدند. ما شاهد حکومت‌هایی در کشورهایی مانند عراق، افغانستان، سوریه، یمن و حتی لبنان به خاطر مداخلات هستیم که پیامدهای سیاسی و اقتصادی گسترده‌ای را در تمام منطقه ایجاد کرده است؛ بنابراین اصلاح روش‌های غلطی که ترامپ در پیش‌گرفته بود نمی‌تواند بلافاصله به ترمیم این جراحت‌ها منجر شود.

وی بابیان اینکه اقتضائات پیشبرد سیاست‌ها در میدان عمل معمولاً با آرمان‌های اعلامی تفاوت دارند و به نتایج کاملاً متفاوتی نسبت به آنچه رهبران در ذهنشان بود، می‌رسند، گفت: ممکن است در اجرای این سیاست‌ها در ماه‌ها و سال‌های آینده وضعیتی ایجاد شود که به‌هیچ‌وجه نه ما و نه آمریکایی‌ها حتی تصورش را هم نداریم. بیداری اسلامی واضح‌ترین نمونه بود و زمانی که اوباما در سال 2008 و 2009 در قدرت بود هیچ‌کسی تصور نمی‌کرد یک سلسله شورش‌هایی ایجاد شود که تمام صحنه را تحت تأثیر خود قرار دهد.