19 ژوئن آمریکا اعلام کرد در تلاش برای منابع جایگزینِ انرژی برای سراسر اروپا با قابلیت بسیار بالا در رقابت با روسیه است. لوله گاز دریای خزر طرحی است که آمریکا از بیست سال پیش به دنبال اجرایی کردن آن بوده و حالا ترکمنستان در خاک خود لوله ۷۷۷ کیلومتری را از شرق کشور تا ساحل خزر رسانده و آذربایجان نیز رویای تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه را در سر می‌پروراند.

لوله گاز دریای خزر (TCGP) قرار است از ساحل غرب ترکمنستان تا ساحل شرق آذربایجان کشیده و سپس وارد کریدور جنوبی گاز (SGC) شود. این مسیری است که گاز آذربایجان را از جنوب اروپا به این قاره می‌رساند.

دکتر رضا سراج، عضو هیئت علمی دانشگاه معتقد است ایران برای مواجهه با این طرح باید از منظر سلبی و ایجابی اقداماتی را انجام دهد و ضمن پیگیری‌های حقوقی و دیپلماتیک، مغایر بودن این اقدامات را قبل از تصویب رژیم حقوقی دریای خزر، به همسایگان گوشزد کند.

آنچه در ادامه می‌خوانید گفت وگوی دکتر رضا سراج، کارشناس مسائل راهبردی و عضو هیئت علمی دانشگاه با سایت شورای راهبردی روابط خارجی است:

 

پرسش: لوله کشی آمریکا زیر سطح دریای خزر با چه هدفی انجام می‌شود؟ آیا توجیه اقتصادی این طرح بیشتر از توجیه سیاسی آن است که آمریکا پس از 20 سال آن را دوباره در دستور کار قرار داده؟

هدف آمریکا از مداخلات این چنینی تأثیرگذاری بر مناسبات و ترتیبات ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک منطقه‌ای به خصوص مرتبط با منافع دو کشور رقیب، یعنی روسیه و ایران است. بر اساس رهیافت‌های کلانی که حاکمان کاخ سفید از دوران پساجنگ سرد تعریف کرده‌اند، مهار رقبایی همچون روسیه، چین و ایران را در دستورکاردارند و در بعد اقتصادی به دنبال ایجاد خطوط تجاری انتقال انرژی از مسیرهای موازی این کشورها، برای کاهش قدرت تأثیرگذاری رقبا بر اقتصاد انرژی است. از سویی با توجه به اینکه آمریکایی‌ها سال‌هاست از سلاح انرژی برای اعمال قدرت و تأثیرگذاری بر کشورهای مستقل و رقیب استفاده می‌کنند، بیم آن دارند که در فرصت‌های آتی، همین سلاح از سوی رقبا علیه‌شان استفاده شود. از همین رو به نظر می‌رسد خط لوله مذکور به نحوی برای جلوگیری از ایجاد خط لوله خلیج فارس به مدیترانه (عسلویه تا لاذقیه) نیز هست.

در پاسخ به بخش دوم سوال، باید گفت در اساس در طرح‌های این چنینی توجیه اقتصادی در واقع حائز معنای حقیقی نیست و معمولا در توجیه این طرح ابعاد امنیتی قضایا به گونه‌ای تعریف می‌شود که با بالارفتن هزینه‌های عدم اجرای طرح، عملا طرح توجیه اقتصادی پیدا کند. به روشنی پیداست که زمانی که امکان ایجاد خطوط تجاری، ترانزیتی و انتقال انرژی از مسیر خشکی‌های امن وجود دارد، لوله کشی کف دریا هم به لحاظ توجیه اقتصادی و هم به لحاظ کنترل و پایش مداوم خطوط به صرفه نیست.

 

پرسش: آیا این اقدام آمریکا با رژیم حقوقی دریای خزر مغایرتی ندارد؟

با توجه به انکه دریای خزر فعلا فاقد رژیم حقوقی مصوب و مورد توافق همه اطراف آن است، این کار در مغایرت آشکار با حقوق کشورهای ساحلی است. توجه به این نکته ضروری است که حتی اگر توافقات دوجانبه برخی کشورهای همسایه را نیز مبنا بگذاریم (و البته برای طرف‌های ثالث الزام آور نیست) بازهم ایجاد خطوط در مناطق مورد مناقشه مرکزی و جنوبی دریای خزر خلاف صریح حقوق بین الملل دریاهاست.

 

پرسش: از دیدگاه شما اقدامات لازم ایران در این باره شامل چه مواردی می‌شود؟

به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران برای مواجهه با این طرح باید دو مسیر سلبی و ایجابی را به صورت توأمان دنبال کند:

نخست از منظر سلبی، چه از منظر پیگیری‌های حقوقی و دیپلماتیک مغایر بودن این اقدامات را قبل از تصویب رژیم حقوقی دریای خزر، به همسایگان گوشزد نموده و حتی در مراجع بین المللی طرح دعوا کند و از سویی در صورت نیاز با اعمال قدرت حاکمیتی، مانع از اجرای طرح در مناطق مورد ادعای جمهوری اسلامی ایران شود. همچنین همکاری جمهوری اسلامی ایران با دیگر کشورهای ذینفع همچون روسیه می‌تواند تأثیر به سزایی داشته باشد.

از منظر ایجابی نیز به نظر می‌رسد ارائه پیشنهادهای مثبت به همسایگان در جهت ایجاد خطوط ترانزیتی و لوله از داخل خاک جمهوری اسلامی ایران با مشارکت کشورهای همسایه در ضمن قراردادهای بلندمدت و جذابیت‌های اقتصادی و تبعات زیست محیطی، می‌تواند زمینه را برای شکست طرح آمریکایی فراهم آورد.

 

پرسش: با توجه به لطمه زننده بودن این طرح به محیط زیست این دریا آیا عملیاتی شدن آن را ممکن ارزیابی می‌کنید؟

با تآسف باید گفت که زمانی که برخی کشورهای همسایه شمالی، چندان به محیط زیست این بزرگ‌ترین دریاچه جهان توجه نمی‌کنند، چگونه می‌توان از ابرقدرت‌های فرامنطقه‌ای انتظار داشت که اینگونه ملاحظات را مدنظر قرار دهند. از سویی سیاست‌های دولت کنونی آمریکا به گونه‌ای است که منافع خود را آشکارا بر ملاحظات انسانی و زیست محیطی تقدم می‌دهند.

 

پرسش: واکنش کشورهای بزرگ اروپا به این اقدام آمریکا یک دست و متحدانه خواهد بود؟

این موضوع بستگی به آن دارد که اروپا تا چه میزان بخواهد در مسائل اساسی بین‌المللی راه خود را از آمریکا جدا کند و به عنوان یک بازیگر مستقل و با منافع راهبردی مختص به خود نقش آفرینی کند.

 

پرسش: در مجموع آیا تحقق این طرح را ممکن ارزیابی می‌کنید؟

امکان پذیری چنین طرحی بسته به آن است که قدرت‌های رقیب ایالات متحده آمریکا تا چه میزان تلاش و تکاپو برای جلوگیری از مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای داشته باشند و در این راستا از قدرت راهبردی و سیاسی بهره جویند.