سید صباح زنگنه با اشاره به اختلافات میان عربستان و امارات بر سر یمن خاطرنشان کرد: در تاریخ یمن دیگرانی هم بودند که می خواستند اوضاع یمن را با دخالت در این کشور و وارد کردن نیروی نظامی چه به صورت مستقیم و چه با کمک نیروهای مزدور اجیر شده از دیگر قبایل و دیگر کشورها به نحوی سر و سامان دهند که منافعشان تامین شود.

وی ادامه داد: این مساله را در رفتار عثمانی ها هم شاهد بودیم. آنها هم نیرو وارد کردند و سعی کردند از یک قبیله و جناح علیه جناحهای دیگر استفاده کنند. درنهایت عثمانی ها نتوانستند این کار را بکنند. بعد متوجه شدند که باید پول خرج کنند؛ مقداری پول خرج کردند و اوضاع یمن آرام تر شد. اما یمن هیچگاه تحت حکمرانی عثمانی ها قرارنگرفت. عربستان در زمان عبدالعزیز، پدر ملک سلمان، بازهم با یمن درگیری داشت و ملک فیصل را به آنجا اعزام کرد. او با خسارات زیادی مواجه شد و بعد از اینکه دهها هزار نفر از سعودی و یمنی ها قربانی شدند و فجایعی به باز آمد؛ پدرش،عبدالعزیز، از او خواست عقب نشینی کرده و از ورود به یمن خودداری کند.

این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: در دوره های بعد با وجود اختلاف بین حکومت سنتی یمن که در اختیار امام حمید الدین بود، با ورود جریانهای نوگرای جمهوری خواه درگیریهایی برای تشکیل نظام جمهوری در یمن اتفاق افتاد که در آن درگیریها هم عربستان طرفدار حمیدالدین شد و نیرو، امکانات، پول و اسلحه به نفع او فرستاد.عبدالناصر هم نیروی چند ده هزار نفری از افسر و سرباز وارد یمن کرد و تسلیحات مدرن فرستاد. باز هم عربستان و مصر شکستهای متعددی خوردند و مردم یمن هزینه اش را پرداخت کردند. در نهایت هر دو کشور، یعنی عبدالناصر و بعد سعودالفیصل که در عربستان پادشاه شده بود، توافق کردند که نیروهایشان را بیرون ببرند و اجازه دهند مردم یمن خودشان نظام حکومتی شان را تعیین کنند. پس از آن انتخابات برگزار شد و جمهوریتی شکل گرفت و خاندان حمیدالدین به عربستان مهاجرت کردند.

صباح زنگنه ادامه داد: بنابراین بسیاری از این حکومتها و قدرتهای منطقه ای و بزرگ آن زمان، مداخله را تجربه کردند و بعد شکست خوردند. قبل از آن انگلستان هم با اینکه با همه قبایل ارتباط داشت به همین ترتیب وارد یمن شد و دید غیر از صرف هزینه هیچ نتیجه ای نمی تواند بگیرد.

وی اضافه کرد: بعد از جریان عبدالناصر و فیصل نوبت به حکومتهای بعدی از زمان ملک عبدالله تا زمان سلمان رسید. باز هم دخالتها و درگیریها ادامه داشت. مثلا قبیله بزرگ «حاشد» را عربستان حمایت مالی می کرد و با دادن پول زیاد از آنها می خواست وفاداری سایر قبایل را هم بخرد و از عربستان دفاع کنند. البته دو تا استان از یمن هم در آن درگیری ها محل بحث بود که در زمان فهد عملا این دو استان را تقریبا با رشوه دادن به علی عبدالله صالح در اختیار گرفتند و یمن از این دو استان جیزان و نجران محروم شد و هنوز هم البته مطالبه گری یمنی ها برقرار است.

زنگنه با اشاره به رواج سوسیالیزم و کمونیزم در مقطعی در یمن توضیح داد: در جنوب یمن یعنی در عدن و چند استان جنوبی رشد و نفوذ سوسیالیستها زیاد شده بود که به درگیریهایی که با شمال یمن اتفاق افتاد انجامید. اما این موضوع با آمدن علی عبدالله صالح تقریبا فیصله داده شد. بخشی از امتیازات به یمن جنوبی ها داده شد؛ مانند تحصیلات، استخدام های رسمی و ورود به نیروهای مسلح و دادن برخی امتیازات در بنادر و غیره که توانست موضوع تجزیه یمن را متوقف کند. نخست وزیری از جنوبی های یمن در حکومت قرار داد و تعداد نمایندگان پارلمانی را افزایش داد.

همچنین این تحلیلگر مسائل منطقه با بیان اینکه امارات هم دراین دوره احساس کرد که پول و امکانات دارد و نیاز به ورود به دریای عرب یا خلیج عدن و اقیانوس دارد. این کشور درصدد بود که خط لوله نفتی اش را از استان حضرتموت یمن که استان وسیعی با جمعیت اندک است بکشد. بنابراین سعی کرد وفاداری قبایل حضرموت را بخرد و این بخش از یمن را در اختیار بکیرد و بعد عدن و اطرافش را به دست آورد.

وی اضافه کرد: با تشکیل نیروهای جدیدی به آنها آموزش، اسلحه و پول داد تا این نیروها به صورت نیابتی به نفع امارات کار کنند؛ اما این کار عملا به معنای تجزیه یمن بود و نه تنها بخش هایی از جنوب یمن بلکه از شمال، از بخشی که به خاک امارات وصل است تا جنوب جدا می شد و بخش غربی شمالی یمن وضعیت دیگری پیدا می کرد؛ موضوعی که با سیاستهای عربستان سازگار نبود. سیاست کلی امارات به دنبال تسلط بر بنادر و جزایر بحر احمر، دریای عرب و خلیج عدن و جزیره سقطرا و برخی جزایر دیگر بود و این باز هم برای عربستان خلاف استراتژیها و توقعاتش بود و عربستان را در محدودیت دیگری قرار می داد.

زنگنه با اشاره به لغو مزایده بین المللی بندر جده علیرغم برنده شدن امارات در آن و دوستی، رفاقت و برادری عربستان و امارات با یکدیگر تاکید کرد: عربستان حساسیت زیادی نسبت به بنادر دریای سرخ و عدن و مناطقی که بر «باب المندب» اشراف دارد نشان می دهد و این مانع از هم نوا وهمسان شدن سیاست دو کشور نسبت به هم می شود.

وی با بیان اینکه امارات برای اینکه ضرب شستی نشان دهد سعی کرد تسلط منصور هادی بر عدن را به شکلی پایان دهد، گفت: امارات کودتا مانندی با حمایت از گروه جدایی خواه جنوب یمن انجام داد تا عدن را در اختیار بگیرد و عربستان و جهان را در برابر امر واقع قراردهد. همان طوری که بزرگتر از امارات و بزرگ تر از عربستان در طول یک قرن گذشته نتوانستند بر یمن سلطه پیدا کنند این دو هم قطعا نخواهند توانست مسلط شوند.

این کارشناس مسائل بین الملل خاطرنشان کرد: قبایل، اقوام و احزاب یمن چنان مواج حرکت می کنند و سیال موضع می گیرند که برای موجودی که روی آن قدم بزند گویی پا در منطقه شنزارهای فروبرنده گذاشته است. مواضع قبایل به سرعت تغییر پیدا می کند. هر که پول بیشتری بدهد به آن سمت می غلتند. اگر ریال سعودی بگیرند و بعد از آن کسی دلار بدهد به سمت دلاردهنده می روند؛ اگر کسی ریال یمنی بدهد اما دیگری بیاید و درهم امارات ارائه کند به سمت او می روند و بعد از تمام شدن و کاهش این امکان دوباره به روابط خانوادگی، دوستی، همشهری گری و شهروندی خودشان برمی گردند. این اوضاع همچنان پاربرجا خواهد بود و هر اقدام امارات و عربستان جز به افزایش این تضادها و تقابل ها کار دیگری نخواهد کرد.

وی با اشاره به ضرورت تداوم صلح و مذاکرات به صورت یمنی – یمنی نسبت به تاثیر و تداوم مذاکرات داخلی در این کشور ابراز خوش‌بینی کرد و افزود: یمنی ها به هر حال با همه جدالها و بحثهایی که با هم دارند به هم مقداری امتیاز می دهند اما به کشور خارجی حتی اگر عرب هم باشد امتیاز نخواهند داد و این خصلت را هم یمنی ها دارند. همان طور که علی عبدالله صالح امتیاز می داد. شش جنگ با حوثی ها کرد و در نهایت با آنها متحد شد. این مثالها، مثالهای زنده ای هستند و هنوز کارکرد دارند. بنابراین در داخل یمن می توانند با هم صلح و سازش کنند. جهان، همسایگان ، اروپا و سازمان ملل فقط باید به آنها کمک کنند و امکانات برای زندگی سالم برایشان فراهم کنند و عوامل حاکمیتی مناسب برای‌شان تسهیل گردد که خودشان را مدیریت کنند.

صباح زنگنه درباره اجلاس سه جانبه ایران – اروپا – یمن به میزبانی تهران گفت: شاید اروپا به طور مستقیم آثار و پیامدهای وحشتناک جنگهای عربستان و امارات در یمن را لمس نکند و یا موجش به سرعت به اروپا نرسیده باشد. چرا که عملا بیشترین و بزرگترین فروشنده اسلحه به عربستان آمریکاست. آلمان، فرانسه و انگلیس هم اسلحه می فروشند اما به حجم اسلحه های آمریکا نیست. بنابراین آنها هم از منظر حفظ سلامت و امنیت مبادلات تجاری از باب المندب مایل هستند جایگاهی در اوضاع یمن داشته باشند و نه بیشتر.

وی اضافه کرد: فرانسه در برخی پروژه های نفتی و گازی اقداماتی در یمن کرد و برداشت هایی هم از منابع یمن داشت اما آنچنان نیست که بتواند ایستادگی کند و از نیرو هم برای حفظ منافع یا افزایش آن استفاده کند. بنابراین در حاشیه روند منطقه ای قرار می گیرند و از طرف دیگر تحت فشار آمریکایی ها هم هستند. لذا اروپا با این ملاحظات گام برمیدارد. گرچه این سه کشور به خصوص فرانسه و انگلیس که اعضای شورای امنیت هم هستند، می توانند مسائل را به این شورا منتتقل کنند و نقش تسهیل کننده روند صلح یمنی – یمنی را تسریع کنند.

زنگنه تاکید کرد: با کمک ایران، جبهه طرفداران راه های مسالمت آمیز تقویت می شود و کشورهایی که بیشتر به سمت جنگ و حل و فصل مسائل یمن از طریق خشونت و زور و تجاوز می روند ضعیف تر خواهند شد و کنار خواهند رفت.

وی گفت: این اجلاس نشان داد که انصارالله با اعتماد به نفس بیشتری در صحنه بین المللی در حال ظاهر شدن است و قدرت مدیریت مذاکرات را هم دارد و می تواند با اطمینان از موفقیتش سخن بگوید و آمادگی دارد با بقیه گروه های مردم یمن همکاری و تشریک مساعی کند و این حرکت جدیدی است که می تواند با کمک جمهوری اسلامی ایران تقویت شود.