جعفر قنادباشی/ کارشناس مسائل خاورمیانه

تصمیماتی که از یک سو مبتنی بر راهبرد کلی وخیالپردازانه ائتلاف عربستانی و اماراتی به منظور دستیابی سریع‌تر به پایتخت(صنعا) و سیطره برآن است و از سوی دیگر تصمیماتی است که با توجه به شرایط سیاسی کنونی، امتیازخواهی در مذاکرات صلح را هدف خود قرار داده است.

ائتلاف عربستانی و اماراتی از پنج ماه پیش تاکنون، بارها و بارها  شانس خود را برای اشغال شهر بسیار استراتژیک الحدیده و تسلط بر راه های مواصلاتی این شهر بندری و صنعا  آزموده است تا شاید از این طریق بتواند، رویای سه سال ونیم گذشته اش را برای سیطره بر پایتخت یمن محقق سازد، ولی اینک به علت رویایی با مقاومت بی نظیر مردم یمن، تنها در صدد است تا با دستیابی به برخی از موفقیت‌های مقطعی و محدود نظامی، شرایط را برای شرکت در مذاکرات صلح لندن یا به عبارت دیگر، پایان بخشیدن آبرومندانه به جنگ سه سال ونیمه یمن فراهم سازد. البته طبیعی است که به موازات نبردهای سنگین در اطراف الحدیده، عملیات روانی و جنگ تبلیغاتی پرحجمی نیز در دستور کار سران ریاض و ابوظبی قرار داشته باشد و رسانه‌های بسیاری در منطقه و همچنین در سطح بین‌الملل به منظور برجسته‌سازی موفقیت‌های مقطعی این عملیات، به کارگرفته شوند. چنانکه طی روزهای اخیر این رسانه‌ها به دفعات متعدد از سقوط کامل الحدیده و شکست نیروهای یمنی سخن گفته و تصاویر و ویدئوهای متعددی را در این باره انتشار داده‌اند. این در حالی است که بنا به تجارب سه سال و نیم گذشته، در بحبوحه درگیری های شدید نظامی، قضاوت در مورد موفقیت یا عدم موفقیت نیروهای مسلح متجاوز بسیار دشوار و با توجه به تاکتیک‌های نظامی به کار گرفته شده از سوی نیروهای یمنی غیرممکن به نظر می‌رسد. چنانکه در چند روز گذشته، برخی از مناطق استراتژیک در اطراف الحدیده برای ساعاتی در اختیار نیروهای عربستان و امارات قرار گرفتند و در ساعات بعد و با عقب‌نشینی این نیروها، این مراکز استراتژیک و مهم به تصرف نیروهای جنبش انصارالله و نیروهای مردمی یمن در آمدند. روشن است که ائتلاف عربستان و امارات برای حضور در هر نوع مذاکره‌ای نیاز شدیدی به پیروزی‌های میدانی دارند و ناگزیر درصدد هستند تا در مهلت باقی‌مانده تا زمان مذاکرات در ماه دسامبر موفقیت‌هایی را ولو محدود کسب کنند. این در حالی است که مجموع شرایط منطقه‌ای و جهانی، حامیان غربی عربستان و امارات را نیز بر آن داشته تا بر خلاف سیاست های قبلی خود و بصورت رسمی بر ضرورت پایان جنگ یمن تأکید کنند و در عرصه عمل نیز  بکوشند تا به هر صورت که شده زمینه‌های خاتمه این نبرد را که پیامدهای آن متوجه منافع آمریکا و اروپا شده فراهم کنند . مروری بر اعتراضات جهانی روزهای اخیر در خصوص فروش تسلیحات غربی به امارات وعربستان و همچنین نگاهی به امواج مخالفت های جهانی با ادامه کشتارغیرنظامیان دریمن، علل درخواست های دولت های غربی برای پایان جنگ را بخوبی تشریح می کند.

با این همه باید به دو عامل مهم دیگر نیز در این عرصه توجه کرد: عامل نخست از راهبرد کلی دنیای غرب در مواجهه با جنگ های منطقه ای نشئت می گیرد و آن اینست که غرب می کوشد تا در این نوع جنگ ها، مخالفان غرب و طرفداران مردمسالاری، پیروز نشوند؛ حال آنکه در عرصه نبردجاری دریمن، جنبش انصارالله در آستانه پیروزی قرار گرفته و ازاین لحاظ زنگ های خطر را در دنیای غرب به صدا درآورده است.

و اما عامل دوم،  ماجرای رسوای قتل خاشقچی است که از سوی دیگر، غرب را در پایان دادن به جنگ یمن دچار دستپاچگی کرده و به کوشش های جاری برای برگزاری مذاکرات صلح یمن جدّیت بخشیده است.

البته باید توجه داشت که در این شرایط، مذاکرات صلحی مشروعیت خواهد داشت که میان طرف های یمنی برگزار شود و مذاکره با حکومت های متجاوز نمی تواند مشروعیت لازم را پیدا کند؛ ولذا ائتلاف عربستانی واماراتی از این لحاظ یعنی یافتن طرف قابل قبولی برای مذاکره با جنبش انصارا… نیز دچار مشکلی جدّی است.