عطا بهرامی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به پیش بینی صندوق بین‌المللی پول درباره رشد تولید ناخالص داخلی چین با وجود کاهش تولید ناخالص داخلی جهان، خاطرنشان کرد: رشد اقتصادی را که چینی‌ها می‌توانند با وجود تبعات همه گیری کرونا در دنیا به دست بیاورند، می‌توان از منظر تفاوت‌ها در نظام سیاسی چین و غرب هم بررسی کرد. آنچه چینی‌ها می‌توانند انجام می‌دهند و غربی‌ها نمی‌توانند، ریشه در نظام سیاسی آن‌ها هم دارد.

وی با بیان اینکه نظام سیاسی چین نظامی تک حزبی و متصلب است و با تحمیل هزینه‌های اجتماعی به مردم می‌تواند بسیار سریع به رشد اقتصاد کلان برگردد، افزود: اقتصادهای غربی نمی‌توانند این کار را انجام دهند چرا که هزینه تامین اجتماعی در غرب اگر چه نسبت به گذشته کمتر شده و به سمت لیبرالی شدن حرکت کرده اند، اما باز هم بسیار بالا است و چینی‌ها این تعهدات را به مردمشان نمی‌دهند.

این تحلیلگر اقتصاد بین‌الملل گفت: شیوع کرونا و تبعات ناشی از آن هزینه‌های کلانی را به اقتصاد کشورها تحمیل کرد تا جایی که سال 2020 بدترین سالی شد که اقتصاد جهانی از دهه 1930 و زمان رکود بزرگ اقتصادی در جهان تا کنون تجربه کرده است. کشورهای غربی با چاپ پول هزینه‌های اقتصادی کرونا را جبران می‌کنند، اما چین این کار را انجام نداد و بیکاری‌ها را پذیرفت، چرا که به هر حال خود را متعهد نمی‌بیند برای مردم این زیان‌ها را جبران کند، اما در ازای آن این چابکی را دارد که فاصله رشد اقتصادی‌شان را با کشورهای دیگر کمتر کند.

بهرامی اضافه کرد: تضعیف یوآن هم در این مسیر بسیار موثر بوده و رقابت پذیری را، حتی در برابر آمریکا که تعرفه‌های زیادی را بر کالاهای چینی وضع کرد، حفظ کرده است. از این جهت چینی‌ها خیلی سریع‌تر می‌توانند به رشد برگردند.

 

دامنه دار شدن تبعات کرونا در اقتصادهای کشورهای غربی

این کارشناس مسائل اقتصاد سیاسی با تاکید بر اینکه تبعات همه گیری کرونا حداقل تا دو سال ادامه دارد و رشد اقتصاد کشورهای غربی به این سرعت مجددا احیا نمی‌شود، گفت: بسیاری از شرکت‌ها که در لبه ورشکستگی بودند، ورشکست شدند و عملا باید با یکسری حمایت‌ها بتوانند کار خود را از سر بگیرند. تبعات کرونا در اقتصادهای کشورهای غربی بسیار دامنه دار است و به نظر بعید می‌رسد که حتی در دو سال آینده هم بتوانند خود را احیا کنند چرا که کرونا هنوز تمام نشده و امکان دارد تا چند سال درگیر تبعات این همه‌گیری باشند.

وی در رابطه با پیامدهای رشد مثبت اقتصاد چین در شرایطی که اقتصاد دنیا درگیر مشکلات ناشی از کرونا است، اظهار داشت: چین سال آینده عملا به لحاظ حجمی به اقتصاد اول دنیا تبدیل خواهد شد. گرچه آمریکا به لحاظ کیفیت خود را برتر می‌داند، اما از نظر تولید ناخالص داخلی چین از آمریکا پیش می‌افتد و این چالشی بسیار سنگین برای آمریکا است. چرا که آن‌ها حدود 80 سال است که اقتصاد اول دنیا بودند و اکنون در حال از دست دادن این جایگاه هستند.

بهرامی ضمن اشاره به چالش‌های اقتصادی پیشی گرفتن چین برای مقامات آمریکا، ابعاد سیاسی آن را نیز متعدد عنوان کرد و توضیح داد: در این شرایط برخی از اقمار آمریکا هم به سمت چین می‌چرخند و از این جهت در وزن کشی سیاسی جهانی هم اتفاقات جدیدی رخ خواهد داد. کمااینکه سیاستی که چینی‌ها در سال‌های اخیر در پیش گرفتند که به راحتی قطعنامه‌ها را وتو می‌کنند و ترسی از آمریکایی‌ها ندارند ریشه در این پشتوانه اقتصادی دارد که با جمعیت زیاد و توان هسته‌ای تکمیل شده است.

وی با اشاره به تشدید تنش‌ها میان چین و آمریکا و تلاش آمریکا برای کاهش سرعت رشد چین، افزود: در واقع در عرصه بین‌المللی صف کشی جدیدی شکل گرفته و چین عملا از سیاست سکوت در سیاست خارجی اش دست کشیده است. آمریکایی‌ها هم متوجه شده‌اند که ادامه این روند به معنای سقوط آمریکا است و می‌خواهند مانع آن شوند. به همین دلیل رقابت تسلیحاتی‌ای ایجاد کردند که مانع رشد چین شوند تا چین هزینه‌هایی صرف تولید سلاح کند.

بهرامی ادامه داد: اما چینی‌ها با تقویت سازمان همکاری‌های شانگهای تلاش کردند بلوکی در مقابل ناتو ایجاد کنند. در خاورمیانه نیز به دنبال ایجاد صف بندی‌هایی علیه آمریکا هستند. در واقع چینی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که یا باید به تجزیه تن دهند یا اینکه رقابت کنند. سیاستی که آمریکا در رابطه با اویغورها راه انداخته‌اند نشان می‌دهد کاملا به دنبال تجزیه چین هستند و می‌خواهند تبتی‌ها و اویغورها را مقابل دولت مرکزی قرار دهند.

 

آثار رقابت کلان چین و آمریکا بر اقتصاد و سیاست جهانی

این کارشناس مسائل اقتصاد سیاسی با بیان اینکه آمریکا با خروج سرمایه‌های خود از چین و هدایت آن‌ها به سمت هند به دنبال ایجاد رقابت منطقه‌ای هند و چین است و چینی‌ها این مسئله را متوجه هستند، گفت: طبیعتا رقابت کلان چین و آمریکا بر اقتصاد همه کشورها و چهره ائتلاف‌های سیاسی تأثیر خواهد گذاشت. همان طور که شاهد هستیم پاکستان تلاش می‌کند به سمت چین برود و هندی‌ها کاملا به سمت آمریکا رفته‌اند. در سوی دیگر هم چین و روسیه اتحادی تشکیل داده‌اند.

وی تاکید کرد: در آینده نظام سیاسی – اقتصادی جهان ما شاهد جنگ سرد جدیدی هستیم که مانند دوره کمونیستی و سرمایه داری ایدئولوژیک نیست؛ اما کاملا مبنای امنیتی دارد و شرق و غرب جدیدی در حال شکل گیری در مقابل هم هستند. این روند کاملا شکل گرفته و آغاز شده است و اینکه چقدر طول می‌کشد قابل پیش بینی نیست، جنگ سرد هفتاد سال طول کشید و اکنون نیز ما در درون این روند هستیم.