آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، روز جمعه ۲۴ ژانویه (چهارم بهمن) به دعوت رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه، وارد استانبول شد. ملاقات اردوغان و مرکل  در کاخ وحدالدین استانبول بدون حضور رسانه‌ها حدود یک ساعت و بیست دقیقه به طول انجامید و گفته می‌شود دو طرف درباره مناسبات اقتصادی دو کشور و تحولات سوریه و لیبی گفتگو کرده‌اند. با توجه به سفر مرکل به ترکیه این پرسش مطرح می‌شود که اکنون مناسبات آنکارا- برلین در چه سطحی است و مهمترین مسائل بین دو طرف چیست؟ برای بررسی این مسئله باید نگاهی به روابط ترکیه و آلمان طی چند سال اخیر داشته باشیم.

از سال 2015 میلادی و به ویژه با کودتای ناموفق علیه دولت رجب طیب اردوغان در سال 2016، روابط ترکیه و آلمان رو به سردی گرایید. سردی روابط با توجه به تفاوت دیدگاه‌های دو کشور حول مسائل حقوق بشر و کردها تشدید یافت به طوریکه اردوغان بارها از سوی رسانه‌های آلمانی به هیتلر تشبیه شد؛ اما به نظر می‌رسد فارغ از تمامی اختلاف دیدگاه‌ها، ترکیه و آلمان در این برهه از تاریخ خود را ملزم به همکاری با یکدیگر می‌دانند یا حتی می‌توان گفت به نظر می‌رسد آلمان فارغ از تمامی اختلاف دیدگاه‌ها حول مسائل حقوق بشری با ترکیه، هم اکنون خواهان همکاری با آنکارا است. در ادامه به دغدغه‌های هر یک از بازیگران که منجر به بهبود روابط با یکدیگر شده است، اشاره می‌شود:

اول آنکه در رابطه با دغدغه‌های آلمان، به نظر می‌رسد با افزایش تنش‌ها و درگیری‌ها در ادلب سوریه و ورود موج جدیدی از مهاجران و پناهندگان سوری به یونان، دیگر اتحادیه اروپا توان و ظرفیت پذیرش پناهندگان از منطقه غرب آسیا را ندارد. از آنجایی که ترکیه با موقعیت منحصر به فرد جغرافیایی اش حائل میان اروپا و منطقه غرب آسیا است نقشی بی بدیل در ورود پناهندگان سوری به اروپا بازی می‌کند و سفر مرکل در راستای تلاش برای متقاعد کردن اردوغان در ممانعت از ورود پناهندگان به اروپا حائز اهمیت است. کمااینکه آنگلا مرکل قول مساعدت مالی و اختصاص بودجه بیشتری را در رابطه با پناهندگان به اردوغان داد.

دوم آنکه بحث مربوط به بحران پناهندگان برای اتحادیه اروپا و نقش ترکیه در این بحران هم اکنون تنها و منحصرا مرتبط با بحران سوریه نیست. دولت اردوغان اعلام کرده است که به درخواست سراج درصدد نقش آفرینی در بحران لیبی است. با توجه به افزایش تنش‌ها میان دولت سراج و نیروهای ژنرال حفتر در لیبی و با توجه به پیشروی‌های حفتر در لیبی، ورود ترکیه ( و در عین حال تشویق آنکارا به ورود روسیه در این بحران) به بحران لیبی می‌تواند موج گسترده دیگری از پناهندگان را از شمال آفریقا روانه جنوب اروپا و کشورهایی چون ایتالیا کند. اهمیت این مساله با بیان اینکه ایتالیا از جمله کشورهای خواهان گفت‌و‌گو و مذاکره با بشار اسد و بازگشت پناهندگان به خانه‌هایشان است و درنتیجه با آلمان، فرانسه و بریتانیا اختلاف نظر فاحش دارد، بیشتر نمایان می‌شود.

بنابراین به نظر می‌رسد با گسترش اختلاف‌نظرها در میان کشورهای جنوبی و شرقی اتحادیه اروپا با آلمان، فرانسه و بریتانیا حول بحران پناهندگان و موج جدیدی از ورود پناهندگان به اروپا، اتحادیه اروپا با چالشی جدی مواجه می‌شود. این مسئله را بیش از هرکس اردوغان به خوبی می‌داند؛ به طوریکه در کنفرانس خبری در استانبول، آنگلا مرکل نه سخنی از حقوق بشر و کردها راند و نه آزادی‌های مدنی. بدین ترتیب می‌توان گفت که اردوغان درصدد است با توجه به آگاهی از پاشنه آشیل کنونی اتحادیه اروپا به برخی از اهدافش نزدیک‌تر شود.

اول آنکه از سال 2005 میلادی ورود ترکیه به اتحادیه اروپا از مهم ترین اهداف حزب عدالت و توسعه بوده است. اما برای دو دهه آنکارا نه تنها نتوانسته است به این هدف دست یابد بلکه در سال 2015 آنگلا مرکل اذعان کرد ترکیه حق عضویت اتحادیه اروپا را ندارد. اما اکنون شاید بحران پناهندگان بار دیگر موجب شده تا مرکل به گفت و گو حول عضویت ترکیه به اتحادیه اروپا تن دهد.

دوم آنکه ترکیه در سال‌های اخیر با روسیه در صحنه سوریه به همکاری مبادرت کرده است. شراکت با مسکو به نوعی‌ موقعیت آنکارا در سوریه و نظام بین‌الملل را تحلیل برده است. گویی ترکیه بار دیگر خواهان گفت‌و‌گو و مذاکره با غرب حول مسائلی چون بحران لیبی و پناهندگان است تا به جامعه بین‌الملل ورود پیدا کند.

سوم آنکه ترکیه یکی از مهم ترین نقش‌هایش در ارتباط با اتحادیه اروپا را کریدور انتقال انرژی بودن، تعریف کرده است. همکاری رژیم صهیونیستی، یونان و قبرس حول انتقال انرژی (گاز) به اروپا و حذف ترکیه از این برنامه منجر به منزوی شدن بیش از پیش ترکیه و کاهش نفوذ آنکارا می‌شود. در نتیجه استفاده از کارت بحران پناهندگان با توجه به اهمیت آن برای اتحادیه اروپا  می‌تواند مانع از منزوی شدن ترکیه در اتحادیه اروپا و ناتو شود.