سید رضا میرطاهر در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه بعد از خروج آمریکا از برجام شاهد بودیم با وجود برخی سازوکارها مانند اینستکس، هیچ‌گونه گام واقعی و عملی برای اجرایی کردن این سازوکار از سوی اروپا برداشته نشد، به گام‌های تدریجی کاهش تعهدات برجامی از سوی ایران اشاره کرد و گفت: کاهش تعهدات برجامی از جمله برداشتن گام پنجم از سوی ایران، که واکنش تند و غیر واقع بینانه  سه کشور اروپایی را به دنبال داشت، بر اساس حق پیش بینی شده در خود برجام  است.

وی گفت: ایران بر این اعتقاد است که همان‌گونه که اروپایی‌ها از انجام تکالیف و تعهدات خود در چارچوب برجام سر باز زدند، ایران هم این حق را دارد که به برجام وفادار بماند، ولی تعهدات برجامی خود را کاهش دهد. درواقع بی‌عملی اروپایی‌ها در این مدت، حفظ پوسته برجام بدون اجرا کردن روح برجام بوده است.

 

خواسته غیرمنطقی اروپا

میرطاهر با اشاره به اعلام به جریان افتادن سازوکار حل اختلافات موسوم به «مکانیسم ماشه» در چارچوب مواد 26 و 36 برجام از سوی اروپا ادامه داد: مسئله بسیار مهمی که مغفول می‌ماند، این است که اساساً اروپایی‌ها به دلیل روابط بسیار گسترده و درواقع وابستگی‌شان به آمریکا، در بسیاری از زمینه‌های مالی، تجاری، سیاسی و امنیتی در اجرای تعهداتشان ناتوان هستند.

وی افزود: آن‌ها باوجود قول‌های فراوانی که برای همراهی با ایران دادند و پذیرش اینکه آمریکا به‌طور غیرقانونی از برجام خارج شده و در مسیر اجرای تعهدات کارشکنی می‌کند، به‌جای اینکه آمریکا را مسئول اوضاع کنونی بدانند، بدون اینکه حرفی از حقوق برجامی ایران بزنند، به نحو بسیار غیرمنطقی ظرف یک سال و نیم گذشته، فقط از ایران خواسته‌اند که به تکالیف برجامی خود عمل کند.

 

ادامه روش گذشته اروپا برای ایران قابل قبول نیست

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: اروپا ادعا می‌کند توسل به مکانیسم ماشه برای برقراری مجدد تحریم‌ها علیه ایران نیست، بلکه مدعی شده‌اند با آن می‌خواهند تحرک جدیدی به برجام دهند و از آن طریق برای حفظ برجام، ایران را وادار به اجرای مجدد تعهدات برجامی‌اش کنند، اما واقعیت این است که اگر اروپایی‌ها موضع قبلی را داشته باشند یا بخواهند همان روش گذشته را در پیش بگیرند، به‌هیچ‌عنوان این مسئله برای ایران قابل‌قبول نیست.

وی با بیان اینکه از دیدگاه ایران اقدام اروپایی‌ها یک اشتباه راهبردی و ناشی از محاسبات غلط تلقی می‌شود، تأکید کرد: اگر اروپایی‌ها واقعاً قبول نکنند که تعهدات برجامی خود را به‌صورت جدی، کارا و مؤثر انجام دهند، طبیعتاً نباید انتظار داشته باشند که ایران هم تجدیدنظری در موضع کنونی‌اش داشته باشد.

 

شکاف‌ در مواضع تروئیکای اروپایی نسبت به برجام

میرطاهر در خصوص اظهارات نخست‌وزیر بریتانیا مبنی بر ضرورت جایگزین کردن «طرح برجامی ترامپ» و درعین‌حال سخنان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که «برجام جایگزینی ندارد»، گفت: نکته مهمی که اکنون شاهد آن هستیم این است که در مواضع تروئیکای اروپایی که تاکنون مبتنی بر حفظ برجام بوده، شکاف‌هایی رخ‌داده است.

وی ادامه داد: مثال بارزش این است که اگرچه تاکنون موضع رسمی لندن حفظ برجام بود، اما آقای بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا با توجه به منافع جدید حاصل از خروج از اتحادیه اروپا و برقراری روابط استراتژیک در حوزه‌های امنیتی، تجاری و سیاسی با آمریکا، برگشت قابل‌توجهی در مواضع قبلی‌اش انجام داده و اکنون مدعی شده که توافق هسته‌ای برجام دیگر پاسخگوی اوضاع و شرایط جدید نیست و دقیقاً لفظ «توافق ترامپ» را به‌کاربرده و گفته است که باید توافق ترامپ مدنظر قرار گیرد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل توضیح داد: به‌عبارت‌دیگر در شرایط فعلی، موضع لندن این است که باید توافق موردنظر آمریکا جایگزین توافق برجام شود. این نشان‌دهنده نوعی چرخش قابل‌توجه است.

وی تأکید کرد: مسلماً این موضع‌گیری جدید بریتانیا که همراه با تهدید به اعمال تحریم‌های جداگانه از جانب لندن علیه ایران است، باعث خواهد شد که اوضاع بسیار پیچیده‌تر از وضعیت کنونی شود و می‌توان پیش‌بینی کرد اگر تغییر قابل‌توجهی در مواضع اروپا صورت نگیرد، ایران هم در چارچوب منافع ملی خود هیچ‌گاه حاضر نخواهد بود که خواسته آن‌ها را در زمینه اجرای یکجانبه برجام بدون برخورداری از مزایای آن اجابت کند.

 

نگاهی به دو نظریه درباره موضع اروپا در قبال برجام

میرطاهر همچنین در رابطه با دیدگاه‌های مختلف نسبت به رویکرد واقعی اروپا در قبال برجام، گفت: از ابتدای شکل‌گیری برجام دو نظریه درباره موضع اروپا در قبال برجام وجود داشت. برخی بدبینانه و مبتنی بر این اصل که اروپا در کنار آمریکا نقش «پلیس خوب» در کنار «پلیس بد» را ایفا می‌کند، معتقد بودند که آمریکا در نقش پلیس بد ظاهر شده و صرفاً به تهدید ایران می‌پردازد و اروپا در نقش پلیس خوب است و ظاهراً ادعای همراهی با ایران را دارد؛ اما در عمل اقدام مؤثری برای کاهش فشارهای آمریکا انجام نمی‌دهد و در پی خرید زمان است تا با تشدید فشارهای امریکا، ایران کوتاه بیاید و یا ترامپ تغییر کند.

وی ادامه داد: در مقابل، دیدگاه دوم اساساً مبتنی بر این اصل است که اروپا برخلاف آمریکا که هزاران کیلومتر با ایران فاصله دارد، واقعاً در راستای منافع امنیتی خود، به دلیل مجاورت و نزدیکی به ایران، در مورد مسائل موشکی و هسته‌ای ایران کاملاً احساس خطر می‌کند و خواهان این است که به نوعی توانمندی هسته ای و موشکی ایران مهار شود؛ لذا در این چارچوب خواهان حفظ برجام است.

 

خواسته اروپا و آمریکا: حذف توانمندی‌های ایران

وی با بیان اینکه این دو نظر از ابتدا وجود داشته و به نظر می‌رسد ترکیبی از این دو را می‌توان به‌عنوان موضع واقعی اروپا قبول کرد، گفت: ازیک‌طرف اروپایی‌ها واقعاً خواهان حفظ برجام هستند، اما اگر واقعاً به بطن مواضع آن‌ها مراجعه کنیم، آن‌ها اساساً همانند آمریکا دیدگاهی بسیار منفی نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارند و خواهان این هستند که ایران از کلیه توانمندی‌های خود ازجمله توانمندی‌های هسته‌ای و موشکی تهی شود.

میرطاهر افزود: بنابراین شاید بتوان گفت اروپایی‌ها عمداً و یا نه حتی غیرعمدی، عملاً از اجرای تعهدات برجامی خود خودداری کردند تا با گذشت زمان سیاست آمریکا در قالب اعمال سیاسی فشار حداکثری علیه ایران نتایج منفی خود را در قالب تأثیرات بسیار منفی بر اقتصاد و وضعیت معیشتی مردم ایران نشان دهد و در نهایت ایران با تغییر موضع در قبال مسئله هسته‌ای و خواسته‌های 12 گانه آمریکا را که توسط مایک پمپئو در مه ‌2018 اعلام شده بود، قبول کند.

وی تأکید کرد: اگر ما در این زمینه نگاه حداقلی هم داشته باشیم حداقل برداشتی که از مواضع اروپایی‌ها ظرف این مدت برداشت می‌شود، ناتوانی عمیق آن‌ها از اجرای تعهداتی است که در قبال ایران به عهده گرفته بودند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل همچنین در مورد آینده برجام و دیدگاه‌های ایران مبنی بر اینکه اجرای مکانیسم ماشه از سوی اروپا به معنای نابودی برجام است، گفت: پیش‌بینی‌ها درباره آینده برجام سخت و دشوار است، به این دلیل که ظرف مدت 65 روز آینده متغیرهای متعددی می تواند بر سرنوشت برجام تأثیر گذارد.

 

برجام بی‌فرجام؛ نتیجه ادامه رویکرد فعلی اروپا

وی یکی از این متغیرهای مهم را سیاست‌ها و اقدامات آتی آمریکا در قبال ایران به‌ویژه در چارچوب سیاست فشار حداکثری برشمرد و افزود: مسلماً بروز تنش‌های احتمالی میان ایران و آمریکا و همچنین ایران و رژیم صهیونیستی و یا جنبش حزب‌الله و رژیم صهیونیستی، یا به‌طورکلی تحولاتی که در منطقه در عرصه سوریه و خلیج‌فارس رخ خواهد داد، بر آینده برجام تأثیر مهمی خواهد داشت؛ اما در بعد تعاملات دوجانبه میان ایران و اروپا درزمینه برجام، اگر اروپایی‌ها بخواهند همین روال کنونی را در قبال ایران ادامه دهند و بدون دادن امتیازی صرفاً از ایران بخواهند که تکالیف و تعهدات برجامی را انجام دهد، مسلماً برجام فرجامی نخواهد داشت و اروپا زیان خواهد دید.