طهمورث غلامی/ کارشناس مسائل آمریکا

اگر پیش از آن تمامی روسای جمهور آمریکا قبل از رئیس جمهور شدن یا نظامی بودند و یا سابقه انجام کارها و مسئولیت های سیاسی را داشتند، دونالد ترامپ هیچ کدام از این سوابق را نداشت. ترامپ قبل از ریاست جمهوری، نه نظامی بود، نه فرماندار و نه سابقه نمایندگی کنگره آمریکا را در کارنامه خود داشت. پس ویژگی اول شخصیت ترامپ نداشتن تجربه سیاسی و نظامی است که از لوازم اصلی پست ریاست جمهوری در آمریکاست. این بی تحربگی سبب شده است که ترامپ از فهم پویایی سیاست در عرصه داخلی و خارجی عاجز باشد و بدین طریق برای جامعه آمریکا و دنیای بیرون هزینه ایجاد کند.

ویژگی دوم شخصیت ترامپ انتظار تبعیت و اطاعت، از همگان است. این خصلت ترامپ به ثروت افسانه ای او بازمی گردد. ترامپ به خاطر برخورداری از ثروت زیاد عادت داشته است با نگاهی از بالا به پایین صرفا دستور دهد و اطاعت زیردستان را انتظار داشته باشد. این خصلت شخصیتی شاید در عرصه فعالیت های خصوصی اثرگذار باشد اما در عرصه سیاست ورزی و دولت مداری جوابگو نیست. زیرا اقتضای سیاست ورزی، شنیدن نظرات مخالف و جمع کردن و کنار هم قرار دادن منافع متضاد است. این خصلت ترامپ موجب اختلاف و دعوای او با بروکراسی و نهادداری رسمی و غیررسمی آمریکا شده است. ترامپ انتظار دارد که هر آنچه که می گوید مورد قبول بوروکراسی آمریکا واقع شود در حالی که در این کشور، نهادها تابع نظرات کارشناسی و منافع سازمانی خود هستند. همین ویژگی ترامپ نیز سبب شده است که در موضوع برجام میان او و نهادهای دیگر آمریکا مانند وزارت خارجه، شورای امنیت ملی و وزارت دفاع اختلاف نظر بوجود آید. در حالی‌که نهادهای رسمی با پیروی از منافع سازمانی، نظرات کارشناسی و ملاحظات سیاسی، خواهان حفظ برجام هستند اما ترامپ صرفا براساس سلیقه شخصی خواهان حذف آن است و قادر به درک الزامات سیاسی داخلی و خارجی این کشور نیست. خصلت اطاعت طلبی از دیگران در وجود ترامپ موجب شده است که او دچار این تصور شود که به عنوان یک نخبه سیاسی و اقتصادی دارای درک بالاتر از دیگران در همه موضوعات است. بر این مبنا او این حق را به خود می دهد که کارهای دیگران را مورد قضاوت قرار دهد و به این نتیجه گیری برسد که عملکرد دیگران ضعیف بوده است. به این خاطر است که ترامپ رویکرد ٢۵ سال گذشته آمریکا در قبال کره شمالی را اشتباه می داند، توافق پاریس را اشتباه می داند، ناتو و نفتا را اشتباه می داند، برجام را اشتباه می داند و همه آنچه که جامعه بین الملل طی سال ها به آن رسیده است را غلط می پندارد و دنبال از بین بردن آنها است؛ بدون اینکه جایگزینی برای آن ارائه دهد. این خصلت ترامپ باعث شد وزیر خارجه آلمان اعلام کند که ترامپ به دنبال آن است که قوانین بین المللی را با قانون جنگل جایگزین کند.

نکته ای که در پایان باید به آن اشاره کرد این است که به خاطر جایگاهی که ایالات متحده آمریکا در ساختار قدرت و ثروت بین المللی دارد، سیاست ها و رفتارهای رئیس جمهور آن می تواند بر سرنوشت مردم سراسر دنیا و نه فقط آمریکا اثر بگذارد. در این باره باب کورکر، سناتور جمهوریخواه و رئیس کمیته روابط خارجی سنا به درستی گفته است که اظهارات و سیاست های ترامپ در تهدید کردن بی پروای دیگران می تواند سبب جنگ جهانی سوم شود. ترامپ به خاطر جایگاه جهانی آمریکا قادر است نظم و ثبات دنیا را با چالش مواجه کند و اینجاست که انتخابی که مردم آمریکا در نوامبر ٢٠١۶ انجام دادند، انتخابی بود که نتایج و پیامدهای آن صرفا محدود به جامعه داخلی آمریکا نیست بلکه دیگر کشورها و جوامع را نیز درگیر خود کرد. اگر ترامپ بتواند نظم و قواعد بین المللی را با چالش مواجه کند، می توان این نقد را به دموکراسی داشت که در مواردی شر و به ضرر جوامع است.