دکتر سید رضی عمادی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به نقش شهید سپهبد قاسم سلیمانی در امنیت‌سازی و ایجاد ثبات در منطقه خاطرنشان کرد: نقشی که حاج قاسم سلیمانی در مبارزه با تروریسم در منطقه ایفا کرد، بر هیچ‌کس پوشیده نیست. حتی امروز که آمریکایی‌ها او را به شهادت رساندند، در داخل خود آمریکا برخی از شخصیت‌ها و گروه‌ها اعلام می‌کنند که او در مبارزه با تروریسم نقش برجسته‌ای داشته است.

وی ادامه داد: «یرواند آبراهامیان» یکی از سرشناس‌ترین پژوهشگران در حوزه ایران که استاد دانشگاه‌های آمریکا هم هست، اعلام کرد با ترور قاسم سلیمانی احیای داعش در عراق، به‌خصوص در شمال آن کشور و در موصل، امکان‌پذیر است و شرایط آن فراهم می‌شود. درواقع آقای آبراهامیان تائیدی بر نقش قاسم سلیمانی در مبارزه با تروریسم داشته است. در میان پژوهشگران، محققان و دانشگاهیان حتی میان برخی از شخصیت‌های سیاسی آمریکا هم درباره نقش قاسم سلیمانی در مبارزه، تضعیف و از بین بردن سازمان داعش در عراق هیچ تردیدی وجود ندارد.

این تحلیل‌گر مسائل منطقه با اشاره به مواضع و تعابیر برخی کشورها علیه شهید سلیمانی پس از شهادت او، تأکید کرد: اگر تعارضی درباره نقش حاج قاسم سلیمانی در منطقه وجود دارد، ناشی از واقعیت‌ها نیست، بلکه به دلیل تعارض‌های هویتی است. اگر دولتمردان به‌گونه‌ای دیگری واقعیت را مطرح می‌کنند به این دلیل است که منافع‌شان اقتضا می‌کند و آن تعارض هویتی سبب می‌شود که آن‌ها واقعیت را مطرح نکنند، چراکه از نگاه آن‌ها این می‌تواند سبب و نشانگر برجسته شدن نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه باشد.

 

نقش سردار قاسم سلیمانی در ایجاد ثبات و امنیت در منطقه

عمادی گفت: حاج قاسم سلیمانی نقش ثبات‌ساز و تامین‌کننده امنیت را در قالب دفاع از حاکمیت کشورها و تمامیت ارضی‌شان در مقابل گروه‌های تروریستی ایفا کرده است. وقتی در سوریه بحران رخ داد و اتباع 80 کشور در قالب گروه‌های تروریستی با ملت و نظام سوریه جنگیدند، شهید سلیمانی در سوریه حامی نظام سوریه بود و در جهت حفظ تمامیت ارضی و جغرافیای این کشور تلاش کرد. وقتی در عراق گروه تروریستی داعش یک‌سوم از جغرافیای عراق را اشغال کرد، او در قالب دفاع از ملت و تمامیت ارضی و جغرافیای عراق نقش خود را ایفا کرد؛ بنابراین وقتی از نقش ثبات‌ساز ایشان صحبت می‌کنیم، باید در این سطح این نقش را تعریف کرد.

وی با بیان اینکه در قالب «طرح خاورمیانه بزرگ» که از سوی کشورهایی مانند آمریکا، عربستان و برخی کشورهای اروپایی به همراه رژیم صهیونیستی دنبال می‌شود، سوریه و عراق باید تجزیه می‌شدند، ادامه داد: در مقابل، نقشی که قاسم سلیمانی در قالب راهبرد جمهوری اسلامی ایران تعریف کرده، برای حفظ تمامیت ارضی و جغرافیای آن‌ها و ممانعت از تجزیه‌شان است، زیرا اگر آن‌ها تجزیه شوند، امکان اینکه گروه‌های تروریستی بخشی از قدرت را در این کشورها در اختیار بگیرند، بسیار بالا است.

این استاد دانشگاه با اشاره به ناآرامی‌ها و قدرت گرفتن تروریست‌ها در لیبی و یمن، اظهار کرد: در سوریه و عراق هم می‌توانست این اتفاق بیفتد، اما سردار سلیمانی در قالب راهبرد ایران و به کمک گروه‌های مقاومت و شکل دادن به گروه‌های جدید مقاومت و متحد کردن آن‌ها در یک قالب واحد توانست با داعش مبارزه کند تا جغرافیای این کشورها حفظ شود و گروه های تروریستی تضعیف شوند.

 

استیصال آمریکا در مقابل نقش ایران با محوریت سردار قاسم سلیمانی در منطقه

عمادی با تأکید بر اینکه آمریکا در مقابل نقشی که ایران با محوریت سردار قاسم سلیمانی در منطقه انجام داد، دچار استیصال شد، اضافه کرد: آن‌ها به دنبال این بودند که وضعیت سوریه و عراق به گونه دیگری رقم بخورد، اما نقش‌آفرینی فعال ایران و شخص سردار سلیمانی مانع این خواست آمریکا شد.

این کارشناس مسائل خاورمیانه افزود: وقتی سردار سلیمانی در قالب گروه‌های مقاومت با تروریسم در منطقه مبارزه کرد و موفق هم شد به معنای تقویت گروه های مقاومت بود. یکی از کارشناسان آمریکایی گفته بود طی تحولات سال 2011 تاکنون «محور مقاومت» تبدیل به «جریان مقاومت» و درنهایت تبدیل به «اتحاد مقاومت» شده است که مدل حامی – نیابتی دارد. بنا بر نظر او در این مدل «حامی» ایران است و «نیابتی» هم‌گروه‌های نیابتی وابسته به جمهوری اسلامی ایران. این در شرایط فعلی تبدیل به یک اتحاد شده است.

وی تضعیف گروه‌های تروریستی را به معنای تضعیف موقعیت بازیگرانی ازجمله ایالات‌متحده آمریکا دانست که حامی آن‌ها بودند و افزود: در مقابل، موقعیت مقاومت تقویت‌شده و تبدیل به اتحاد مقاومت شده است. این چیزی نبود که آمریکایی‌ها بخواهند آن را بپذیرند؛ چراکه اتحاد مقاومت به معنای تضعیف اسرائیل است. اسرائیل نه‌تنها در داخل با بحران بی‌سابقه سیاسی مواجه است، بلکه به دلیل همان اتحاد مقاومت شاهد تهدید پذیری و آسیب‌پذیری آن هستیم.

عمادی تأکید کرد: به همین دلیل دولت آمریکا به این جمع‌بندی رسیده بود برای اینکه مانع تضعیف بیش‌ازاندازه اسرائیل شود، باید سردار قاسم سلیمانی را از میان بردارد و این کار را هم کرد.

 

آمریکا در پی ایجاد داعش مدیریت‌شده در عراق

وی اجرایی شدن روند استیضاح ترامپ و همه شکست‌هایش در عرصه سیاست خارجی را از دیگر عوامل اقدام آمریکا برای ترور سردار سلیمانی برشمرد و ادامه داد: داعش در عراق در حال احیا شدن بود و حشد الشعبی و سردار قاسم سلیمانی و سپاه قدس ایران درصدد بودند که مانع این اتفاق شوند؛ لذا آمریکایی‌ها تصورشان این بود که با ترور سردار قاسم سلیمانی اجازه می‌یابند که داعش هدایت‌شده و مدیریت‌شده توسط آمریکایی‌ها احیا شود.

عمادی تأکید کرد: اقدام جنایتکارانه آمریکا در ترور سردار سلیمانی ناشی از استیصال در مقابل ایران و شخص سردار سلیمانی و رشادت‌ها و شجاعت‌های او بود. سردار سلیمانی حقیقتاً به مقاومت وجهه می‌داد.

این استاد دانشگاه با اشاره به مخالفت‌ها در داخل آمریکا نسبت به ترور سردار سلیمانی، دلایل آن را متعدد ارزیابی کرد و افزود: برخی از مخالفت‌ها به این دلیل بود که ترامپ کنگره را نادیده گرفته است و باید در قالب کنگره چنین تصمیمی می‌گرفت و این بحثی داخلی است؛ اما برخی از مخالفت‌ها ریشه‌ای و عمیق‌تر است. آن‌ها می‌گویند تصمیمی که ترامپ گرفته، برای آمریکا تبعات دارد.

 

ضریب امنیتی نظامیان آمریکا در خاورمیانه

وی گفت: از دید مخالفان این اقدام ترامپ مهم‌ترین پیامدش این است که ایران می‌تواند هم مستقیم و هم غیرمستقیم در قالب گروهای نیابتی واکنش نشان دهد. اگر این اقدام انجام شود با توجه به تعداد نیروهای آمریکایی که در کشورهای مختلف منطقه حضور دارند، امنیت آن‌ها تهدید می‌شود و ضریب امنیتی آمریکا در خاورمیانه پایین می‌آید و درنتیجه جایگاهش در منطقه تضعیف می‌شود.

عمادی با اشاره به تصویب قطعنامه خروج نظامیان آمریکایی در مجلس عراق، آن را اقدامی قابل تسری به دیگر کشورها دانست.

 

تغییر وجهه آمریکا به دلیل اقدامات تروریستی دولتش

وی گفت: از دید منتقدان داخلی در آمریکا ترور سردار سلیمانی، این اقدامی که آن‌ها انجام دادند و مسئولیتش را علنی و آشکار پذیرفتند، وجهه آمریکا را عملاً در دنیا تغییر می‌دهد و آمریکا را به‌عنوان یک دولتی که رسماً اقدامی تروریستی را مرتکب می‌شود، نشان می‌‌دهد. به همین دلیل تصمیمی که ترامپ گرفته است، کاملاً غیرعقلانی بوده؛ چون به هر لحاظ این تصمیم به ضرر آمریکا تمام شده است.