جدیدترین مطالب

چندقطبی‌گرایی به‌مثابه دکترین راهبردی: منطق شراکت روسیه و چین در بحبوحه یک بحران سلطه‌طلبی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط روسیه و چین صرفاً یک نزدیکی مصلحتی نیست؛ هرچند مصلحت نیز در آن نقش دارد. این روابط در واقع همگرایی چشم‌اندازهای بلندمدت درباره نحوه سازمان‌دهی نظام بین‌الملل است.»

تضعیف اعتبار آمریکا در پی تهدیدها و چرخش مواضع ترامپ برای دریافت عوارض در تنگه هرمز

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «تنها راه‌حل عملی برای بازگرداندن کشتیرانی در تنگه هرمز، رسیدن به یک توافق از طریق مذاکره‌ است؛ چشم‌اندازی که دستیابی به آن با خطر تشدید بیشتر درگیری نظامی، دشوارتر نیز شده است.»

نگاهی به ابعاد و چشم‌انداز تنش در روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تشدید تنش‌های لفظی و راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی اگرچه احتمال جنگ مستقیم را افزایش نداده؛ اما از شکل‌گیری نظمی تازه در رقابت‌های ژئوپلیتیکی غرب آسیا حکایت دارد.

وخامت اوضاع در تنگه هرمز و چشم‌انداز مبهم برای خروج آمریکا از آن

شورای راهبردی آنلاین-رصد: با گذشت چند ماه از آغاز جنگ آمریکا و ایران، و در حالی که آتش‌بسی که به سختی یک ماه دوام آورده بود، در حال فروپاشی است، دلیل چندانی ندارد که باور کنیم مسیر این درگیری به زودی تغییر خواهد کرد. بازارهای نفت و مصرف‌کنندگان باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده شوند و بپذیرند که اکنون «وضعیت عادی» خیالی متعلق به گذشته است.

موازنه در زنجیره گلوگاه‌ها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنش‌ها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشان‌دهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقه‌ای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب را به یکدیگر پیوند داده است.

نقش هوش مصنوعی در لجستیک مشترک ارتش چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «متخصصان برنامه‌ریزی نظامی در چین، چندین دهه است که لجستیک را عامل تعیین‌کننده در هرگونه عملیات علیه تایوان و در سراسر منطقه وسیع ایندوپاسیفیک در نظر گرفته‌اند. حفظ عملیات گسترده در سراسر تنگه تایوان مستلزم جابه‌جایی و تأمین نیروها تحت فشار شدید خواهد بود که این امر لجستیک را هم به یک آسیب‌پذیری حیاتی و هم به یک اولویت برای اصلاحات تبدیل می‌کند.»

Loading

أحدث المقالات

چندقطبی‌گرایی به‌مثابه دکترین راهبردی: منطق شراکت روسیه و چین در بحبوحه یک بحران سلطه‌طلبی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط روسیه و چین صرفاً یک نزدیکی مصلحتی نیست؛ هرچند مصلحت نیز در آن نقش دارد. این روابط در واقع همگرایی چشم‌اندازهای بلندمدت درباره نحوه سازمان‌دهی نظام بین‌الملل است.»

تضعیف اعتبار آمریکا در پی تهدیدها و چرخش مواضع ترامپ برای دریافت عوارض در تنگه هرمز

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «تنها راه‌حل عملی برای بازگرداندن کشتیرانی در تنگه هرمز، رسیدن به یک توافق از طریق مذاکره‌ است؛ چشم‌اندازی که دستیابی به آن با خطر تشدید بیشتر درگیری نظامی، دشوارتر نیز شده است.»

نگاهی به ابعاد و چشم‌انداز تنش در روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تشدید تنش‌های لفظی و راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی اگرچه احتمال جنگ مستقیم را افزایش نداده؛ اما از شکل‌گیری نظمی تازه در رقابت‌های ژئوپلیتیکی غرب آسیا حکایت دارد.

وخامت اوضاع در تنگه هرمز و چشم‌انداز مبهم برای خروج آمریکا از آن

شورای راهبردی آنلاین-رصد: با گذشت چند ماه از آغاز جنگ آمریکا و ایران، و در حالی که آتش‌بسی که به سختی یک ماه دوام آورده بود، در حال فروپاشی است، دلیل چندانی ندارد که باور کنیم مسیر این درگیری به زودی تغییر خواهد کرد. بازارهای نفت و مصرف‌کنندگان باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده شوند و بپذیرند که اکنون «وضعیت عادی» خیالی متعلق به گذشته است.

موازنه در زنجیره گلوگاه‌ها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنش‌ها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشان‌دهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقه‌ای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب را به یکدیگر پیوند داده است.

نقش هوش مصنوعی در لجستیک مشترک ارتش چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «متخصصان برنامه‌ریزی نظامی در چین، چندین دهه است که لجستیک را عامل تعیین‌کننده در هرگونه عملیات علیه تایوان و در سراسر منطقه وسیع ایندوپاسیفیک در نظر گرفته‌اند. حفظ عملیات گسترده در سراسر تنگه تایوان مستلزم جابه‌جایی و تأمین نیروها تحت فشار شدید خواهد بود که این امر لجستیک را هم به یک آسیب‌پذیری حیاتی و هم به یک اولویت برای اصلاحات تبدیل می‌کند.»

Loading

طرح ۴ ماده‌ای شی جین پینگ برای غرب آسیا و خلیج فارس

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: طرح چهار ماده‌ای اعلامی شی جین‌پینگ، رئیس جمهور چین را می‌توان یک چارچوب راهبردی جدید برای «صلح و ثبات در غرب آسیا و منطقه خلیج فارس» توصیف کرد.

حامد وفایی- استاد مطالعات چین دانشگاه تهران

این طرح را که همزمان با تجاوز اخیر آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران و تنش‌های اخیر در تنگه هرمز ارائه شده است، باید جدیدترین چارچوب اعلامی پکن برای نقش‌آفرینی در این فضای حساس، شکننده و پیچیده توصیف کرد.

بر اساس مواضع اخیر رئیس جمهور چین، چهار پایه اصلی این طرح عبارتند از

۱. پایبندی به اصل همزیستی مسالمت‌آمیز و ضرورت ساخت یک «معماری امنیتی مشترک، جامع، مشارکتی و پایدار» برای غرب آسیا و خلیج فارس.

۲. پایبندی به اصل حاکمیت ملی با احترام کامل به حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی کشورهای منطقه و حفاظت از ایمنی پرسنل، تأسیسات و نهادهای غیرنظامی همه کشورها.

۳. پایبندی به اصل حاکمیت قوانین بین‌المللی با هدف حفظ اقتدار حقوق بین‌الملل جهت جلوگیری از بازگشت جهان به «قانون جنگل» و

۴. هماهنگی دو امر «توسعه و امنیت» با هدف ایجاد محیطی مساعد برای توسعه کشورهای منطقه و پیوند دو مقوله امنیت و توسعه.

این طرح را می‌توان بخش مهمی از راهبرد «دیپلماسی و ابتکار امنیت جهانی» چین در دوران چندقطبی شدن نظام بین الملل توصیف کرد که ابعاد کلیدی آن عبارتند از مخالفت با سلطه و یکجانبه‌گرایی؛ امری که در بند سوم با اشاره‌ای صریح به عبارت «قانون جنگل» مستقیماً به سیاست‌های جاری آمریکا از جمله محاصره دریایی بنادر ایران، حملات مشترک با رژیم اسرائیل و نقض مکرر آتش‌بس از سوی واشنگتن و تل آویو اشاره دارد.

پکن معتقد است که غرب به‌ویژه آمریکا با زور و تحریم، جهان را به دوران «جنگل» بازگردانده‌ است؛ این در حالی است که چین «راه صلح‌آمیز توسعه» را به جهانیان پیشنهاد می‌کند. این مفاهیم از جمله کلیدواژه های موسوم به «خصوصیات چینی» در دیپلماسی شی یا «شیپلماسی» است که در کنار اصولی چون رفتار غیرمداخله‌جویانه، توسعه‌‌محور و ضد یکجانبه‌گرایی معنی می‌یابد.

شی در واقع با این زبان، کشورش را به‌عنوان «یک بازیگر بزرگ مسئولیت‌پذیر» و مدافع «چندجانبه‌گرایی» در نظام آشفته بین الملل معرفی می‌کند و به‌طور ضمنی اعلام می‌‌دارد که نظم لیبرال غربی با محوریت آمریکا شکست خورده است. یادآوری این نکته نیز‌ ضروری است که این دقیقاً همان زبانی است که پکن در جریان جنگ اوکراین و بحران غزه نیز به کار برده بود.

بعد دیگر این طرح، بعد امنیتی و طرح معماری جدید در این حوزه است که در بند نخست با طرح اصولی که می‌توان آن را تکرار بخش‌هایی از «ابتکار امنیت جهانی» شی جین‌پینگ توصیف نمود، بیان شده است. در این رابطه، چین به‌ جای اتحادهای نظامی و چارچوب‌هایی چون ناتو یا محور «آمریکا-اسرائیل-اعراب» بر معماری «مشترک، جامع، مشارکتی و پایدار در منطقه» متمرکز می‌شود. نکته مهم آنکه این معماری، «غیرآمریکایی» است. این چارچوب همان مفهومی است که چین در سال ۲۰۲۳ با میانجی‌گری بین تهران-ریاض آن را به معرض نمایش گذاشته بود.

بُعد دیگر این طرح، بعد حاکمیتی و اصل عدم مداخله است که در بند دوم، به بازطرح موضع کلاسیک چین در مواجهه با رویکرد آمریکای ترامپ در مواردی چون «تغییر رژیم» یا «محاصره» می پردازد. این بند از پیشنهاد شی، مستقیما از حق ایران برای دفاع از تمامیت ارضی و آبراه‌های خود از جمله تنگه هرمز دفاع می‌کند و محاصره آمریکا را اقدامی غیرقانونی جلوه می‌دهد. البته باید در نظر داشت تاکید چین بر‌ تمامیت ارضی و‌ حاکمیت ملی، تحفظ خود را در قبال اقدامات احتمالی تهران در پاسخ به تجاوزات دشمن‌ از خاک این کشورها را نیز مدنظر دارد.

دیگر بعد این طرح، بعد اقتصادی-توسعه‌ای آن است که به عنوان یکی از اصول اساسی سیاست خارجی کشور چین و به عنوان قلب تپنده دیپلماسی چینی (شیپلماسی) قابل تفسیر است. مفاهیم مدنظر شی جین پینگ در این بند را باید در محتوای «ابتکار توسعه جهانی» او جستجو نمود. ابتکاری که با تصریح بر «سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی در عصر جدید» تاکید می‌کند که چین دیگر یک «قدرت در حال ظهور» نیست، بلکه به مثابه یک «قدرت بزرگ مسئول» بدون اعزام سرباز یا ارسال سلاح، از طریق اقتصاد و دیپلماسی، به ایجاد ثبات می‌پردازد.

در مجموع می‌توان این طرح را نه یک پیشنهاد تاکتیکی موقت، بلکه یک چارچوب راهبردی بلندمدت برای «غرب آسیای پساآمریکایی» توصیف نمود. می‌توان گفت که شی جین پینگ با این ابتکار، سعی دارد چین را به‌عنوان یک «قدرت بزرگ بی‌طرف فرامنطقه‌ای» و به عبارتی یک «وزنه تعادل» که هم با ایران رابطه راهبردی دارد، هم با اعراب خلیج فارس شراکت جامع دارد و هم با رژیم اسرائیل روابط اقتصادی، معرفی کند.

در این میان، کارت تنگه هرمز این فرصت طلایی را برای تهران ایجاد کرده که در عین پایبندی به منافع ملی و سه اصل عزت، حکمت و مصلحت به ارتقای سطح مناسباتش با چین به عنوان قدرت جهانی از فضای معمول و سنتی یک دهه گذشته به سطح «وزنه تعادل» بپردازد.

با توجه به طرح چهاربندی شی جین پینگ، می‌توان ظرفیت چین برای نقش‌آفرینی در این بحران را افزایش داد، اما تا میان‌مدت به ابزارهای نرم و اقتصادی ارزیابی محدود نمود. در عین حال، با توجه به واقعیات سیاست‌ورزی در چین تحت رهبری شی جین پینگ، درک این مطلب ضروری است که با عنایت به اهداف و چارجوب‌های مورد نظر حزب کمونیست چین، میانجی‌گری‌ احتمالی پکن در این بحران عمدتا «تسهیل‌کننده» و نه از نوع «ضامن» خواهد بود، این امر به وضوح ریشه در «واقع‌گرایی چینی» و اصل «دوستی بدون اتحاد» دارد.

در نهایت می‌توان این طرح را نشانه‌ای از سطح جدیدی از تلاش یک قطب بزرگ برآمده در نظام بین‌الملل برای بهره‌گیری از فضای موجود جهت گذار قطعی غرب آسیا از «نظم آمریکایی» به «نظم چندقطبی» توصیف کرد که در آن چین می‌تواند محوریتی بی‌سابقه داشته باشد.

تحقق این نظم جدید در وهله نخست منوط به پذیرش بازیگران منطقه‌ای و در مرحله بعد مستلزم حرکت پکن از فاز احتیاط به حوزه‌های جدید است. پذیرش هوشمند این فضا برای ایران، علاوه بر ارتقای سطح تعاملات تهران – پکن می‌تواند به تسهیل امر بازسازی اقتصادی کشور پس از جنگ و کاهش نسبی تهدیدات وجودی جاری بینجامد، اما طبعا موفقیت نهایی چنین‌ نظمی بستگی به این دارد که تهران و پکن بتوانند این چارچوب را به یک «معامله بزرگ» تبدیل کنند یا خیر.

بنابراین طرح شی را می‌توان نوعی تجلی «دیپلماسی صبر چینی» در بحران هرمز با ریشه‌های کاملاً چینی از جمله نقش‌آفرینی غیرنظامی، غیرمداخله‌جویانه و توسعه‌محور و تنظیم تحرکی متوازن (از منظر چینی) بین ایران به عنوان یک شریک ضدآمریکایی و اعراب به مثابه شرکای اقتصادی دانست که در پی تضعیف هژمونی آمریکایی بدون درگیری مستقیم برآمده است.
در چنین فضایی جمهوری اسلامی ایران باید چند اصل اساسی را مورد توجه قرار دهد: نخست اینکه پکن «دوست» است، اما جهان را با عینک «چینی» می‌بیند و از منظر منافع چین فکر می‌کند؛ این یعنی اول اقتصاد، بعد امنیت و در نهایت صبر راهبردی.

تهران باید توجه داشته باشد که طرح شی یک پنجره فرصت است، نه تضمین و اگر تهران آن را با نگاه واقع‌بینانه و درک نظرگاه چینی به تحولات امروز و فردای جهان بررسی و تحلیل کند، می‌تواند از اهرم اقتصادی چینی برای کاهش فشارها و متعادل‌سازی شرایط پیچیده کنونی استفاده کند.

0 Comments