کوروش فخر طاولی – کارشناس مسائل آفریقا

صادق المهدی رهبر مهم ترین حزب مخالف سودان که آخرین نخست وزیر انتخابی به صورت دموکراتیک این کشور نیز محسوب می شود، وقتی با وجود سرنگونی عمر البشیر و تشکیل شورای نظامی و آغاز روند انتقال قدرت به غیر نظامیان،  تحصن مردم در برابر مقر ارتش در خارطوم بازهم  ادامه پیدا کرد،  در اظهار نظری هشدار داد که مردم معترض مراقب باشند صبر نظامیان لبریز نشود و نیروهای تاریکی، مستاصل از فشار روزافزون مردم معترض برای خروج کامل از میدان، راه خشونت را در پیش نگیرند. در نگاه نخست شاید بتوان گفت این رهبر سیاسی هشتاد و سه ساله سودانی که اتفاقا با کودتای عمر البشیر در سال 1989 از قدرت ساقط شد و بارها نیز به تبعید و حبس رفت و در آخرین بازگشت اش به کشور در دسامبر گذشته از موج برخاسته اعتراضات مردمی در پی سه برابر شدن قیمت نان دفاع کرد و به آن پیوست، با این سخنان صلاح مردم را پی جویی می کند و می کوشد به گونه ای سیاستمدارانه اوضاع را به سوی وضعیت مطلوب هدایت کند. اما اگر بدانیم که این سیاستمدار کارکشته قبل از تحولات اخیر روابطش را با ریاض و ابوظبی به سامان و به نوعی وفاداری اش را به آنها اعلام کرده است، آنوقت شاید تلاش پشت پرده این پدرخوانده های منطقه ای برای هدایت روند اوضاع در سودان محسوس تر شود.

واقعیت این است که امارات و عربستان به هر گونه تغییر و بی ثباتی سیاسی و اجتماعی در کشورهای حوزه عربی – آفریقایی حساسیت دارند و همواره خواستار حفظ وضعیت موجود هستند. اما این بار درباره سودان، آنها قطعا با درس گرفتن از قیام های سال 2011، به مخالفت صرف با تغییرات اکتفا نکرده اند، بلکه تلاش می کنند انتقال قدرت را طوری هدایت کنند که منافع خودشان حفظ و صیانت شود.

عربستان و امارات عربی متحده با واسطه صادق المهدی یا بدون آن، تحت هیچ شرایطی نمی توانند به عواقب و نتایج قیام مردمی بر منافع شان در منطقه بی توجه باشند. آنها یک بار وقتی نتوانستند تحولات سال 2011 در مصر را مدیریت کنند، شاهد روی کار آمدن دولت اخوان المسلمین محمد مرسی در این کشور شدند؛ گواینکه در ادامه با همکاری آمریکا و موساد و ارتش مصر، و البته در سایه بی تدبیری محمد مرسی، ارتش را در قامت عبدالفتاح سیسی در مصر به حاکمیت رساندند؛ آنها از هر آنچه که ثبات منطقه ای را دگرگون سازد و مخصوصا آن را به سمت موازنه ای ضد آنها هدایت نماید، بیمناکند. بر این اساس طرح مطلوب آنها در سودان نیز حاکمیت نظامیان با پوسته دموکراسی است. به این ترتیب آنها می توانند با ابزار مالی، کنترل شان را بر خارطوم حفظ و منافع خودشان را حفظ کنند.

امارات و مخصوصا عربستان دلایل راهبردی معتبری برای اینکه از شکل گیری حکومت مردم سالار در سودان جلوگیری کنند، پیش روی خودشان می بینند. علاوه بر آن زمینه های لازم نیز برای پیشبرد راهبردشان فراهم است و با تجربه ای که از مصر و یمن دارند، این بار با پیش بینی اوضاع، برای تاثیر گذاری بر تحولات سودان برنامه ریزی و اقدام می کنند. ریاض قبلا با میزبانی کردن از حدود 25000 نیروی نظامی سودانی در جنگ نسل کشانه اش در یمن، روابطی تنگاتنگ با سودان بشیر برقرار کرده بود و اتفاقا همین ژنرال برهان رئیس فعلی شورای نظامی هدایت نظامیان سودانی پیوسته به ائتلاف عربستان را به عهده داشته است. بر این اساس معلوم است که حمایت ریاض از حاکمیت نظامی در سودان در وهله نخست تضمین کننده ادامه حضور نظامیان سودانی در جنگ یمن خواهد بود، کما اینکه این شورا اعلام کرد که ماموریت نظامیان سودانی در کنار عربستان در یمن ادامه خواهد یافت. روی کار آمدن هر حکومت مردم سالار غیرنظامی در خارطوم، می تواند در این روند خلل ایجاد کند. تصاویر ویرانی و نسل کشی مردم بی دفاع یمن، مردم سودان را مانند هر مرد و زن آزاده دیگری در جهان به خشم می آورد و این روزها که ارتش گام به گام در برابر خواست مردم دایر بر انتقال فوری قدرت به غیرنظامیان عقب می نشیند، حاکمان ریاض و ابوظبی ترس و نگرانی شان از بابت از دست دادن کنترل اوضاع در سودان بیشتر می شود. طبیعی است اگر نظامیان در قبای دموکراسی در سودان حاکم شوند، برای آنها بهتر است. در همین راستا، ریاض و ابوظبی کمک مالی سه میلیارد دلاری به سودان تحت هدایت شورای نظامی وعده داده اند. پیشاپیش نیز هر کدام 250 میلیون دلار به خزانه خالی بانک مرکزی کشور واریز کرده اند تا دست کم در آغاز تحولات جدید در این کشور کلیدی هم مرز از طریق دریای سرخ، ابتکار عمل را در آن از دست ندهند. قرار است بخش قابل ملاحظه ای از این کمک – بالغ بر دومیلیارد دلار- صرف تامین مالی مایحتاج غذایی، دارو و انرژی شود.  در مقابل مردم و معترضان در خارطوم، در شعارهایشان هوشمندانه این کمک را رد کرده اند؛ آنها نیز تجربه مصر را پیش رو دارند و البته جوانان سودانی و تحصیل کرده های از خارج برگشته و به انقلاب پیوسته، به عنوان موتور محرکه انقلاب سودان از طریق شبکه های اجتماعی درس های دوستان مصری شان درباره نحوه تعامل و ضد تعامل با ارتش را مرور می کنند.

عربستان و امارات در هر صورت تلاش می کنند روند تحولات در سودان را تحت کنترل داشته باشند. بر این اساس در صورتی که امکان حضور پررنگ نظامیان در قدرت اعم از دوره انتقالی و بعد از آن میسر نشد، آنها قاعدتا می کوشند خودشان را در کنار حاکمیت انتقالی با اکثریت غیرنظامی قرار دهند؛ شرایطی که با توجه به تحولات سریع این روزهای سودان اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. بعد از تظاهرات بزرگ پنجشنبه گذشته، نظامیان چاره ای جز تن دادن به خواسته های تشکل های مدنی و در راس آن اتحادیه اصناف سودان که پیشنهاد وضع قانون اساسی موقت، داده است، ندارند. روند اوضاع حتی در روزهای آینده با اضافه شدن چادرهای تحصن مردمان رنج کشیده شهرستان های سودان در برابر مقر ارتش و اطلاعات در خارطوم، ممکن است تسریع شود- شهرستانی هایی که از مناطق دارفور و کوردوفان، که همواره به دست نظامیان سرکوب شده اند، آمده اند-. بر این اساس اگر واکنش ناگهانی خشونت بار از سوی بخشی از ارتش و وفاداران به نظام البشیر رخ ندهد- آنچنانکه صادق المهدی به نوعی درباره آن هشدار داده است-، انتقال قدرت به حاکمیتی با اکثریت غیرنظامی در سودان، امری کاملا قابل پیش بینی است. در آن زمان، وقتی مردم از کف خیابان ها به اداره امور کشور می رسند، قطعا عربستان و امارات می توانند نقشی برای ایفا کردن داشته باشند؛ چرا که در هر صورت برای اداره کشور به منابع مالی نیاز است و دو کشور پولدار منطقه ای پیش از این با اعلام اینکه می خواهند ” در کنار مردم” باشند، مجبور خواهند بود به اولویت دوم شان یعنی جلوگیری از بروز هرج و مرج در سودان که می تواند به خارج از مرزها مخصوصا به داخل مرزهای عربستان سرایت کند، جلوگیری نمایند.

حکومت همراه برای ریاض و ابوظبی، قبل از هر چیز حکومت نظامیان در سودان است. اگر چنین نشد، حکومت با ظاهر دموکراتیک و رئیس جمهور اقتدارگرا –مانند مصر- در اولویت قرار می گیرد. این دو کشور قطعا تمایل ندارند حاکمیت هایی مبتنی بر رای مردم در سودان یا هر کشور دیگری در منطقه روی کار بیاید. افکار عمومی در این کشورها به ویژه جوانان و بالاخص در عربستان، بیش از هر زمانی دیگری مطالبه گر هستند و ماجراجویی های محمد بن سلمان در عرصه منطقه ای مانند آنچه در یمن مشاهده می کنیم، و نوع تعامل ” ارباب و رعیتی” وی با دونالد ترامپ، پیشاپیش نسل جوان و تحصیل کرده را در عربستان حساس کرده است. از سوی دیگر عربستان و امارات در موضوعات دیگری مانند منافع مصر در پرونده آب نیل، به کمک سودان نیاز دارند؛ سودان و مصر و اتیوپی سه ضلع اصلی ماجرای حقابه نیل هستند که به نوعی ضامن امنیت غذایی مصر و کشورهای منطقه است. عربستان و امارات، تاکنون با کمک های نفتی بی دریغ تلاش کردند پول خون نظامیان سودانی را در جنگ یمن بپردازند؛ از این پس تلاش می کنند با روی کارآوردن حکومتی نزدیک به خود و ترجیحا با ترکیب نظامی، حوزه نفوذ شان در شمال آفریقا را حفظ کنند.