در پی برگزاری کنفرانسی چهارجانبه در مسکو که با حضور فایز سراج رئیس دولت وفاق ملی لیبی و ژنرال خلیفه حفتر فرمانده نیروی نظامی شرق لیبی و همچنین نمایندگانی از روسیه و ترکیه برگزار شد و در برقراری آتش‌بس در لیبی، موفقیتی کسب نکرد، دولت آلمان یک نشست بین‌المللی دیگر با هدف پرداختن به موضوع لیبی و پایان دادن به درگیری‌های داخلی در این کشور برگزار کرد؛ نشستی که روز یکشنبه 29 دی ماه با حضور سران و مقامات 12 کشور و نمایندگان چهار سازمان بزرگ بین‌المللی در برلین پایتخت آلمان برگزار شد و دورنمای تازه‌ای از ترکیب دولت‌های علاقه‌مند به تأثیرگذاری بر روند تحولات داخلی این کشور نفت‌خیز شمال آفریقا را به نمایش گذاشت.

نشست برلین به‌رغم اظهار امیدواری دولت آلمان در خصوص احتمال موفقیت آن در برقراری آتش‌بس و تأکید برخی دیگر از دولت‌های شرکت‌کننده مبنی بر احتمال امضای سندی در خصوص تحولات این کشور، از مذاکرات مقدماتی فراتر نرفت و به توافقی شفاهی درباره ضرورت اجرای قطعنامه شورای امنیت مبنی بر تحریم تسلیحاتی گروه‌های لیبیایی بسنده کرد.

در حقیقت کوشش‌هایی که در نشست برلین و با هدف دستیابی به آتش‌بس در لیبی و سپس برقراری صلح در این کشور صورت گرفت، کوشش‌هایی با اهداف متنوع و بسیار متفاوت بود که از این لحاظ نه‌تنها برقراری صلح بلکه برقراری آتش‌بس را نیز با مشکلات و موانع زیادی روبرو می‌سازد؛ همچنین دستیابی به موفقیت‌های جزئی در این زمینه و به‌ویژه در عرصه عمل را با تردیدهای بسیار مواجه می‌کند.

نگاهی به بازیگران اصلی در این صحنه مبین وجود دودسته از کشورهایی است که برخی طی دو سال گذشته بیشترین مداخلات و فعالیت‌ها را درصحنه لیبی صورت داده و برخی دیگر بازیگرانی هستند که به‌تازگی به‌صف کنشگران در این عرصه پیوسته‌اند.

در این خصوص کشورهایی همچون مصر، عربستان، امارات و همچنین فرانسه و ایتالیا مدت‌هاست که درصحنه لیبی به عناوین گوناگون به‌ویژه از طریق فعالیت‌های نظامی حضور دارند و در مقابل کشورهایی مانند ترکیه، روسیه و آلمان ازجمله کشورهایی هستند که طی چند ماه یا چند هفته اخیر می‌کوشند تا در این صحنه نقش‌هایی را تحت عنوان کوشش برای آتش‌بس ایفا کنند.

پیدایش چنین ترکیبی از کشورها برای ایجاد آتش‌بس و سپس برقراری صلح در لیبی بیانگر این موضوع است که جنگ‌سالاران در این کشور به‌ویژه ژنرال حفتر و کشورهای هوادار وی در پیشبرد مقاصد خود به‌خصوص تسلط بر طرابلس پایتخت این کشور به بن‌بست رسیده و بدین ترتیب شرایط برای ادامه اقدامات نظامی به شرایطی بسیار دشوار و نفس‌گیر تبدیل‌شده است.

درواقع با انعکاس چنین واقعیتی است که کشورهای نام‌برده (از هر دودسته) درصدد برآمده‌اند تا با کمک به برقراری آتش‌بس، سهمی در آینده این کشور پهناور و دارای ذخایر بسیار غنی نفتی به دست آورند؛ به‌عبارت‌دیگر آنچه در قالب تلاش‌های جاری تحت عنوان برقراری آتش‌بس در جریان است، تلاش‌هایی برای کسب منافع بیشتر از ثروت‌های نفت لیبی و کسب امتیازات گسترده‌تر از موقعیت بسیار استراتژیک و سودآور این کشور در سواحل جنوبی دریای مدیترانه محسوب می‌شود.

بنابراین روشن است که نشست‌های احتمالی برای برقراری صلح آن‌هم با حضور قدرت‌های خارجی بیش از آنکه جنبه همگرایی و توافق در مورد سرنوشت منافع مردم لیبی داشته باشد، نشست‌هایی برای رقابت‌ها و منفعت‌طلبی‌های این کشورها خواهد بود. همچنین این نشست‌ها به میدانی برای منازعه بر سر آینده لیبی تبدیل خواهد شد. بنا به شواهد موجود، کشورهایی که طی چند سال گذشته به‌عناوین‌مختلف در لیبی فعال بوده‌اند به بازیگران جدید اجازه نخواهند داد تا در این عرصه منافعی همسان با این کشورها را از آن خود سازند. به همین دلیل چشم‌انداز آینده هرگونه مذاکراتی به‌هیچ‌وجه چشم‌انداز روشن و امیدبخشی به نظر نمی‌رسد.

در رابطه با وضعیت میدانی نیز نیروهای تحت فرمان ژنرال حفتر بعد از گذشت 9 ماه از درگیری‌های طاقت‌فرسا، توانایی ادامه جنگ به‌صورت کنونی را ندارند و برقراری آتش‌بس را روزنه‌ای برای رهایی خود از شرایط فعلی می‌دانند. در مقابل مردم طرابلس که در حال حاضر دولت وفاق ملی به سرکردگی فایز سراج را پشتیبانی می‌کنند نیز آشکارا خواستار برقراری آتش‌بس هستند. چنانکه با انتشار نخستین خبرهای مربوط به برقراری آتش‌بس به جشن و پایکوبی مبادرت کردند. بااین‌همه و به‌رغم خواست مردم لیبی، شرکت‌های بزرگ نفتی و همچنین شرکت‌های بزرگ تسلیحاتی طرح‌های دیگری را در خصوص لیبی در سر می‌پرورانند و خواستار آن هستند که جنگ‌های داخلی در لیبی همچون جنگ 5 ساله در یمن محلی برای درآمدهای سرشار آن‌ها در معاملات نفتی و تسلیحاتی باشد. بدین ترتیب می‌توان گفت که نشست برلین نه‌تنها با موفقیت همراه نبوده بلکه به محلی برای کشمکش بیشتر بر سر لیبی و ذخایر نفتی آن تبدیل‌شده است.

نشستی که در آن، کشورهایی چون روسیه و ترکیه به‌عنوان طرف‌های تازه‌وارد در برابر برخی رقبای اروپایی و خاورمیانه‌ای قرار گرفتند و درواقع طرفداران صلح و آرامش به ناگزیر با طرف‌هایی که خواستار بهره‌برداری‌های نفتی و تسلیحاتی در لیبی هستند روبرو شدند. این همان مسئله‌ای است که پیچیدگی جریان برقراری آتش‌بس و صلح در این کشور را تا اندازه زیادی تبیین می‌کند.