پیرمحمد ملازهی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی تصریح کرد: نخست وزیر مودی و حزب بی.جی.پی در زمان مبارزات انتخاباتی وعده دادند اگر به قدرت برسند قانون خودمختاری کشمیر را لغو خواهند کرد. بنابراین از نظر آنها اکنون زمان عملیاتی کردن آن وعده است.

وی با بیان اینکه دو هدف مهم دراین اقدام پیگیری می‌شود، توضیح داد: به هرحال هند در منطقه کشمیر برنامه بلندمدتی دارد که ترکیب جمعیت بین مسلمانان و هندوها را به هم بزند و زمینه را برای مهاجرت از سایر مناطق هند به کشمیر فراهم کند. چون طبق ماده 53 قانون اساسی که با خودمختاری ارتباط دارد، حق سکونت غیرکشمیری ها در منطقه کشمیر برای بلندمدت امکان پذیر نیست و در اختیار دولت محلی و پارلمان محلی است. افرادی که از خارج از کشمیر به آنجا بیایند حق خرید زمین و ملک ندارند و اکنون که این قانون لغو شده فضا برای اینکه افرادی از جاهای دیگر هند به آنجا بیایند بازمی شود.

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی گفت: هند بیش از 100 هزار نیرو را همراه خانواده شان به آن منطقه اعزام کرده که اگر هر خانواده را 3 یا 4 نفری در نظر بگیریم، در واقع 300 تا 400 هزار هندی را در آن منطقه ساکن کرده تا برایشان این امکان به وجود بیاید که زمین و ملک بخرند و در آن منطقه ماندگار شوند. بنابراین آنچه هدف نهایی دولت مرکزی هند است، در بلند مدت به هم زدن ترکیب جمعیت و تبدیل مسلمانان به اقلیتی است که نتوانند در تحولات آن منطقه تاثیرگذار شوند.

وی با بیان اینکه نخست وزیر مودی به انتخابات بعدی در هند هم توجه دارد، افزود: با توجه به اینکه وی این شعار انتخاباتی‌اش را عملیاتی کرده و نیروهای راستگرای هندی هم به شدت خواهان این مساله و برخورد شدید با مساله جدایی طلبی در کشمیر هستند، رای این بخش از جامعه را می تواند به دست بیاورد. هر چند که ممکن است رای مسلمانان را از دست بدهد، اما در نظر بگیرید که بیشتر پایگاه اجتماعی او را هندو و یا از بقیه مذاهب غیراسلامی تشکیل می‌دهند. در این فضا نخست وزیر مودی این را هم در نظر دارد که برای انتخابات آینده شرایطی را به وجود بیاورد که بازهم در قدرت بماند و بتواند رقبایش را شکست دهد.

ملازهی اضافه کرد: مودی این طور محاسبه کرده که نظر اکثریت هندو مذهب ها را که راستگراها هستند، جلب کند. او ناسیونالیسم هندی را با این حرکت راضی می کند و واقعا هم این اتفاق می افتد. یعنی آنها توجه بیشتری به حزب «بی.جی.پی» خواهند کرد. محاسبه دو دوتا چهارتا است. مخالف هم دارد اما آنها به لحاظ عددی و جمعیتی در اقلیت هستند. مودی محاسبات خود را کرده و از دید خودش محاسباتش درست است و کاری هم به پیامدهای بعدی ندارد. در واقع هدف اصلی او آن چیزی است که به رای دهندگان و حامیانش وعده داده بود. بنابراین الان می خواهد آنها را راضی کند و نه دیگران را.

این کارشناس مسائل شبه قاره درعین حال در خصوص پیامدهای منفی این تصمیم و تهدید همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و هندوها در هند گفت: البته پیامدهای این اقدام منفی است و بر جمعیت مسلمان هند که اقلیت بزرگی هستند و حدود 70 تا 80 میلیون نفر جمعیت دارند، پیامدهای منفی خواهد داشت. در داخل کشمیر گروه های میانه رو را که خواهان این بودند که از طرق سیاسی مشکل کشمیر را با دولت مرکزی حل کنند ناراضی خواهد کرد. دولت محلی وقتی از بین برود جریان میانه رو طرفدار هند را تضعیف می کند و ابتکار عمل را به دست رادیکال های مذهبی می دهد که بعضی از آنها به داعش و یا سازمان القاعده پیوسته اند و به هر حال فضا را برای ورود داعش و القاعده به کشمیر و بین جمعیت این منطقه باز می کند. مناسبات هند و پاکستان را به شدت تخریب می کند، همچنان که پاکستانی ها واکنش نشان داده اند و در مرز درگیری ایجاد شده است. پاکستان سفیر هند را اخراج کرد و به شورای امنیت شکایت برد. همه اینها پیامدهای منفی است. معتقدم که دولت هند به همه این پیامدها آگاه بوده و می دانسته که چه اتفاقی خواهد افتاد، اما در محاسباتش سود و زیان را سنجیده و به این نتیجه رسیده سود این اقدام برای حاکمیت هند بیشتر است.

ملازهی با بیان اینکه مسلمانان در هندوستان یکپارچه نیستند و در یک محل هم سکونت ندارند، بلکه در روستاها و شهرهای مختلف پراکنده اند، اظهارکرد: خیلی هم نمی شود تصور کرد که مسلمانان هند آنچنان واکنشی نشان دهند که باعث تجدید نظر در سیاستهای حکومت هند شود. واکنش منفی خواهد بود، در سطح رسانه ها هم ممکن است باشد. حتی هندوهایی که وابسته به حزب بی.جی.پی نیستند هم واکنش منفی نشان داده اند، ولی همه اینها را وقتی در کنار هم ببینیم به نظر می رسد که توان دولت بالاتر از این است که تحت تاثیر مخالفت ها در تصمیمش تجدیدنظر کند.

وی با تاکید بر اینکه هندی ها تصمیمشان را گرفته اند، افزود: هند دو سوم خاک کشمیر را ضمیمه هند می کند و حاضر است به لحاظ امنیتی پیامدهایش را تحمل کند. ممکن است حتی به دنبال این بروند که مدعی کشمیر تحت کنترل پاکستان هم  بشوند که به هندوستان الحاق شود، چرا که منطقه کشمیر منطقه ای بسیار استراتژیک است و در منطقه کوهستانی و برف خیز قرار دارد و آب رودخانه های بزرگ هند از این ناحیه سرچشمه می گیرد. حتی رودخانه هایی مثل سند و پنجاب که به طرف پاکستان می روند هم از همین منطقه سرچشمه می گیرند.

ملازهی خاطرنشان کرد: یکی از اختلافات هند و پاکستان بر سر آب همین منطقه کشمیر و رودخانه هایی است که از این منطقه سرچشه می گیرند و بعد به سمت پاکستان می روند. این موضوع حتی تاثیرش تا بنگلادش هم خواهد رسید. هندی ها الان مشغول سد سازی های بزرگ هستند و طرح هایی دارند که آب را ذخیره کنند و آن را به کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی بفروشند. با آنها توافقی کرده اند که از بستر دریا یک خط لوله آب به طرف عربستان برود و آب این کشور را در بلند مدت تامین کنند و از سوی دیگر خط لوله نفت و گاز از عمان به بمبئی کشیده شود که انرژی هند را تامین کند. طرح های عظیم و گسترده ای وجود دارد که وقتی در کل به آنها نگاه می کنیم می بینیم نهایتا به ضرر مسلمانان منطقه تمام خواهد شد. با این حال هند احساس می کند الان قدرت بزرگ منطقه ای است و به دنبال این است که دنیا این کشور را به عنوان قدرت بزرگ بین المللی به رسمیت بشناسد.

وی با یادآوری اینکه اقتصاد هند چهارمین اقتصاد دنیا شده است، افزود: پاکستان که رقیب هندوستان است همچنان فقیر و وابسته به کمک های دریافتی از خارج است و آمریکایی ها وقتی چند صد میلیون به آنها می‌دهند کلی شرط و شروط برایشان تعیین می‌کنند، در حالی که هندوستان خودش آنچنان قوی شده که تبدیل به قدرتی اقتصادی شده است. در این معادلات است که هندی‌ها تصمیم گرفتند کشمیر را به خود الحاق کنند.

وی درخصوص اقداماتی که پاکستان می تواند در واکنش به این اقدام هند انجام دهد، گفت: پاکستان اهرم های زیادی ندارد. یا از طریق سیاسی می تواند برخورد کند و یا از طریق نظامی. از طریق نظامی به دلیل اینکه دو کشور هسته ای هستند این خطر وجود دارد که کار به جنگ هسته ای بکشد و هردو کشور تخریب شوند. بنابراین هیچ رهبر عاقلی گزینه نظامی را مطرح نمی کند. در جنگ متعارف هم ارتش هند از ارتش پاکستان قدرتمندتر است. درست است پاکستان هم ارتش قدرتمندی دراختیار دارد، اما در مقابل ارتش هند در موضع ضعیف تری قرار دارد. بنابراین جنگ راه حلی را به دست نمی دهد.

وی ادامه داد: تنها اهرمی که پاکستان در اختیار دارد فعالیت‌های سیاسی و بازگشت به شورای امنیت سازمان ملل و درخواست اینکه قرارداد 1949 و 1951 را که دلالت بر همه‌پرسی در این منطقه دارد، پیگیری کند که البته هند زیربار آن نخواهد رفت، آنچنان که در70 سال گذشته زیربار آن نرفت. مگر اینکه بشود تصور کرد ترکیب جمعیتی را آنقدر به هم بزنند که مطمئن باشند اگر همه پرسی ای برگزار شود به نفعشان تمام می شود.

وی افزود: در آن همه قطعنامه ها هم فقط به دو گزینه در همه پرسی اشاره شده است. یکی اینکه کشمیر به هند بپیوندد و دیگر اینکه به پاکستان ملحق شود. در حالی که در شرایط کنونی استقلال طلبی در این منطقه گسترش پیدا کرده و بسیاری از مردم کشمیر معتقدند پیوستن به هند و پاکستان مشکلشان را حل نمی کند و باید هر دو بخش کشمیر یکپارچه شوند و کشور مستقل کشمیر برای مسلمانان به وجود بیاید که این گزینه هم در قطعنامه های 1949 و 1951 در نظر گرفته نشده است.