به دنبال آغاز عملیات نظامی ترکیه در شمال سوریه علیه کردها، بسیاری از کشورهای جهان در شرق و غرب با هدف کاهش تنش در این منطقه فعال شدند و رایزنی‌هایی با رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه داشتند.

اما شاید در این بین ایران و روسیه بیش از دیگر کشورها توانستند در خصوص تحولات سوریه نقش‌آفرین باشند؛ چراکه شاهد بودیم سه‌شنبه ۳۰ مهرماه طی دیداری که میان ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان در شهر سوچی در روسیه برگزار شد دو طرف در مورد سوریه به توافقاتی دست یافتند. در همین رابطه، وزارت دفاع ترکیه طی بیانیه‌ای اعلام کرد: «در این مرحله جز منطقه عملیات چشمه صلح، هیچ نیازی به انجام عملیات جدید نیست.» این در حالی است که پیشتر رهبران فرانسه و آلمان نیز برای رایزنی با اردوغان اعلام آمادگی کرده‌ بودند. در رابطه با اهداف و نگرانی‌های اروپا از ناامنی در سوریه و همچنین قدرت نقش‌آفرینی آنها به چند مورد می‌توان اشاره کرد.

اولا تحولاتی که در سوریه پیش آمده و اقداماتی که رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه برای پر کردن خلا خروج نظامیان آمریکایی از سوریه طی چند هفته گذشته در پیش گرفته به نوع دیگری ضعف و استیصال دولت‌های اروپایی را در پیشبرد اهداف سیاسی و امنیت‌شان در خاورمیانه به صورت آشکار نشان داد. به خصوص فرانسه که ادعای نفوذ منطقه‌ای در خاورمیانه را به دلیل سوابق استعماری‌اش داشت درعمل نشان داد که در قبال تحولات منطقه به هیچ وجه نمی‌تواند یک کنشگر فعال در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای بویژه منطقه خاورمیانه باشد.

از این رو، رویارویی دولت‌های اروپایی در قبال اقدامات اردوغان ضعف آنها را کاملا آشکار کرد. از سوی دیگر نباید از نظر دور داشت که ترکیه دومین قدرت نظامی ناتو است و یک موقعیت استراتژیک دارد. اروپا نیز به خوبی نسبت به این مسئله آگاه است که اگر بخواهد با ترکیه وارد یک تنش سیاسی جدی شوند می‌تواند تبعات امنیتی و سیاسی در حوزه‌های مختلف برایشان به همراه داشته باشد. از جمله مهمترین این تهدیدات عزیمت موج پناهجویان به اروپا در سال ۲۰۱۶ و تهدیدات گروه‌های تکفیری-تروریستی به خصوص گروه داعش علیه کشورهای اروپایی بود.

لذا اگر ترکیه بخواهد در این زمینه‌ّها تهدیداتی را متوجه دولت‌های اروپایی کند، آنها عملا ابزاری برای مقابله با این تهدیدها ندارند. موج پناهجویان به سمت اروپا به خوبی این مسئله را نشان داد که اروپا به شدت به لحاظ امنیتی به آنکارا وابسته است. به همین دلیل ما شاهد رویکرد محافظه‌کارانه دولت‌های اروپایی در قبال تصمیم اردوغان برای حمله به سوریه بودیم و مشاهده کردیم که آنها تلاش داشتند با رایزنی و گفتگو از شدت تنش‌ها در حملات ترکیه به شمال سوریه بکاهند و همزمان از افزایش تنش در روابط خود با ترکیه جلوگیری کنند.

در مقابل این رفتار کشورهای اروپایی، شاهد فعال تر شدن نقش روسیه در سوریه هستیم. هرچند این مسئله خیلی مورد انتظار و میل دولت‌های اروپایی نیست اما به هر حال کنشگری روسیه در سوریه کاملا مشهود است و در مقابل نقش دولت‌های اروپایی در این زمینه هر روز کمرنگ‌تر از گذشته می‌شود.

در رابطه با ابزارهای کشورهای اروپایی در مقابل ترکیه نیز باید گفت که طی سال‌های گذشته آنها همواره تلاش داشتند تا از ابزار عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا و یا تعلیق روند مذاکرات عضویت این کشور علیه اردوغان استفاده کنند. ولی این ابزار امروز کارکرد مدنظر اروپا را از دست داده است. چرا که ترکیه با این واقعیت مواجه شده که دولت‌های غربی بیش از آنکه به دنبال پذیرش این کشور در اتحادیه اروپا باشند در پی استفاده از ظرفیت‌های سیاسی-اقتصادی-امنیتی آنکارا و موقعیت جغرافیایی این کشور در پیشبرد اهداف سیاست خارجی و امنیتی خودشان هستند.

دولت اردوغان نشان داد که ترکیه ظرفیت بالایی به لحاظ استراتژیکی و اقتصادی دارد که به موجب آن، دولت‌های اروپایی توان نادیده گرفتن این موقعیت را ندارند. در تحولات اخیر در سوریه نیز مشخص شد که عملا دولت‌های اروپایی ابزاری برای فشار بر دولت ترکیه ندارند. لذا مشاهده می‌کنیم که آنها در روند تحولات منطقه نیز نتوانستند نقش‌آفرینی داشته باشند و این روسیه و ایران بودند که توانستند نقش بسزایی در سمت و سو دادن به این تحولات ایفا کنند.