نصرت الله تاجیک/ سفیر پیشین ایران در اردن

جواب به این سوال، پاسخ به یک دغدغه عمومی است که سیاستمداران و مخصوصا کسانی‌که در حوزه سیاست خارجی مسئول هستند، باید با تصمیمات و نحوه اقدام خود اذهان عمومی را در این باره اقناع کنند.

اگرچه در ظاهر به نظر می رسد جایگاه ایران در آینده عراق و سوریه تثبیت شده است، اما در واقع باید گفت که ایران در دوران پسا داعش، روزهای به مراتب سخت‌تری را در این کشورها تجربه خواهد کرد. زیرا آمریکا و رژیم صهیونیستی طی شش سال گذشته سرمایه‌گذاری عظیمی در این مناطق داشته‌اند و به آسانی از این سرمایه گذاری چشم پوشی نخواهند کرد. در واقع تلاش آنها پس از شکست داعش به این سمت خواهد رفت که به هر طریقی سیاست خارجی ایران را درگیر کنند و اجازه ندهند که این کشور برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی و توسعه‌ ملی‌اش از سرمایه گذاری عظیم مادی و معنوی خود در عراق و سوریه استفاده کند.

در واقع، آنها سعی دارند با کلید زدن پروژه‌های جدید در حوزه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی همچون فعال کردن استقلال کردستان عراق، ایران را درگیر بحران های جدید نمایند تا به نحوی توان و پتانسیل سیاست خارجی تهران را برای بهره برداری از هزینه های خود در سوریه و عراق مستهلک کنند. از سوی دیگر ایران نیز ناچار است پروژه‌هایی را تعریف و روندی را آغاز نماید که هم سعی کند پایش روی پوست خربزه اسرائیل و آمریکا نرود و هم در رقابت با سایرین بیشترین سهم کیک را از بازسازی این دو کشور و مخصوصا سوریه به خود اختصاص دهد.

پس در قدم اول جمهوری اسلامی ایران باید روش ماهی لیز را در پیش بگیرد؛ یعنی به گونه‌ای عمل کند که در دام آنها نیفتاده و اجازه ندهد که آنها توان سیاست خارجی ایران را هدر دهند و یا این ظرفیت را علیه تهران استفاده کنند تا در قدم بعدی بتواند با فراغ بال در فرایندهای بازسازی عراق و سوریه مشارکت کرده و جایگاه آینده خود در این کشورها را تضمین نماید.

برای تحقق این هدف، لازم است تا ایران با در نظر گرفتن منافع سایر قدرت های منطقه ای و بین المللی به سمت ارائه یک الگوی توسعه منطقه‌ای با محوریت عراق و سوریه حرکت کند تا بر اساس آن همه کشورها در یک وضعیت برد – برد قرار بگیرند. به طوری که هم منطقه از جمله عراق و سوریه توسعه پیدا کند و هم کشورهای دیگر در قبال این توسعه منطقه‌ای، بتوانند توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی‌شان را رقم بزنند.

البته، الگوی همکاری منطقه‌ای و تشکیل صندوق توسعه باید بتواند حوزه های گسترده ای از افغانستان تا لبنان را نیز شامل شود. یعنی منطقه‌ای که ظرف یک دهه گذشته آلوده تروریسم، خشونت و افراطی گرایی شده است با ایجاد صندوق توسعه منطقه‌ای به سمت ثبات و بهبود وضعیت سیاسی و اقتصادی حرکت کند. در این صورت با یک حرکت اقتصادی، کشورهای منطقه می‌توانند اقتصاد مکمل داشته باشند و هر یک قادر خواهند بود اقتصاد سیاسی شان را در اختیار این اقتصاد مکمل قرار دهند.

چنین حرکتی هم حساسیت طرف‌های غربی که به دنبال هدر دادن سیاست خارجی ایران هستند را کاهش می‌دهد و هم شرایطی فراهم می‌آورد که قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مانند چین، روسیه و حتی اروپا در این روند قرار بگیرند و از تبعات و اثرات اقتصادی و ایجاد صلح و ثبات و امنیت حاصل از کارکرد این صندوق برخوردار شوند. همچنین این اقدام می‌تواند از جنبه ملی به دلیل مشکلات اقتصادی، افزایش تولید و پیدا کردن بازار عرضه، کمک بسیار بزرگی به اقتصاد داخلی، توانمند کردن و بخصوص بالا بردن سطح اشتغال، کاهش تورم و از بین بردن حالت رکود تورمی و در یک کلام، مقاوم سازی اقتصاد ملی ایران داشته باشد.

از جمله دیگر اقداماتی که ایران باید در برهه پساداعش انجام دهد متقاعد کردن کشورهای دیگر منطقه – که به غلط حضور ایران را نافی منافع خود می‌دانند – برای حضور در این همکاری منطقه ای و صندوق توسعه است. اگرچه ترکیه از پتانسیل مناسبی برای پیوستن به این الگو برخوردار است، اما کشورهایی مانند اردن و عربستان نیز هر کدام مزیت های نسبی دارند که می‌توان از آنها بهره برد تا در چارچوب آن روند حل سیاسی بحران سوریه تسهیل شود.

بنابراین، جمهوری اسلامی ایران به جای آنکه به صورت مستقیم به سمت مسائل سیاسی و امنیتی در عراق و سوریه گام بردارد که هم حساسیت زاست و هم مخالفت‌هایی را برمی‌انگیزد باید در راستای طراحی و ایجاد صندوق توسعه‌ منطقه‌ای گام بردارد تا توان سیاست خارجی کشور در این راستا بکار گرفته شود. چرا که امروز برخی کشورهای منطقه به لحاظ زیرساختی دچار مشکلات بسیاری هستند و ایران باید با یک الگوی درست این مشکلات را حل کند. در صورت در پیش گرفتن چنین الگویی، امنیت لازم در منطقه نیز فراهم خواهد شد زیرا اگر تمام کشورهای منطقه در این سرمایه‌گذاری مشارکت داشته باشند، هر یک از آنها به تنهایی برای تامین امنیت سرمایه‌اش، قواعد این بازی را حفظ خواهد کرد و سعی نمی‌کند دیگران را از بازی حذف کند. تحقق چنین شرایطی نه تنها زمینه های خروج تروریسم از منطقه را فراهم خواهد کرد، بلکه زمینه های بازگشت آرامش به عراق و سوریه را نیز ممکن می کند.تحقق چنین شرایطی، بدون شک می تواند فضای مناسب برای ادامه حضور و نفوذ ایران در این دو کشور را فراهم آورد.