کوروش احمدی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به تحولات اخیر در آمریکا، وقوع چنین دشواری و بحران‌هایی را در تاریخ معاصر این کشور کم‌سابقه دانست و خاطرنشان کرد: می‌توان گفت که این کشور اکنون به‌طور هم‌زمان با چهار بحران جدی مواجه است. بحران حاد این روزها بحران ناشی از «خشونت پلیس» یا Police Brutality است. این مسئله البته بحران بی‌سابقه‌ای نیست و از زمان جنبش مدنی در دهه 1960 به این سو در هر دهه چند بار مشابه آن را شاهد بوده‌ایم و هر بار نیز با اعتراضات و شورش‌هایی همراه بوده است.

 

چهار بحران حاکم بر شرایط فعلی آمریکا

وی بحران دوم را در شرایط فعلی آمریکا، «بحران کرونا» دانست که به‌واسطه سوء مدیریت شدید دولت فدرال و عمدتاً شخص ترامپ ابعادی گسترده یافته و برخلاف اکثر دیگر کشورها هنوز مهار نشده و روند کاهشی مبتلایان روزانه بسیار کند است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با بیان اینکه بحران سوم بحران اقتصادی ناشی از کرونا است، گفت: کرونا نرخ بیکاری را از زیر 4 درصد در فوریه به حدود 20 درصد در ماه «می» رسانده است. مطابق پیش‌بینی دفتر بودجه کنگره محتمل است که این بحران ادامه‌دار باشد و اقتصاد آمریکا تا سال 2030 هرساله 3 درصد کوچک‌تر شود.

احمدی بحران چهارم را ناشی از عملکرد یک رئیس‌جمهور پوپولیست و غیرمتعارف عنوان کرد و افزود: ویژگی این بحران در آمریکا در مقایسه با دیگر کشورهایی که رهبران پوپولیست داشته‌اند این است که آمریکا کشوری است با بیشترین حد توزیع قدرت و نیز یک جامعه مدنی، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و به‌طورکلی نخبگان بسیار نیرومند که تعارض بین آن‌ها و رئیس‌جمهور پوپولیست شرایط ویژه‌ای را موجب شده است. همه این بحران‌ها در شرایطی است که 5 ماه دیگر آمریکا با یک انتخابات بسیار مهم مواجه است که با توجه به درجه بسیار بالای قطبی شدن جامعه رقابت بسیار شدید و احساسی خواهد بود و شاید از جهاتی بحران‌زا باشد.

وی درعین‌حال تأکید کرد: البته دموکراسی‌ها علی‌الاصول از ظرفیت بسیار بالایی برای جذب شوک‌ها و بحران‌ها برخوردارند و یکی از رمزهای ماندگاری و ثبات آن‌ها در درازمدت نیز همین است؛ بنابراین برای ما که درگیر منازعه‌ای حاد با آمریکا هستیم، توجه به همه جهات موضوع ضروری است.

احمدی در خصوص احتمال انجام اصلاحاتی در برخی قوانین و ساختارها در کوتاه‌مدت در پی این اعتراضات، به ریشه‌های بروز این خشونت‌ها در نیروهای پلیس و نهادهای قضایی آمریکا اشاره کرد و گفت: مشخص نیست که برای کنترل خشونت پلیس علیه سیاهان چه اصلاحی ممکن و مؤثر خواهد بود. متأسفانه، این خشونت‌ها طی 50 و چند سال گذشته به‌طور مستمر جریان داشته و در بسیاری موارد با اعتراضات گسترده هم همراه بوده است، اما با توجه به ریشه داشتن این خشونت‌ها در جریان‌های سیاسی و اجتماعی محافظه‌کار و نژادپرست در آمریکا راهی برای خاتمه دادن به آن یافته نشده است.

 

عملکرد ترامپ در حکم نفت بر آتش اعتراضات ریختن

وی عملکرد ترامپ در جریان این اعتراضات را در حکم نفت بر آتش ریختن ارزیابی کرد و ادامه داد: عملکرد او درواقع در ادامه سیاست دوقطبی کردن جامعه آمریکا است که از 2015 شروع کرد. او برخلاف روسای جمهور پیشین که در چنین مواقعی سعی در التیام زخم و ایجاد آرامش داشتند، برعکس از لزوم برخورد سخت با معترضان و کنترل خیابان سخن گفت و فرمانداران و شهرداران ایالات و شهرها را تشویق به‌شدت عمل در برابر آنچه «شورش» و «غارت» می‌نامد، کرد.

احمدی افزود: او که به‌عنوان رئیس‌جمهور فدرال، کنترل پلیس و گارد ملی در ایالات و شهرها را در دست ندارد، تهدید به استفاده از ارتش و پلیس نظامی تحت امرش برای مقابله با تظاهرات خشونت‌آمیز کرد و در مواردی نیز به تهدید خود عمل کرد که باعث تشدید بحران شد.

 

استفاده از عبارت تحریک‌آمیز فرماندار نژادپرست فلوریدا توسط ترامپ

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل وجه دیگر برخورد ترامپ را استفاده از تعبیرات تحریک‌آمیز دانست که بر آتش خشم معترضان افزوده است و یادآور شد: استفاده از عبارت «غارت آغاز شود، تیراندازی آغاز می‌شود» توسط او، نه تهدید به تیراندازی و دستور تیراندازی، بلکه استفاده از عبارت تاریخی یک فرماندار نژادپرست فلوریدا در اوج جنبش مدنی در 1967 بود که تأکیدی بر گرایش نژادپرستانه او بود. استفاده از این عبارت حکم پاشیدن نفت بر آتش را داشت. قطعاً یکی از دلایل اینکه شدت این ناآرامی‌ها از زمان ترور مارتین لوتر کینگ در 1968 بی‌سابقه بوده، حضور ترامپ در کاخ سفید است. ضمن اینکه سوابق نژادپرستانه ترامپ طی سال‌های اخیر دلیل دیگر خشم معترضین بوده است.

وی بابیان اینکه ترامپ امیدوار است که با ادامه سیاست دوقطبی کردن جامعه، سفیدپوستان بیشتری را در زمان انتخابات به سمت خود بکشاند، اضافه کرد: او امیدوار است که نگرانی سفیدپوستان و به‌ویژه زنان سفیدپوست که نگران خانواده خود هستند، موجب تقویت موقعیتش شود. به نظر می‌رسد که او در پی برجسته کردن شعار «نظم و قانون» باشد. کاندیداهای ریاست جمهوری زیادی طی بیش از 50 سال گذشته بر شعار «نظم و قانون» تکیه کرده‌اند.

احمدی توضیح داد: برخی پژوهش‌ها حاکی است که پیروزی نیکسون در 1968 و 1972 تا حدود زیادی ناشی از نگرانی سفیدپوستان از فروپاشی نظم و قانون در پی آشوب‌های نژادی ناشی از ترور «مارتین لوتر کینگ» در آوریل 1968 بوده است. همچنین ریگان نیز در 1984 از این شعار بهره فراوان برد. اگرچه این فاکتور مهمی است.

وی تأکید کرد: گرچه نظر سنجی 5 روز قبل رویترز حکایت از این ندارد که ترامپ از این نظر در موقعیت خوبی قرار گرفته باشد، اما باید توجه داشت که اولاً شمار رأی‌دهندگان سفیدپوست از 90 درصد کل رأی‌دهندگان در 1968 به حدود 67 درصد در حال حاضر کاهش‌یافته است. ثانیاً اثرات ناشی از سوء مدیریت بحران کرونا توسط ترامپ و بحران اقتصادی ناشی از آن بر موقعیت ترامپ را نیز باید وارد معادله کرد. ثالثاً این اعتراضات ممکن است شمار بیشتری از اقلیت‌های نژادی را به رأی دادن تشویق کند که به ضرر ترامپ خواهد بود. البته سفیدپوستان همیشه برای رأی دادن آماده‌تر هستند، اما باید دید که آیا دموکرات‌ها می‌توانند این اقلیت‌ها را به سود خود بسیج کنند و جو بایدن در این امر موفق خواهد بود؟

 

تأثیر سوء بحران‌ها بر وجهه دولت ترامپ

وی بابیان اینکه قطعاً این بحران بر وجهه دولت ترامپ تأثیر سوء داشته است، اظهار داشت: سوء مدیریت ترامپ، تأکید او بر لزوم توسل به خشونت برای سرکوب معترضان، خودداری از ایفای نقش به‌عنوان رئیس‌جمهور همه آمریکائیان، تلاش او برای دوقطبی کردن جامعه، تم‌های آشکارا نژادپرستانه در اظهارات حال و گذشته او و بسیاری از مسائل دیگر همگی موجب بی‌اعتباری بیش‌ازپیش او در جامعه بین‌المللی شده است.

احمدی گفت: اما متأسفانه این عواقب عمدتاً متوجه افکار عمومی بین‌المللی می‌شود. چون دولت آمریکا اهرم‌های اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی مهمی در رابطه‌اش با دیگر کشورها در دست دارد، به‌تدریج دولت‌ها در چارچوب منافع ملی خود، در رابطه‌شان با دولت آمریکا از این حوادث کمتر تأثیر خواهند پذیرفت.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در رابطه با مواضع برخی کشورهای اروپایی به‌ویژه فرانسه نسبت به خشونت‌ها در آمریکا که در سیاستی دوگانه آن را مسئله‌ای داخلی دانسته بودند، تصریح کرد: اگرچه لودریان وزیر خارجه فرانسه اخیرا موضع قبلی سخنگوی وزارت خارجه این کشور را قدری اصلاح و بر غیر قابل قبول بودن اعمال خشونت در قبال تظاهرات آرام تاکید کرد که البته این امر در زمان تظاهرات جلیقه زردها در فرانسه نادیده گرفته شد، ولی قطعاً حقوق بشر عامل تعیین‌کننده در روابط بین دولت‌ها نیست، بلکه کم و کیف رابطه و منافع ملی تعیین‌کننده آن است. اگر دو کشور با هم روابط دیپلماتیک نزدیک و منافع مشترک داشته باشند، نقض حقوق بشر یا نادیده گرفته می‌شود، یا انتقاد احتمالی ملایمی به همراه خواهد داشت.

 

مواضع دوگانه اروپا نسبت به نقض حقوق بشر در آمریکا

وی اضافه کرد: البته اروپایی‌ها مدت‌ها است اعلام کرده‌اند که نقض حقوق بشر را امری داخلی که نتوان در آن دخالت کرد نمی‌دانند. لذا آن‌ها قاعدتاً باید رفتاری یکنواخت در مورد کشورهای مختلف داشته باشند. در این مورد خاص اگرچه نژادپرستی و خشونت پلیس در آمریکا توسط بسیاری از کشورها، ازجمله کشورهای اروپایی، محکوم، تقبیح یا غیرقابل‌قبول اعلام‌شده، اما عدم انتقاد مستقیم از نحوه مدیریت ترامپ ریشه در همان روابط دوجانبه و نیز پیچیدگی‌های موضوع دارد. البته در اروپا اعتراضات گسترده‌ای توسط مردم و جوامع مدنی و رسانه‌ها علیه دولت ترامپ صورت گرفته است.