دکتر حسین ابراهیم‌نیا در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه لیبی گمشده‌ای در میان همه اختلافات و هیاهوهای وضعیت سیال منطقه است، اظهار کرد: مردم لیبی که بسیار از سقوط قذافی شادمان بودند؛ هرگز گمان نمی‌بردند که بعد از آن کشورشان به زمین بازی منفعت‌طلبی نخبگان سیاسی و نظامی داخلی با حمایت قدرت‌های برون مرزی بدل شود و در حقیقت آن اختناق و سرکوب شدید جای خود را به یک هرج‌ومرج و بی‌دولتی داد.

وی بی‌قانونی حاکم بر لیبی را عاملی برای منفعت طلبی کشورهای منطقه عنوان کرد و درباره علل بروز این دخالت‌ها گفت: لیبی دوران قذافی، ساخت سیاسی پیچیده‌ای را پیاده‌‌سازی کرده بود که نام این نوع ساخت‌ سیاسی را « دیکتاتوری‌های مبتنی بر پوپولیسم و کلاینتالیسم» می‌گذارند؛ این شکل از ساخت سیاسی از یک رانت به نام نفت برخوردار است، ولی درآمد حاصل از این نفت به جای آنکه صرف رفاه، توسعه و درآمد ملی شود، بیش‌تر صرف حفظ حکومت قذافی می‌شد.

 

زمینه‌های دخالت خارجی در لیبی

این کارشناس مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا توضیح داد: او از یک‌سو، بخشی از این رانت را در میان مردم توزیع و متناسب با آن اطاعت خریداری می‌کرد و از سویی دیگر، بخش اعظمی از این درآمدها را برای حفظ سیستم سیاسی خود و خاندانش، صرف نظامی‌گری و تقویت میلیتاریسم می‌کرد. بنابراین از اساس در این جامعه فرهنگ همکاری و گفتگوی سیاسی شکل نگرفته و جملگی نخبگان سیاسی فعلی نیز به دنبال خریدن اطاعت هستند که نمونه بارز آن «ژنرال حفتر» است.

ابراهیم نیا ادامه داد: همین موضوع زمینه‌های عامل دوم دخالت بیرونی را فراهم می‌آورد؛ به دلیل آنکه همواره بازیگران منطقه‌ای دچار ترس امنیتی از یکدیگرند و این موضوع در پادشاهی‌‌های حاشیه خلیج‌فارس بیش از پیش نمود دارد، بنابراین زمینه‌های دخالت در یک منطقه بدون ساختار، ظهور و بروز می‌کند.

وی با بیان اینکه ترکیب این دو عامل سبب شده شاهد همان تعبیر « توسیدید» در لیبی باشیم که همزمان قدرت‌های مداخله کننده سه حس افتخار، ترس و منفعت جنگ را دنبال کنند، تصریح کرد: بر همین مبنا خصوصا پس از سقوط دولت اخوان‌المسلمین در مصر، دو محور با چهار سطح شراکت مستقیم و غیرمستقیم، تقابل و منازعه، رقابت و ائتلاف با یکدیگر در لیبی شکل گرفت که در سمتی عربستان‌سعودی و امارات در یک خط ائتلافی با مصر هستند و در سویی دیگر ترکیه و قطر قرار دارند.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: ترکیه امروز که تحت اندیشه‌‌هایی مرکب از «ناسیونالیسم عثمانی و اخوانی» قرار دارد همراه با قطر به دنبال حس افتخار و بهره‌گیری از منفعت جنگ، در پی توسعه نفوذ هستند؛ در سوی دیگر امارات نیز همراه با عربستان و مصر رفع ترس‌های امنیتی خود را دنبال می‌کنند و هر دو گروه با حمایت از گروه‌های مسلح نقشی مخرب در لیبی و منطقه را دنبال‌ می‌کنند.

ابراهیم نیا با اشاره به حمایت امارات همراه با عربستان از فوریه 2011 تا کنون از نیروهایی تحت عنوان «المقاتله الاسلامیه»، ادامه داد: یکی از اقدامات اولیه این گروه که آغاز سنگ بنای نا آرامی در لیبی شد، این بود که تحت نام «مجالس‌العسکریه» در دوره «مصطفی‌عبدالجلیل» به آشوب و ناامنی دامن می‌زدند و در نهایت مانع استقرار نظم جدید پس از سقوط قذافی ‌شدند.

وی گفت: از این دسته گروه‌ها در لیبی که تحت عنوان‌های مختلف به فعالیت می‌پردازند بسیار زیاد است و هر دو گروه خارجی، با حمایت‌های جداگانه از گروه‌های قدرت اعم از گرایش‌های اخوانی و وهابی در برخی موارد و زمان‌ها آن‌ها را مقابل یکدیگر قرار داده تا این کشور روی آرامش را نبیند، چرا که هدف هریک تامین راهبردهای ایدئولوژیک در کنار برطرف کردن منافع سیاسی، اقتصادی و… است.

 

ظهور گونه‌های جدیدی از بازیگران قدرت طلب

این استاد دانشگاه در خصوص چشم‌انداز حضور قدرت‌ها و همچنین ثبات و آرامش در این کشور نیز گفت: با پیچیده شدن بازی و ماهیت مناقشات در لیبی، گونه‌های جدیدی از بازیگران قدرت طلب در لیبی ظهور خواهند کرد؛ به عنوان نمونه اکنون روسیه، ایتالیا، فرانسه، یونان در حال افزایش سطح مداخله‌های خود در لیبی هستند. هرچند در گذشته مواردی جزئی از دخالت آنان مشهود بود، ولی با تغییر ماهیت بازی در لیبی و ادامه آشوب و ناامنی که دامنه و تبعات بحران مهاجران به اروپا را در پی خواهد داشت؛ قطعا بازیگران اروپایی نیز نقش و بازی دیگری را در این کشور آغاز خواهند کرد.

وی با اشاره به پروازهای کمکی ترکیه به لیبی در هفته‌های گذشته که توسط جنگنده‌های ارتش یونان در مدیترانه به ترکیه بازگشته‌اند، افزود: بازی امروز بازیگران وضعیت پیچیده و ابهام‌آمیز لیبی، میان دو سطح «کشمکش قدرت» و «کشمکش امنیت» حرکت پاندولی را آغاز کرده است، در این محیط بازیگران با ایدئولوژی مختص به خود گروه ترکیه – قطر و در مقابل دسته بندی عربستان – امارات در کنار بازیگرانی که در حال برنامه‌ریزی برای اهداف خود در جهت ورود به بحران هستند؛ به‌عنوان عامل کشمکش به فرصت‌طلبی و یا ستیزه‌جویی می‌پردازند.

 

شکل گیری بازی با حاصل جمع صفر میان بازیگران

ابراهیم‌نیا با بیان اینکه در این حالت بازیگران به تعبیری تبدیل به بازیگرانی می‌شوند که در نگاه به یکدیگر بدبین هستند و امنیت خود را در حذف و نابودی دیگری در این بحران جستجو می‌کنند، اضافه کرد: در این حالت بازی با حاصل جمع صفر میان بازیگران آغاز می‌شود و بر همین اساس معادله مارپیچ امنیت در بحران لیبی با توجه به پیچیدگی روزافزون آن شکل می‌گیرد. آینده بحران لیبی و پیچیدگی‌های منحصر به خودش در یک وضعیت مارپیچ امنیتی قرارگرفته است که پنج بُعد قدرت، تهاجم، افتخار، ترس و دفاع بر رفتار بازیگران تأثیر می‌گذارد.

وی در رابطه با اظهارات مقامات ترکیه مبنی بر اینکه امارات حد و حدودش را بداند و همچنین اتهام مقامات ترکیه که ابوظبی منافقانه از کودتاچیان حمایت می‌کند، گفت: از آنجا که ترکیه به لحاظ تاریخی و مذهبی از دل امپراتوری عثمانی پدید آمده است؛ این انتظار را ندارد کشورهای عربی منطقه که از درون این امپراتوری به اسم و رسم رسیده‌اند، در مقابلش قرار گیرند.

 

هیچ یک از دو طرف در لیبی موفق نمی‌شوند

این استاد دانشگاه با یادآوری اینکه این اولین بار نیست که ترکیه، امارات را به حمایت از حفتر که یک کودتاچی قلمداد می‌شود، متهم می‌کند، خاطرنشان کرد: از آنجا که دو کشور در حال حاضر مواضعی کاملاً متضاد پیدا کرده‌اند؛ و جنگ واقعی میان آنان از طریق گروه‌های نیابتی وارد فاز تشدید تنش و درگیری روزانه شده است، جنگ لفظی میان آنان نیز که در گذشته تلاش می‌کردند قواعد دیپلماتیک در آن رعایت شود، از این حالت خارج شده و حالت هشدار همراه با خشم به خود گرفته است.

رقابتی که میان دو گروه شکل گرفته بازی بی‌پایانی را آغاز کرده که هیچ یک از دو طرف موفق نمی‌شوند نه تنها در منطقه خاورمیانه و مدیترانه به قدرت تعیین کننده تبدیل شوند، حتی با ادامه این روند در لیبی هم پیروز مطلق نخواهند شد. هریک در منطقه محدود حضور خواهند داشت و این جنگ‌های لفظی و بیانیه‌ها هیچ کمکی به رفع بحران در آینده نمی‌کند جز اینکه باعث تشدید خشم میان دو گروه و از بین رفتن یک کشور به نام لیبی و تجزیه آن می‌شود.