جعفر قناد باشی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی درباره تأثیر شکست ترامپ در انتخابات آمریکا بر روابط واشنگتن با پایتخت‌های عربی به‌ویژه ریاض گفت: «تردیدی نیست که شکست ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به‌عنوان یک رویداد تأثیرگذار در روابط بین ریاض و واشنگتن، مقامات سعودی را به تلاش‌های تازه‌ای وامی‌دارد تا از زیان‌های احتمالی در این خصوص جلوگیری کنند.»

این کارشناس مسائل خاورمیانه می‌گوید بنا به گفته بسیاری از مقامات غربی و همچنین تحلیلگران بین‌المللی، شکست ترامپ و روی کار آمدن مجدد دمکرات‌ها در آمریکا به‌صورت شوکی غیرمنتظره، هیئت حاکمه عربستان و دیگر متحدان عرب این کشور را در موقعیت متزلزلی قرار داده است؛ شوک غیرمنتظره‌ای که تنها موقعیت آن‌ها را در منطقه غرب آسیا در معرض تغییرات جدی قرار نمی‌دهد بلکه در داخل عربستان نیز ممکن است زمینه‌ساز ترغیب مخالفان به تحرکات بیشتر و فعالیت‌های ضدحکومتی آن‌ها شود.

وی ادامه داد: «آن‌هم درحالی‌که ده‌ها تن از شاهزادگان سعودی در دوران ۴ ساله ریاست‌جمهوری ترامپ، بر اساس تصمیمات محمد بن سلمان، شاهزاده سعودی به زندان افتاده و این توانایی را دارند که نقش آلترناتیو را برای حاکمیت سعودی به‌خصوص زمامداری بن سلمان و پدرش ایفا کنند.»

قنادباشی با اشاره به اینکه این شوک غیرمنتظره تنها عامل تأثیرگذار و تعیین‌کننده فعالیت‌های سیاسی مقامات سعودی طی هفته‌های آینده نخواهد بود، ادامه داد: عوامل دیگری نیز وجود دارند که تغییرات آینده را در روابط عربستان و آمریکا رقم خواهند زد. عامل نخست ائتلاف بی‌سابقه‌ای است که در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ میان آمریکا، اسرائیل و عربستان ایجاد شد و تحت عنوان مثلث عربی، عبری، غربی در پیشبرد سیاست‌های مشترک واشنگتن، تل‌آویو و ریاض نقش فوق‌العاده و بی‌سابقه‌ای را در معادلات سیاسی منطقه بر عهده گرفت.

قناد باشی با اشاره به اینکه روشن است شکست ترامپ در انتخابات، این ائتلاف منسجم و این همکاری‌های بی‌سابقه در برخورد با کشورها و گروه‌های مخالف با آمریکا را به پایان راه خواهد رساند، تأکید کرد: «با روی کار آمدن جو بایدن، همگرایی و همسویی‌های این ائتلاف مانند ۴ سال گذشته امکان تداوم و استمرار نخواهد داشت.»

وی عامل دیگر را نقش‌آفرینی بسیار مؤثر و کلیدی کوشنر، داماد ترامپ عنوان کرد و گفت: «زمینه‌های نقش‌آفرینی او در دوران ریاست‌جمهوری بایدن از میان خواهد رفت و قاعدتاً هیچ شخص دیگری به‌اندازه او نخواهد توانست در همگرایی و همسویی سیاست‌های مشترک مثلث یادشده و در ‍پیشبرد سیاست‌های مشترک آن‌ها مؤثر باشد و همچنین منویات و نقشه‌های محافل صهیونیستی را با بهره‌برداری از دلارهای نفتی عربستان و با اتکا به نیروهای نظامی آمریکا در منطقه عملی سازد.»

این کارشناس با تأکید بر اینکه عربستان در دوران بایدن تنها یک رئیس‌جمهور آمریکا را به‌عنوان بزرگ‌ترین پشتیبان خود از دست نمی‌دهد ادامه داد: «بلکه سعودی‌ها از همکاری‌های اطمینان‌بخش محافل صهیونیستی و همچنین از مواهب یک ائتلاف سیاسی و نظامی منطقه‌ای نیز محروم خواهند شد.»

قنادباشی با بیان این موضوع که تفاوت نگرش سیاسی دمکرات‌ها و جمهوری‌خواهان، در سیاست‌های خاورمیانه‌ای ازجمله شاخصه‌های همیشگی در سیاست خارجی آمریکا به شمار می‌رود، افزود: «این سیاست‌ها با ویژگی‌های شخصی ترامپ در ۴ سال گذشته بسیار پررنگ‌تر و برجسته‌تر شده بود. لذا پیداست که مقامات سعودی علاوه بر نگرانی‌هایی که بدان اشاره شد، نگران اجرای سیاست‌هایی هستند که در دوران بایدن روند تحولات منطقه را به زیان آن‌ها تغییر دهد و موقعیت متزلزل کنونی عربستان در منطقه را بازهم در معرض زیان‌ها و کاستی‌های بیشتر قرار دهد.»

وی ادامه داد: «کما اینکه تحرکات چند هفته اخیر بن‌سلمان و دیدارهای وی با مقامات مختلف سیاسی و رسانه‌ای منعکس‌کننده این نگرانی شدید مقامات ریاض است.»

به گفته این کارشناس، محمد بن سلمان و مشاوران وی در عربستان امید آن را دارند تا جایگاه دلارهای نفتی آن‌ها در خریدهای هنگفت تسلیحاتی و همچنین مشکلات فراوان آمریکا در ادامه حضورش در منطقه غرب آسیا، جو بایدن را وادارد تا مانند روسای جمهور گذشته آمریکا بیشترین حمایت را از سعودی‌ها به عمل آورد و این نگرانی‌ها، بایدن را ناگزیر سازد تا از دادن شعارهایی که در دوران گذشته توسط روسای جمهور دمکرات‌ در خصوص ضرورت اجرای دمکراسی در خاورمیانه مورداستفاده قرار می‌گرفت، اجتناب کند. امیدی که از دیدگاه بسیاری از کارشناسان به یاس و ناامیدی تبدیل خواهد شد.

قنادباشی با اشاره به اینکه مقامات سعودی در این امیدواری یک عامل بسیار مهم را نادیده گرفته و از این نظر بر اساس محاسبه‌ای نادرست، به آینده نگریسته‌اند، ادامه داد: «آن عامل بسیار مهم، ضعف سیاسی و مشکلات شدید اقتصادی آمریکا است که با گسترش دامنه اعتراضات سیاه‌پوستان، گسترش بیماری کرونا در آمریکا و همچنین اختلافات فلج‌کننده انتخاباتی، اقتدار و توانمندی‌های آمریکا را نشانه رفته و قاعدتاً تأثیرگذاری‌های بین‌المللی این ابرقدرت جهانی را به حداقل کاهش داده است.»