روابط ایران و ترکیه به‌ویژه در یکی دو دهه اخیر تابعی از شرایط همسایگی، وضعیت سیاسی و موقعیت منطقه‌ای دو کشور بوده است. درواقع وقتی از مناسبات دو کشور صحبت می‌کنیم روند رو به رشد روابط، هم در عرصه‌های اقتصادی و تجاری و هم اراده حاکم سیاسی بر گسترش مناسبات مطرح می‌شود. رفت‌و‌آمدهای مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی ایران و ترکیه و همچنین برگزاری مستمر و منظم نشست‌های کمیسیون اقتصادی و تبادل هیات‌های اقتصادی که در زمینه‌های سرمایه‌گذاری و دیگر بخش‌های تجاری عمل می‌کنند، همگی گویای روند رو به رشد روابط بوده است.

بر این اساس شاید بتوان مناسبات ایران و ترکیه را در دو بخش عمده مورد بررسی و تحلیل قرار داد؛ اول عرصه سیاست است که با نگاهی به مواضع، همکاری‌ها، رقابت‌ها و … در رفتار سیاسی تهران و آنکارا مشخص است که دو کشور تحت تاثیر چه مجموعه عواملی به چینش نوع روابط خود اقدام می‌کنند.

همسویی در گفتگوها و اتخاذ مواضع مقام‌های ایران و ترکیه در بخش‌های سیاسی و امنیتی مبتنی بر روابط دو جانبه، چگونگی اتخاذ مواضع نسبت به موضوعات بین‌المللی یا واکنش دو کشور در قبال سیاست‌های خصمانه و سختگیرانه‌ای که آمریکا اتخاذ می‌کند، همگی بر چند و چون مناسبات دو کشور تاثیرگذار است.

در این چارچوب می‌توان به گفتگوها و نشست‌هایی که بین دو کشور از سال‌ها قبل یعنی زمانی که بحث از میانجیگری‌ها میان ایران و اروپا بر سر مسئله هسته‌ای مطرح بود تا امروز که مذاکرات درباره چگونگی یافتن راه‌حل‌های منطقه‌ای برای بحران‌ها در مسائلی چون عراق و سوریه مطرح است، اشاره کرد.

اما در عین حال نمی‌توان روابط ایران و ترکیه را تنها در یک بستر آرام مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد، چراکه هر دو کشور بعضا به عنوان بازیگرانی که ملاحظات و منافع خود را در منافع پیرامونی تعقیب می‌کنند دچار چالش و یا اصطکاک‌هایی در جهت‌گیری‌های خود هستند. بسیاری از کارشناسان گاه این شکل از روابط ایران و ترکیه را به عنوان رقابت‌های منطقه‌ای آنها مورد ارزیابی قرار می‌دهند که گریزی هم از آن نیست.

چنانچه در سال‌های اخیر به انحاء مختلف سمت‌گیری‌های سیاست خارجی ایران و ترکیه در ارتباط با مسائلی چون سوریه همراستا نبوده است، اما در کنار آن به دلیل ملاحظاتی که در عرصه منطقه‌ای وجود دارد نزدیکی‌هایی در جهت گفتگو و مذاکره برای اجماع در حل بحران منطقه‌ای در قالب نشست‌های آستانه و یا نشست‌های سه جانبه بین ایران، ترکیه و روسیه به طور مستمر برگزار شده است، اما باید پذیرفت که کشورها در صحنه سیاست خارجی خود به منافع و اولویت‌هایشان ارجحیت می‌دهند.

دوم، بحث اقتصاد و تجارت است؛ موقعیت منطقه‌ای و ظرفیت‌های متقابل اقتصادی ایران و ترکیه سبب شده است که هر دو کشور در زمینه‌های مختلف از انرژی گرفته تا سرمایه‌گذاری و تجارت در مسیری رو به رشد حرکت کنند. همین چند سال پیش بود که مقامات تهران و آنکارا بر ضرورت تجارت 20 میلیارد دلاری تاکید می‌کردند، ضمن آنکه مذاکرات و همکاری‌ها در زمینه انرژی وانتقال آن و خریدهایی که ترکیه از ایران در بخش نفت و گاز دارد، خود زمینه‌ساز همکاری‌های بیشتر است.

در کنار آن حضور شرکت‌ها و حتی مقاطعه‌کاران ترک و ایرانی در همکاری‌های دو جانبه به این روابط سرعت بیشتری داده است، اما این نمی‌تواند تمام ماجرا باشد، چراکه در چند سال اخیر به رغم تاکید بر گسترش مبادلات و تجارت باز با نوسان در حجم واردات و صادرات مواجه بوده‌ایم.

البته در این میان و دستکم در یک سال گذشته که سیاست‌های سختگیرانه آمریکا علیه ایران و ترکیه افزایش یافته، اراده مبتنی بر گسترش همکاری‌ها بین تهران و آنکارا قوی‌تر شده است و به لحاظ اقتصادی باید گفت که هم فرصت و هم بستر روابط بیشتر اقتصادی بین دو کشور و ارتباطات منطقه‌ای آنها وجود دارد؛ لذا گفتگوهای بین مقامات دو کشور چه در دیدارهای رسمی دو جانبه و چه در حاشیه‌ی نشست‌های متعدد همگی دلالت بر وجود اراده در مسیر گشایش بیشتر در روابط اقتصادی و تجاری دارد.

در نتیجه چشم‌انداز روابط تهران و آنکارا همچنان تابع مجموعه شرایط سیاسی، منطقه‌ای، ژئوپلیتیک و امنیتی بین دو کشور است. با این توصیف اقتضای همسایگی و اراده سیاسی مبتنی بر توسعه روابط می‌تواند عمق بیشتری به همکاری‌های دو کشور مهم منطقه‌ و دو همسایه دیرین ببخشد.