نصرت الله تاجیک/ کارشناس مسائل بین الملل

در این شرایط سوال این است که تهران چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد تا چنین اقدامی برای واشنگتن هزینه‌بر شود و نتواند به راحتی اهدافش را در لق یا لغو کردن برجام و یا در یک زمینه گسترده تر فشار بر ایران پیش ببرد. در وهله نخست باید توجه داشت که امروز یک دولت ناتمام و نامستقر در آمریکا روی کار آمده است؛ ناتمام از این جهت که همچنان تغییر و تحولات سریع و کوتاه مدت در تیم ترامپ در حال صورت گرفتن است و نامستقر یعنی او هنوز نتوانسته بر امور مسلط و به وعده‌هایش که در زمان مبارزات انتخاباتی اعلام کرده بود، عمل کند. این مسائل داخلی در آمریکا هم برای ایران و هم برای جامعه بین الملل تبعاتی به همراه دارد.

از سوی دیگر ایران نیز در موضوع مذاکرات برجام کمی تعلل به خرج داد و در به نتیجه رساندن آن تاخیر داشت. درواقع قسمتی از روند برجام در وقت اضافه صورت گرفت. برجام، تصمیم حاکمیت و کشور برای ارائه یک رویکرد جدید در تعاملات بین‌المللی بود و طبیعی است که اگر بخواهیم از تبعات برجام به خوبی استفاده کنیم باید با جامع‌نگری و استراتژی همه جانبه آن را پیش ببریم. ما باید تمهیداتی را لحاظ می‌کردیم که دولت‌های امضا کننده و جانشینان آنها مانند دونالد ترامپ نتوانند به راحتی با آن بازی کنند. ولی فارغ از این وضعیت بوجود آمده خوشبختانه مشکلات ترامپ تنها با ایران نیست و او هم با نیروهای داخلی آمریکا مشکل دارد و هم با نیروهای تاثیرگذار بین المللی از جمله روسیه، چین و  اروپا و مجموعه این شرایط باعث می‌شود تا شاید او نتواند دوره ریاست جمهوری خود را به پایان برساند.

لذا در مورد برجام، ایران باید به گونه‌ای اقدام کند که آمریکا نتواند هزینه لغو برجام را به عهده ایران بیاندازد و باید هزینه چنین رویکردی را برای واشنگتن افزایش داد. یکی از راه‌ها برای هزینه‌سازی، توجه به اصول یارگیری در صحنه بین‌المللی است. با توجه به اختلافاتی که ترامپ با سه عنصر تاثیرگذار جهانی یعنی روسیه، چین و اروپا دارد همکاری با آنها در راستای اجرای برجام و همچنین تداوم رویکرد مثبت ما در صحنه بین‌المللی با هدف ایجاد صلح و ثبات و مخصوصا امنیت در منطقه می‌تواند هزینه ترامپ را در هر اقدامی علیه ایران و برجام افزایش دهد. من بعید می‌دانم که ترامپ علیه ایران بتواند دست به اقدام برنامه ریزی شده‌ای بزند چرا که ترس از آن دارد که هر اقدامی اتفاقی به افزایش تنش‌ها بین ایران و‌آمریکا منجر شود. بنابراین ایران باید همه اقدامات‌مان را مخصوصا در منطقه خیلی حساب شده و همه جانبه انجام دهد  و بیشتر طراحی ها، سیاسی و استفاده از قدرت نرم و ترجیحا با نیروهای تاثیر گذار منطقه و صحنه بین المللی باشد.

از دیگر سو، ایران باید تلاش کند و اقداماتی انجام دهد که حداقل ظرف 6 ماه آینده، چین، روسیه و اروپا در قبال ایران با آمریکا همسو نشوند. یعنی اگر در این 6 ماه ترامپ بتواند ریاست جمهوری‌اش را ادامه دهد در آن صورت باید برنامه ریزی دیگری انجام دهیم. اما در این مدت به دلیل مشکلاتی که ترامپ دارد، ممکن است برای انحراف افکار داخلی و صحنه بین المللی و با هدف از سرگذراندن این مشکلات به بحران آفرینی در خارج از آمریکا دست بزند؛ لذا باید محتاط و با برنامه ریزی حرکت کرد.

درعین حال باید توجه داشت که ما در برجام حقوق مصرح داریم که نباید از آنها عدول کنیم اما در برخی موارد ممکن است استنباط‌های گوناگون وجود داشته باشد که بهتر است روی این امور، همکاری‌های مشترک، اقدامات مطالعاتی و بررسی‌هایی صورت گیرد تا زهر قضیه گرفته شود.  در این میان آنچه که اخیرا باعث شده تاحدودی شاهد همسویی آمریکا و اروپا در دوره ترامپ باشیم، بحث آزمایش‌های موشکی ایران است. این در حالی است که ایران می‌تواند و این حق را دارد که موشک‌هایی که قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را ندارند آزمایش کرده و صنعت موشکی‌اش را توسعه دهد اما مشکل اینجاست که در بحث توافق‌ صورت گرفته میان ایران و گروه 1+5، در مسئله حمل موشک با ظرفیت بالستیک ابهاماتی وجود دارد که باید این مسئله به بحث و بررسی گذاشته شود. بعضی تفاسیر به استنباط ایران گرایش دارند و بعضی تفاسیر نه. در این مورد حتی به فرض آنکه تلقی مخالفین ایران صحیح باشد، در این شرایط ما باید مسائل، ‌نیازها و موقعیت خود را بشکافیم که این امر در پروژه‌های مطالعاتی مشترک و گفتگو بین نهادهای دانشگاهی و مطالعاتی و نخبگان کشورها و سازمان‌های مردم نهاد محقق می‌شود و ورود این مراجع می تواند کمک موثرتری نسبت به مواضع و اقدامات دولت‌ها باشد.

در قضیه برجام ما ظرفیت گفتگو با آمریکا را نداریم اما با کشورهای دیگر داریم که باید از این ظرفیت برای اقناع افکار عمومی استفاده کنیم. در این بین متاسفانه مراکز مطالعاتی ایران با کشورهای دیگر خیلی فعال نیست. ما حتی می‌توانیم از این ظرفیت مراکز مطالعاتی خود در اجرای پروژه های مطالعاتی برای تجزیه و تحلیل و تبیین دلایل و چرائی مواضع ایران برای ارتباط با مراکز آمریکایی نیز استفاده کنیم. البته ظرفیت‌های دیگری برای کار با آمریکا به منظور منفعل کردن ترامپ و تیمش داریم که موسسات و مراکز دولتی و حاکمیتی باید کمی روی این پروژه ها متمرکز شوند.

از سوی دیگر یکی از راه‌های جلوگیری از بهانه‌جویی‌های ترامپ علیه ایران این است که  ذهن ترامپ را نسبت به ایران منحرف کنیم. ما باید به نحوی پیش برویم که ذهن ترامپ به ایران مشغول نباشد. پرداختن به این مسئله نیز باز به یارگیری‌ قوی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران و همچنین همکاری نزدیک مطالعاتی میان ایران با سایر کشورها بازمی‌گردد تا از حساسیت‌ها و امنیتی شدن مسائل کاسته شود.

در مورد کشورهای منطقه به‌دلیل حساسیت‌ها و رقابت‌ها بحث کمی متفاوت تر است و ما خیلی نمی‌توانیم در راستای تبیین دلایل نیاز به مولفه‌های سخت و نرم قدرت، موقعیت و برتری‌های منطقه‌ای و حتی توسعه سیاسی-اقتصادی‌مان دستاوردی داشته باشیم بلکه بیشتر باید در جهت بی خطر کردن آنها جلو برویم و برنامه ریزی کنیم. لذا باید سیاست‌های ما به گونه‌ای باشد که آنها هراسی از تهران نداشته باشند و از این رو با ترامپ همسو نشوند. مصافحه اخیر عادل الجبیر و محمدجواد ظریف در استانبول به عقیده بنده نشاندهنده آن است که سعودی‌ها نیز نمی‌خواهند تنش میان دو کشور بیشتر شود. در نتیجه باید امورات جانبی و زیرساختی‌ ایران با کشورها را افزایش دهیم. چرا که این روزها شاهد هستیم که درونگرایی در سیاست خارجی ایران یعنی توجه به خود رشد کرده است. این در شرایطی است که ما به جای عملیات سیاست خارجی باید برون گرایی سیاست خارجی یعنی توجه به دغدغه‌های کشورها را مد نظر داشته باشیم و با توجه به آن طراحی‌های خود را انجام دهیم. بعد استراتژیک سیاست خارجی ایجاب می‌کند تغییرات و نیازهای محیطی دائما رصد شده و به آنها بها داده شود.

انتشار مطلب به معنای رد یا تائید نظر نویسنده نیست.