سجاد محسنی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه روابط عربستان و ترکیه در پی منافع متعارض و حداقل ناهم‌سو در خصوص پرونده‌هایی مانند لیبی، قطر و در برخی از وجوه سوریه طی چند سال اخیر رو به سردی گراییده بود، خاطرنشان کرد: اظهارات اخیر «فیصل بن فرحان»، وزیر خارجه عربستان، از یک‌سو و رسانه‌های کویتی از سوی دیگر نشان داد که عربستان سعودی به دنبال سیاست کاهش تنش در منطقه است.

وی افزود: اجلاس کشورهای «گروه 20» در ریاض می‌توانست فرصت مناسبی برای مقامات عربستان جهت رایزنی باشد اما برگزاری این اجلاس به‌صورت مجازی به نیات عربستان آسیب وارد کرد. باوجوداین خبرها حکایت از این دارد که مسیر کاهش تنش با کشورهای ترکیه و قطر در حال طی شدن است.

 

 کاهش تنش عربستان با ترکیه و قطر

این تحلیلگر مسائل عربستان ادامه داد: منافع متعارض عربستان، ترکیه و قطر هم از دیدگاه ایدئولوژیکی و هم از دیدگاه ژئوپلیتیکی سبب شد تا هر سه کشور روابط پرتنشی را طی کنند. این تنش از تحولات جهان عرب در 2011 در مصر و روی کار آمدن جریان اخوانی قوت گرفت و سپس به بحران لیبی و محاصره قطر و قطع روابط با این کشور انجامید.

محسنی تلاش‌ها برای کاهش تنش را خواست هر سه کشور ترکیه، قطر و عربستان دانست و گفت: هر یک از این کشورها دلایل خاص خود برای کاهش تنش، دارند. قطر درصدد برگزاری جام جهانی 2022 است که نیازمند همکاری کشورهای همسایه در حوزه‌های امنیتی و لجستیکی است، به همین دلیل کاهش تنش با عربستان و استفاده از حریم هوایی این کشور می‌تواند تا حدود زیادی هزینه‌های قطر را کاهش دهد.

وی افزود: در حال حاضر بسیاری از پروازهای قطر به اروپا و آمریکا با عبور از آسمان ایران مسیر طولانی‌تری را طی می‌کنند که این مسئله هزینه خطوط هوایی را افزایش داده است. از سوی دیگر پیش از محاصره قطر، بخش اعظمی از مواد غذایی قطر از عربستان تهیه و تأمین می‌شد که با این حصر، هزینه دسترسی به محصولات استراتژیک نیز افزایش یافته است.

 

عربستان، ناکام بزرگ صحنه یمن

محسنی همچنین به تحولات اخیر در رویکردهای سیاسی عربستان اشاره کرد و گفت: عربستان سعودی یک دوره کوتاه برون‌گرایی سیاسی را تجربه کرده و در سوریه، یمن و لیبی چندان دستاورد قابل‌توجهی نداشته است. این کشور درصحنه یمن نیز می‌تواند لقب «ناکام بزرگ» را بگیرد. هزینه ماهیانه حدود 7 میلیارد دلار در جبهه جنوب، فشار اقتصادی زیادی را به این کشور تحمیل کرده است. اکنون ریاض به دنبال آن است تا تنش‌ها را از لایه‌های بیرونی و سبک حل کرده تا زمینه‌ای برای حل بحران یمن باشد که به نظر می‌رسد این اتفاق در دوره بایدن رخ دهد.

 

به قدرت رسیدن دموکرات‌ها و تلاش‌های عربستان برای کاهش تنش

محسنی با بیان اینکه طبیعتاً انتخابات ایالات‌متحده و روی کار آمدن دموکرات‌ها، بر رویکرد عربستان برای کاهش تنش تأثیر گذاشته است، توضیح داد: عربستان سعودی در دوره ترامپ حمایت حداکثری کاخ سفید را در حوزه سیاست داخلی و خارجی داشت، از سوی دیگر رویکرد واشنگتن به تهران، مهم‌ترین متغیری است که دولت سعودی در نظر دارد. دولت ترامپ فشار حداکثری بر ایران را مهم‌ترین رویکرد می‌دانست که این سیاست تا حدود زیادی تأمین‌کننده منافع عربستان سعودی نیز بود.

وی روی کار آمدن بایدن را یادآور سیاست‌های اوباما در قبال ایران عنوان کرد و گفت: نگرانی سعودی از بازگشت آمریکا به برجام و تقویت توان اقتصادی ایران که به معنای افزایش نفوذ در محیط پیرامونی عربستان است، همه سبب شده تا عربستان تلاش کند قبل از پایان دوره ترامپ و روی کار آمدن بایدن تنش‌های خود را با جبهه عربی و اهل سنت به حداقل برساند تا با آرایش جدیدی در مقابل ایران قرار بگیرد.

به عقیده این کارشناس مسائل بین‌الملل؛ از دید ریاض در دوره بایدن احتمال اینکه توازن منطقه‌ای به سود ایران تغییر کند افزایش می‌یابد بنابراین برای مقابله احتمالی با ایران باید خیال دولت سعودی از پشت سر راحت باشد.

 

تلاش عربستان برای ایجاد یکپارچگی اعراب در برابر ایران

محسنی گفت: ریاض عقیده دارد که در مذاکرات احتمالی بایدن با جمهوری اسلامی باید با کشورهای عربی منطقه مشورت صورت بگیرد و منافع این کشورها لحاظ شود. بر این اساس از دید این کشور ابتدا باید موضع واحدی از سوی کشورهای عربی اتخاذ شود و سپس طرف مشورت در پرونده ایران قرار بگیرد. در حال حاضر تلاش برای ایجاد یکپارچگی مطمئناً به رویکرد بایدن به ایران نیز مربوط می‌شود.

وی با تأکید بر اینکه هرگونه تحولاتی در منطقه به‌خصوص درزمینهٔ اتحاد و ائتلاف‌ها «اثر پروانه‌ای» بر سیاست سایر کشورهای منطقه دارد، تصریح کرد: بازگشت قطر به جبهه عربستان و کاهش تنش عربستان با ترکیه که می‌توان به‌صورت احتمالی پایان جنگ در یمن را نیز در ادامه شاهد بود، تلاش‌هایی برای حداکثری کردن منافع کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس با محوریت عربستان سعودی باشد، ضمن اینکه درصورتی‌که عربستان به این توفیق دست نیابد و دولت بایدن نیز به میز مذاکره با ایران برگردد، توازن منطقه‌ای به ضرر عربستان به هم خواهد خورد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل بابیان اینکه در صورت موفقیت عربستان، منافع جمهوری اسلامی ایران می تواند تحت الشعاع قرارگیرد، توضیح داد: در حوزه اقتصادی درآمد ناشی از در اختیار گذاشتن آسمان ایران برای عبور ناوگان هوایی قطر از بین خواهد رفت، علاوه بر آن، انسجام کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس می‌تواند با هدف کاهش نفوذ سیاسی ایران در منطقه باشد؛ به‌خصوص اینکه عربستان سعودی روابط مناسبی با قطب دیگر قدرت منطقه‌ای یعنی ترکیه نیز برقرار کرده باشد. اما نکته حائز اهمیت در این رابطه به هوشیاری قطر برمی‌گردد که مراقب باشد در توطِئه عربستان علیه ایران که در سال‌های سخت و محاصره در کنار قطر بوده، گفتار نشود.

محسنی ادامه داد: دومینوی برقراری روابط با رژیم صهیونیستی را نیز باید به این موارد اضافه کرد. در چنین حالتی تلاش برای اتخاذ سیاست «انزوا» علیه ایران تداوم می‌یابد و استفاده از اهرم مذاکره با ایالات‌متحده برای کاهش تحریم‌ها و فشار، حتی به‌صورت کنش کلامی و نه لزوماً عملی می‌تواند تعادل‌بخش باشد.