دکتر ابوذر گوهری مقدم با اشاره به حملات پهپادی به تأسیسات نفتی آرامکو از سوی انصار الله یمن خاطرنشان کرد: به لحاظ عملیاتی، جنگ یمن سال‌هاست عربستان، ایالات‌متحده و متحدان منطقه‌ای آمریکا را درگیر کرده است. آن‌ها به‌طور یکجانبه به مردم بی‌دفاع یمن حمله می‌کنند و دفاعی که یمن انجام داده و حد وسع و امکاناتی که داشته آسیب گسترده و چندانی را به ائتلاف سعودی و آمریکایی وارد نکرده است؛ اما در مورد اخیر استفاده از پهپادها و حرکت آن در عمق خاک عربستان – که نشان داد اگر یمنی‌ها بخواهند به ریاض هم دسترسی دارند – شدت خسارات به نحوی بود که 50 تا 70 درصد صادرات نفت عربستان را تحت تأثیر قرار داد و شوک نفتی مشابه وقوع انقلاب اسلامی ایران وارد کرد. این حملات افزایش قیمتی در بازارهای انرژی جهان به وجود آورد.

وی با بیان اینکه این اقدام برای آمریکایی‌ها و غربی‌ها غیرمنتظره بود، ادامه داد: باید توجه داشت آنچه رخ داد نتیجه ظلم و حملات یکجانبه آمریکایی‌ها علیه ملت یمن است و آن‌ها به‌جای اینکه بخواهند ایران را متهم کنند باید دلیل اصلی این اتفاق را خودشان و جنگی که علیه ملت یمن به وجود آوردند، بدانند. اتهام زنی آن‌ها فرافکنی و ناشی از ضعف ساختار دفاعی و امنیتی‌ای است که برای عربستان هم میلیاردها دلار هزینه داشته است. البته آمریکایی‌ها میلیاردها دلار از فروش این سامانه‌های به‌ظاهر دفاعی سود بردند که در برابر این حملات ناکارآمد بود.

این استاد دانشگاه گفت: طبیعتاً آمریکایی‌ها و مجموعه غرب باید توجیهی برای این شکست عملیاتی داشته باشند و بنابراین سعی می‌کنند سایر کشورها ازجمله ایران را متهم کنند؛ اما این فضاسازی‌ای که علیه ایران انجام می‌شود که اخیراً با همراهی اروپایی‌ها هم بوده است چند هدف را تعقیب می‌کند.

گوهری مقدم مهم‌ترین هدف این فضاسازی‌ها را گنجاندن این اتهام در پرونده ایران دانست و توضیح داد: آن‌ها می‌خواهند با استفاده از آن در زمان لازم اجماعی را ضد ایران به وجود بیاورند. آمریکا بعد از خروج از برجام عملاً منزوی‌شده و اهرم‌های حقوقی و بین‌المللی خود را علیه ایران ازدست‌داده است. سیاست‌های یکجانبه ای که در پیش‌گرفته هم این مسئله را تسریع کرد لذا به دنبال بازسازی این وجهه حقوقی بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی هستند و سعی می‌کنند با پرونده‌سازی این کار را انجام دهند و با دنبال کردن این اتهامات در مواقع لزوم اجماع جهانی ایجاد کرده و حتی کشورهایی مانند چین و روسیه راهم همراه خود کنند تا بتواند احتمالا پرونده‌هایی را در مجامع بین‌المللی مانند سازمان ملل، شورای امنیت باز کنند و قطعنامه‌های تحریمی جدیدی را ذیل عناوین جدید از طریق این اجماع به وجود بیاورند.

این تحلیلگر مسائل راهبردی اظهار کرد: آن‌ها از طرف دیگر با طرح مسئله واکنش نظامی علیه ایران سعی می‌کنند گزینه نظامی‌ای که اعتبارش را ازدست‌داده معتبر کنند و اعلام کنند به‌عنوان کشوری ابرقدرت با متحدان منطقه‌ای این توانمندی را داریم که بتوانیم از توان نظامی‌مان هم علیه ایران استفاده کنیم.

وی درعین‌حال گفت: البته آمریکا و اروپا عملاً تنها پرستیژ جایگاه ابرقدرتی خود را در جایگاه کشور حامی شرکای منطقه‌ای تعقیب می‌کنند و این‌ها صرفاً لفاظی‌هایی است که مطرح می‌شود؛ یعنی آمریکایی‌ها قرار نیست هزینه‌هایی را برای دفاع از کشورهای متحد خودشان خصوصاً در حوزه عربی انجام دهند؛ اما می‌خواهند به کشورهای متحدشان نشان دهند که همراه آن‌ها هستند.

گوهری مقدم تأکید کرد: سال‌هاست که اعتبار آمریکا برای کشورهای عربی زیرسوال رفته و آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که در مواقع بحران آمریکا همراه آن‌ها نخواهد بود. در ماجرای بیداری اسلامی این مسئله آشکارا خود را نشان داد. عدم‌حمایت از «حسنی مبارک» باعث شد حکومت او سرنگون شود. در تونس حکومت «بن علی» هم به همین ترتیب به علت عدم‌حمایت آن‌ها سرنگون شد. عربستان به این نتیجه رسیده که وقتی موردحمله قرار بگیرد در کنار ناکارآمدی سامانه‌های دفاعی آمریکایی که برای آن‌ها هزینه هم داشته، درنهایت قرار نیست آمریکایی‌ها هزینه‌ای در راستای دفاع از آن‌ها بکنند. ازاین‌جهت آمریکا سعی می‌کند با لفاظی و استفاده از ادبیات به‌ظاهر تند و تهدید به نیروی نظامی مقداری اعراب را آرام کند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: از سوی دیگر آمریکایی‌ها سعی می‌کنند با افزایش تنش و اتهام زنی، خصوصاً در گام جدید که کشورهای عمده اروپایی مانند فرانسه، انگلستان و آلمان را متقاعد کرده‌اند که بیانیه ضد ایرانی بدهند، هزینه مقاومت مؤثر و فعال ایران را بالا ببرند و او را به سمت مذاکره سوق داده و از طریق ایجاد دوگانه جنگ – مذاکره، ایران را پای میز مذاکره بکشانند و از او امتیاز بگیرند. درواقع هدف این است که این‌گونه القا کنند که اگر قرار است ایران مسیر را ادامه دهد درنهایت مجبور است بجنگد بنابراین بهتر است برای جلوگیری از جنگ مذاکره کند و امتیازاتی بدهد تا مبادا درگیر جنگ شود.

وی اظهار کرد: لذا بخشی از این سیاست و فشاری که آن‌ها دنبال می‌کنند باهدف کشاندن ایران به‌پای میز مذاکره است. درواقع آن‌ها سعی می‌کنند از طریق تصاعد بحران و یارگیری بین‌المللی اجماع جهانی در منطقه و نظام بین‌المللی ایجاد کنند.

گوهری مقدم بابیان اینکه طبیعتاً آقای ترامپ در دنبال کردن این سیاست‌ها اهداف داخلی هم دارد اضافه کرد: به‌طور مشخص انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در پیش است و دموکرات‌هایی که معتقدند خروج آقای ترامپ از برجام باعث رفتار تهاجمی ایران شده اساساً او را متهم می‌کنند. ترامپ می‌خواهد بگوید منفعل نیستم و فعالانه اقدام می‌کنم و ازاین‌جهت بخشی از این لفاظی‌ها و ادبیات تندی که بعضاً به کار گرفته می‌شود به خاطر توجیه افکار عمومی داخلی آمریکا و مقابله با دموکرات‌های مخالف او است.

وی همچنین بخشی از اهداف این سیاست آمریکا را عملیات روانی علیه مردم ایران دانست و اظهار کرد: آمریکا ایجاد ترس و رعب از جنگ احتمالی را باهدف تغییر محاسبات مسئولان جمهوری اسلامی در دستور کار قرار داده تا آن‌ها به دلیل قرارگرفته در دوگانه مذاکره – جنگ احتمالا بخواهند تغییر رفتاری بدهند.

گوهری مقدم درباره اینکه آیا این سیاست اتهام و فشار بر ایران منجر به واکنش عملی نیز خواهد شد گفت: این فشارها ارزش راهبردی عملی ندارد. اگر قرار بود این سیاست منجر به اقدام شود باید خیلی زودتر از این انجام می‌شد. معمولاً پاسخ راهبردی به یک اقدام اگر فوری نباشد اثرش را از دست می‌دهد.

این استاد روابط بین‌الملل ادامه داد: مجموعه ایالات‌متحده به این نتیجه رسیده که اگر بخواهد واکنش عملیاتی علیه جمهوری اسلامی ایران و یا منافعش داشته باشند بسیاری از این تنش‌ها افزایش پیدا خواهند کرد. قیمت انرژی ازآنچه آن‌ها انتظار دارند افزایش بیشتری خواهد داشت این امر می‌تواند بر اقتصاد جهانی تأثیر داشته باشد و شاید مهم‌تر از آن برای شخص ترامپ که حضور خود را در قدرت مسئله‌ای حیاتی می‌داند پیروزی‌اش در انتخابات آینده را به خطر بیندازد؛ بنابراین در مقطع فعلی قابل‌تصور نیست که بخواهند فراتر از لفاظی‌ها عمل کنند و نهایت اقدام ایالت متحده تحریم است؛ همان کاری که پیش‌ازاین هم دنبال کردند و آن‌هم تحریم مکرر، چیزی که قبلاً هم تحریم شده بود مانند بانک مرکزی را دوباره تحریم کردند. لذا آن‌ها فراتر از ابزار راهبردی تحریم فعلاً ابزار عملیاتی و اجرایی فراوان ندارند.

وی در رابطه با مواضع مقامات ایران و اظهارات وزیر خارجه مبنی بر اینکه اگر قرار بود ما به آرامکو حمله کنیم به‌گونه‌ای می‌زدیم که امکان بازسازی آن نباشد، گفت: باید توجه کنیم یک اقدام وقتی اثر راهبردی دارد که مسئولیت آن اقدام را یک دولت بپذیرد. وقتی جمهوری اسلامی عملاً اعلام می‌کند این کار را انجام نداده‌ایم این اعلام عملاً برابر این است که آن اقدام از طرف این کشور انجام‌نشده است و ما اساساً اراده نکرده‌ایم که تبعات راهبردی آن اتفاق بیفتد. همان‌طور که مقامات ما هم اشاره‌کرده‌اند اگر قرار بود ما این اقدام را انجام دهیم حتماً مسئولیت آن را می‌پذیرفتیم. کما اینکه در مورد ساقط کردن پهپاد آمریکایی بلافاصله این کار را انجام دادیم چون می‌خواستیم که از آثار راهبردی‌اش بهره‌مند شویم.

گوهری مقدم توضیح داد: اینکه از لحظات اول که انتصاب این حمله به جمهوری اسلامی را تکذیب کردیم و واقعیت ماجرا هم همین است، به این معنا است که آمریکایی‌ها باید سرنخ موضوع را جای دیگری که آن حل بحران یمن است جستجو کنند. ایران آن‌قدر در حوزه منطقه‌ای قدرتمند است که اگر اقدامی انجام دهد مسئولیت آن را بپذیرد. درواقع آن‌ها بخشی از پازل عملیات روانی خود را علیه جمهوری اسلامی تکمیل می‌کند و بعید است فراتر از این وارد فاز دیگری شوند.

وی همچنین در رابطه با احتمال دنبال کردن قراردادهای تسلیحاتی جدید از سوی عربستان پس از ناکارآمدی تسلیحات فعلی‌اش گفت: اعتبار تسلیحات آمریکایی و سامانه‌های دفاعی‌اش زیر سؤال رفته است. به نظر می‌رسد عربستان مقداری در خرید تسلیحات و تکیه کردن یکجانبه به تسلیحات آمریکایی تجدیدنظر کند.

این استاد دانشگاه افزود: عربستان سبد دفاعی و تهاجمی خود را گسترده‌تر خواهد کرد و حتی شاید به سمت سلاح‌های شرقی، روسی و چینی هم برود و از سامانه‌های کشورهای دیگر برای دفاع از خاک خود استفاده کند. آمریکا دچار نوعی بی‌اعتباری تسلیحات خود شده است و ازاین‌جهت عربستان ضمن اینکه تعهدات و خریدهای قبلی خود را از آمریکا ادامه خواهد داد اما قطعاً اتکا به سیستم آمریکایی نخواهد کرد و فروش تسلیحات آمریکایی به عربستان به‌سادگی نخواهد بود چون در مواقع حساس این تسلیحات چندان به درد عربستان نخورده است.