عباس سروستانی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه پس از 47 سال فراز و فرود و سه سال و نیم مذاکره و مجادله، سرانجام انگلیس، این شریک همیشه ناسازگار اتحادیه اروپا از این اتحادیه خارج شد، خاطرنشان کرد: همه‌پرسی 23 ژوئن 2016 که بر اساس آن 52 درصد از مردم انگلیس به خروج از اتحادیه اروپا رأی دادند، گرچه برای بسیاری غیرمنتظره بود، اما برای آن دسته از تحلیلگران که با تاریخ انگلیس و غرور انگلوساکسونی و روح استقلال‌طلبی سنت محافظه‌کار انگلیسی آشنایی داشتند، نه‌تنها غیرمنتظره نبود، بلکه معتقد بودند که خروج انگلیس از اتحادیه اروپا باید خیلی زودتر از این اتفاق می‌افتاد.

وی ادامه داد: مروری بر مواضع محافظه‌کاران از سخنرانی معروف و غرورانگیز «مارگارت تاچر» در سپتامبر 1988 تا مواضع «ترزا می» و «بوریس جانسون» نشان می‌دهد که چقدر برای محافظه‌کاران غیرقابل‌تصور بود که کشوری که هرگز از سال 55 قبل از میلاد فتح نشده است، حاکمیت و استقلال خود را به یک نهاد فراملی واگذار کند که بیش از همه دنباله‌رو سیاست‌های زوج آلمانی – فرانسوی است.

این کارشناس مسائل اروپا گفت: صرف‌نظر از موانع مختلف تاریخی، اقتصادی و دیپلماتیک، شکاکیت رهبران اروپایی نسبت به کارآیی اتحادیه اروپا و … که باعث خروج انگلیس از اتحادیه اروپا شده است، این خروج چالش‌های زیادی هم برای انگلیس و هم برای 27 عضو اتحادیه اروپا در پی دارد، به‌طوری‌که بسیاری از صاحب‌نظران استدلال می‌کنند که عواقب برگزیت به اندازه‌ای وخیم و فاجعه‌بار پیش‌بینی می‌شود که جدایی لندن از بروکسل را می‌توان گران‌ترین طلاق دنیا ارزیابی کرد.

وی درعین‌حال دامنه و ابعاد این چالش‌ها را تا مشخص شدن وضعیت دقیق روابط اتحادیه اروپا و انگلیس، در حد گمانه‌زنی دانست و تأکید کرد: مسلماً برگزیت منجر به تغییرات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نهادی گسترده‌ای در اتحادیه اروپا خواهد شد.

 

تبعات اقتصادی برگزیت بر اتحادیه اروپا

سروستانی در تشریح آثار اقتصادی برگزیت بر اتحادیه اروپا گفت: خروج انگلستان از اتحادیه اروپا موانع و چالش‌های زیادی برای تجارت، جریان آزاد سرمایه و تحرک نیروی کار ایجاد خواهد کرد که بر تولید و شغل تأثیر خواهد گذاشت.

وی توضیح داد: انگلیس جزء بزرگ‌ترین شرکای تجاری اتحادیه اروپا است که حدود 13 درصد تجارت کالا و خدمات مورد نیاز خود را از کشورهای عضو اتحادیه اروپا تأمین می‌کند. علاوه بر پیوندهای تجاری دو جانبه، پیوندهای قابل‌توجهی بین زنجیره تأمین بین اتحادیه اروپا و انگلیس وجود دارد که چندین کشور را درگیر می‌کند.

سروستانی با یادآوری اینکه انگلیس با حدود 2500 میلیارد یورو تولید ناخالص داخلی پنجمین اقتصاد جهان و دومین اقتصاد بزرگ اتحادیه اروپا بود، گفت: انگلیس تأمین‌کننده 5 درصد بودجه اتحادیه اروپا با حدود 12.5 میلیارد یورو بود که با خروج این کشور تغییرات گسترده‌ای در بودجه اتحادیه اروپا به وجود می‌آید. خروج انگلیس علاوه بر اینکه فشار بیشتری به سایر اعضای اتحادیه اروپا برای تقبل سهم بیشتری از هزینه‌های این اتحادیه وارد می‌کند، باعث تغییراتی در سیاست‌های اتحادیه اروپا نیز شده است که در تازه‌ترین نمونه آن فشارها برای کاهش هزینه‌های صندوق‌های منطقه‌ای اتحادیه اروپا افزایش یافته است.

این تحلیلگر مسائل اروپا با بیان اینکه در حوزه تجارت نیز برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا که مراودات مالی گسترده‌تری با انگلیس داشتند، بیشتر دچار شوک اقتصادی خواهند شد، ادامه داد: علاوه بر آن به کشورهایی نظیر قبرس، بلژیک، آلمان، هلند و به‌خصوص جمهوری ایرلند که بازگرداندن مرزهای فیزیکی در آن نه‌تنها به روند تجارت، بلکه به روند صلح موسوم به «بلفاست» خدشه وارد خواهد کرد.

وی افزود: همچنین در صورت عدم دستیابی به یک توافق تجارت آزاد و جابجایی آزادانه نیروی کار، ما شاهد یک شوک اقتصادی به کشورهای اروپای شرقی و به‌خصوص لهستان، رومانی و لیتوانی خواهیم بود که به ترتیب بیش‌ترین تعداد نیروی کار را در بریتانیا دارند.

 

تبعات برگزیت بر حوزه ساختاری و سیاست‌گذاری

وی در رابطه با تبعات برگزیت برای حوزه ساختاری و سیاست‌گذاری اتحادیه اروپا نیز گفت: فقدان سومین کشور پرجمعیت اتحادیه اروپا که بیش از 12 درصد جمعیت اتحادیه را تشکیل می‌داد و بازیگر مؤثری در پارلمان و شورای اروپا بود، بر موازنه قدرت در نهادهای اروپایی تأثیر بنیادینی بر جای خواهد گذاشت. انگلیس همواره یکی از طرفداران بزرگ و سرسخت اروپای اقتصادی لیبرال، گسترش تجارت با کشورهای ثالث و گسترش بیشتر اتحادیه اروپا بوده است که فقدان آن جناح لیبرال دولت‌های شمالی را به نفع جناح حمایت‌گرایانه دولت‌های جنوبی تضعیف خواهند کرد.

سروستانی اضافه کرد: نبود دولت قدرتمند و ضد وزنه کلیدی مانند انگلیس بیش از گذشته راه را برای تثبیت رهبری و تسلط آلمان بر اتحادیه اروپا هموار خواهد کرد که بیش‌ازپیش اعضای کوچک اتحادیه اروپا را مضطرب خواهد کرد.

 

امورات دفاعی و خارجی

وی خروج انگلستان به‌عنوان یکی از دو قدرت نظامی مهم اتحادیه اروپا را که از قابلیت‌های اطلاعاتی قابل‌توجه، قدرت نرم و یک شبکه دیپلماتیک گسترده در دورترین نقاط دنیا برخوردار بود، موجب تضعیف و کاهش تأثیرگذاری سیاست خارجی اتحادیه اروپا عنوان کرد.

سروستانی اضافه کرد: حضور انگلیس در اتحادیه اروپا به‌عنوان پلی بین اروپا و آمریکا به موازنه قدرت بین اتحادیه اروپا و روسیه کمک شایانی می‌کرد و انگلیس همواره به پشتیبانی ایالات‌متحده، مواضع سخت‌تری را در برخورد با روسیه اتخاذ می‌کرد که خروج آن، موازنه قدرت بین روسیه و اتحادیه اروپا را به ضرر اتحادیه اروپا به هم خواهد زد.

وی با بیان اینکه با خروج انگلیس، اتحادیه اروپا یکی از اعضای دائمی خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد را از دست داد، گفت: بااین‌حال ناگفته نماند که خروج انگلیس از اتحادیه اروپا به‌عنوان یک شریک ناسازگار و بهانه‌گیر، فرصت‌های جدیدی را برای همکاری دفاعی اروپا که به زعم انگلستان تضعیف‌کننده ناتو بوده، فراهم کرد که آخرین نمونه آن ایجاد صندوق دفاعی اروپا و فعال کردن همکاری ساختاری دائمی بر اساس بند یک دفاعی در «پیمان لیسبون» بود.

 

امور فرهنگی و اجتماعی

این کارشناس تحولات اروپا با بیان اینکه در خصوص تبعات و چالش‌های فرهنگی و اجتماعی برگزیت بر دو طرف کمتر سخن گفته می‌شود، اظهار کرد: برگزیت هم بر انگلیس و هم بر اعضای اتحادیه اروپا تأثیرات فرهنگی و اجتماعی عمیقی بر جای گذاشت. برگزیت یک شکاف عمیق اجتماعی میان نسل جوان که خواهان باقی ماندن در اتحادیه اروپا و بهره‌مندی از مزایای طرح‌های فرهنگی و تبادل تحصیلی بودند و سالمندان و نسل‌های بالای 60 سال با توهم احیای اقتدار امپراتوری سابق بریتانیا اصرار داشتند که کشورشان از اتحادیه اروپا خارج شود، به وجود آورد.

وی ادامه داد: اتحادیه اروپا نیز از این چالش‌ها مصون نخواهد ماند. شاید بزرگ‌ترین چالش اتحادیه اروپا پس از برگزیت را بتوان خیزش دوباره ناسیونالیسم و جنبش‌های دست راستی در اتحادیه اروپا قلمداد کرد که برگزیت را به‌منزله ناکارآمدی اتحادیه اروپا قلمداد می‌کنند و خواستار تداوم این دومینو تا فروپاشی اتحادیه اروپا هستند.

سروستانی تأکید کرد: نکته مهم این است که غالب این احزاب پوپولیستی کاهش هویت ملی را به ورود تعداد زیادی از مهاجران و ظهور چندفرهنگی‌گرایی نسبت می‌دهند و از ایده بستن مرزها و مخالفت با فرآیندهای مهاجرت به اروپا دفاع می‌کند که می‌تواند به مهاجر ستیزی و بازتولید چرخه خشونت در جوامع اروپایی منجر شود.