جدا از دیگر ویژگی‌های برجسته‌ طالبانی، همواره از تبحر و خردمندی وی در پیشبرد و تأمین منافع کردهای عراق در این شطرنج چند بُعدی سخن گفته می‌شد که در واقع اشاره‌ای استعاری به کوشش‌های او جهت جلوگیری از ورود اقلیم کردستان به مناقشات فلج کننده بود. به‌طور معمول در بازی شطرنج، فردی می‌تواند پیروزیِ حتمی را از آن خود سازد که پیش از انجام هر حرکت، واکنش‌ها و حرکت‌های بعدی را حدس بزند و براساس برداشت واقع‌گرایانه‌ای که از حرکت‌های آتی  دارد، راهبردها و تاکتیک‌های خود را  تدوین و تنظیم کند. این همان فرمولی است که در بسیاری دیگر از صحنه‌ها از جمله صحنه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جاری و ساری است و کاربردهای خاص خود را دارد؛ چنانکه تجربه نیز نشان داده است در این نوع صحنه‌ها، اقداماتی می‌تواند قرین موفقیت و زمینه‌ساز پیروزی باشد که با روشن‌بینی نسبت به آینده و درنظر گرفتن همه عوامل، تحقق هر یک از شرایط بعدی را لحاظ کند و متناسب با آن، مسیر پیش رو را انتخاب نماید. یعنی دقیقاً آن چیزی که در جریان برگزاری همه پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق، به طور شگفت انگیزی نادیده گرفته شد و مسعود  بارزانی به رغم هشدارهای داخلی و خارجی به آن هیچ توجهی نکرد.

شاید بزرگترین اشتباه بارزانی در این شطرنج پیچیده آن بود که وی تصور می‌کرد که در چارچوب گرایشات قومی و زبانی و زمینه سازی برای استقلال (همان جدایی و تجزیه خاک عراق) خواهد توانست منافع مردم اقلیم کردستان را تأمین کند و این همان دیدگاهی بود که مرحوم طالبانی، نه تنها از آن حذر می‌کرد، بلکه با روشن‌بینی، تحقق آن را غیرممکن می‌دانست. زیرا ازدیدگاه وی اصالت بخشیدن به گرایش‌های قومی و زبانی از یک سو به معنی بازگشت به قرون گذشته و دور شدن از یافته‌های جدید انسان برای برپایی واحدهای سیاسی بود و از سوی دیگر و به‌طور حتم، به قرار گرفتن کردهای عراق در حصاری خود ساخته می‌انجامید. چنانکه در این باره مرحوم طالبانی چند سال پیش گفته بود: «فرض کنیم که ما اعلام استقلال کردیم. عراق، ایران، سوریه و ترکیه نیازی ندارند که با ما جنگ کنند. اگر این کشورها مرزهایشان را ببندند و جلوی عبور و مرور ما را بگیرند، ما چگونه به زندگی ادامه دهیم؟».

بدین ترتیب این سیاستمدار کهنه‌کار کُرد، با خردمندی و دوراندیشی ناشی از سال‌ها تجربه حکومت‌داری، انتخاب هرگونه راهبردی را براساس استقلال اقلیم کردستان، نادرست می‌دانست و از این جهت، دیدگاه‌هایش، در قطب مخالف با دیدگاه‌های بارزانی قرار داشت؛ شخصی که امروز از وی به عنوان بازنده اصلی شطرنج کردستان عراق یاد می‌شود. بارزانی نتوانست و یا نخواست تا پیامدهای حرکت‌های غیرقانونی خود را که با دستاویز قرار دادن احساسات کردهای مظلوم عراق آغاز کرده بود، مورد ملاحظه قرار دهد و آنچه را که امروز بعد از برخورد یا مخالفت‌های شدید داخلی و خارجی با آن مواجه است، پیش بینی کند. لذا این خطای راهبردی بارزانی سبب اشتباهات فاحش بعدی وی شد، چنانکه بعد از سیطره دولت مرکزی عراق بر«کرکوک»، شرکای سیاسی خود در اقلیم کردستان عراق، همانند اتحادیه میهنی و نیروهای پیشمرگه را بی محابا و بدون رعایت موازین ضروری، به خیانت متهم کرد و با این اقدام خود بنیان تازه‌ای را برای گسترش دامنه‌ شکاف‌ها در بین اهالی اقلیم کردستان ایجاد کرد. اقدامی که مرحوم طالبانی در دوران حیات سیاسی‌اش به شدت از آن پرهیز می‌کرد و از عواقب خطرناک آن آگاه بود. در این حال، باید به خطای دیگر بارزانی هم اشاره کرد و آن چشم فروبستن بر مخالفت‌ها و اعتراضات جهانی بود که سوابق نامطلوبی از کردهای عراق را در سطوح بین المللی ایجاد کرد.

البته سخن گفتن در باره اینگونه خطاهای استراتژیک بارزانی، در صورتی دارای معانی متعارف است که از همسویی بسیار مشکوک وی با رژیم صهیونیستی سخن نگوییم و از نقشی که وی در اجرای توطئه‌های تجزیه طلبانه عملا ایفا کرد، چشم بپوشیم. حال آنکه در این ارتباط کارنامه وی یعنی همسویی خفت بار و خیانت آمیزش با رژیم صهیونیستی، به گونه‌ای است که می‌توان گفت قبل از آغاز ورود به شطرنج مورد اشاره، شکست خود را تأیید و گواهی این شکست را با دستان خود امضا کرده است. پیداست که بارزانی در این عرصه نیز مسیری کاملا متفاوت با طالبانی پیموده و خط مشی ضد صهیونیستی آن سیاستمدار با تجربه و برخوردهای دوستانه وی با مقامات عالی‌رتبه عراق، ترکیه و ایران را نادیده گرفته است. البته این موضوعی نیست که مردم اقلیم کردستان و دیگر سیاستمداران فهیم و آینده‌نگر این اقلیم بتوانند با آن موافق باشند و علیه آن و علیه شخص بارزانی به عنوان مُروّج این نوع نگاه، به مخالفت برنخیزند.