علیرغم حملات موفق روسیه در چندماه ابتدایی جنگ، تجهیز مداوم و پرشدت اوکراین از سوی غرب سبب تغییر در موازنه جنگ گردیده است. نتیجه چنین تغییری برای هر فردی که اخبار جنگ را پیگیری می‌کند، قابل رویت است. هم‌‌اکنون ارتش روسیه به تدریج شرایط فرسایشی را تجربه می‌نماید. در مقابل، اوکراین در حال بازستاندن سرزمین‌هایی است که می‌تواند روحیه سربازان، ملت و حتی مردم اروپای غربی را افزایش بدهد. هرچند آنچه میدان جنگ آفریده، تنها محدود به عملیات‌ و پیروزی و شکست درون آنان نبوده و بخش قابل توجهی از ماحصل اخیر جنگ، مربوط به طرح اتهامات است. عرصه نزاع مسکو و کیف در این یک یا دو ماه به نسبت گذشته، موج طویل‌تری از اتهامات دو طرف علیه یکدیگر را خلق کرده است. اتهاماتی که چه درست و چه به اشتباه، با هدف اقناع و جهت بخشیدن به افکار عمومی داخلی و جهانی منازعه، تحت فشار قراردادن یا دخیل نمودن هرچه بیشتر دولت‌های ثالث در جنگ است. در نهایت باید پذیرفت که فارغ از نتیجه این سیاست متقارن از جانب روسیه و اوکراین، نتیجه اتهامات مطرح شده در جنگ، افزایش خشونت‌هاست.

رئیس‌جمهور زلنسکی از ابتدای جنگ و به طور پیوسته، مسکو را با اتهامات مختلفی روبرو می‌سازد. می‌توان کشف گورهای دسته‌جمعی اوکراینی‌ها و حمله به مناطق غیرنظامی را به عنوان سنتی‌ترین و ادعای استفاده روسیه از پهپادهای ایرانی و همچنین بکارگیری نیروهای ویژه سابق افغانی را جدیدترین اتهامات زلینسکی علیه روسیه قلمداد کرد.

در مقابل روسیه نیز تغییر رویه داده است؛ روس‌ها نیز اتهامات متفاوتی را به طرف غربی وارد می‌سازند. اتهام جنایت جنگی به نیروهای اوکراینی و فرماندهان آنان و همچنین درخواست برگزاری دادگاه بین‌المللی با حمایت بولیوی، ایران و سوریه، اتهام به انگلیس در انفجار مرتبط با خط ‌لوله نورد استریم و مسموم کردن سربازان خودی بخش عمده‌ای از فعالیت مسکو در جبهه ” اتهام بزن و انکار کن” را تشکیل می‌دهند.

شکی وجود ندارد که اصالت‌سنجی این اتهامات حائز اهمیت بسیاری است. اما به طور قطع افکار عمومی برداشت قابل قبول خود را از منابع متبوعشان خواهند داشت و پس از آن دولت‌های خود را تحت فشار قرار می‌دهند. اینجاست که طرفین درگیر در جنگ سعی می‌کنند از طریق روایت‌هایشان، اهداف خود را اجرایی نمایند.

همانطور که ذکر شد، تکلیف رئیس‌جمهور زلنسکی مشخص است. اتهامات از سوی وی وارد می‌شوند تا تصویر جنگ همچنان در دنیا به نمایش درآید و با تاثیر پذیرفتن افکار عمومی، دولت‌ها نیز به طبع آن تحت تاثیر قرار گرفته و حمایت بیشتری از کیف به عمل آورند. زلنسکی از این موضوع نتیجه گرفته است و به یاد می‌آورد چگونه حمایت سلبریتی‌ها و رسانه‌ها، افکار عمومی جهان را آن چنان جریحه دار نمود که حتی محافظه‌کار ترین دول اروپای غربی نیز مجبور به حمایت از اوکراین شدند.

حالا که بنا بر گزارش برخی رسانه‌ها، بایدن از قدرنشناسی و درخواست کمک‌های بیشتر زلنسکی از کوره در می‌رود و درحالیکه کیف می‌داند حمایت کنگره بخصوص جمهوری‌خواهان از پشتیبانی اوکراین به تدریج در حال رنگ باختن است، تمرکز بیشتر و مجدد بر روی افکار عمومی می‌تواند تا حدی راهگشا باشد.

در مقابل رئیس‌جمهور پوتین تحت فشار نتایج اخیر روسیه در میدان نبرد قرار دارد. برخی از اتهامات روسیه تا حدی در جهت تاثیربخشیدن بر افکار عمومی داخلی این کشور ارائه می‌شوند. به طور مثال لاوروف وزیر خارجه این کشور، ایالات متحده را به اتخاذ رویکرد هیتلری و نژادپرستانه علیه مردم روسیه متهم نموده است. در کنار مصارف داخلی اما، برخی از اتهامات نیز رابطه مستقیم با شکست‌های اخیر مسکو در ماه گذشته دارند.

به احتمال بسیار زیاد، کرملین شدت جنگ را از هر طریقی افزایش خواهد داد تا موازنه قوا در جنگ را بار دیگر به نفع روسیه تغییر بدهد.  به همین سبب است که با متهم نمودن طرف مقابل به انواع جنایات جنگی، گلوله‌باران غیرنظامیان، استفاده از بمب‌های کثیف، افکار عمومی را پذیرای شدت جنگ خواهد کرد.

در نهایت متهم نمودن یکدیگر به موارد بی‌پایان در یک جنگ فراگیر عجیب به نظر نمی‌رسد. آنچه باید روشن شود حقیقت این اتهامات است که می‌تواند منجر به  مسئولیت‌های حقوقی و انسانی برای طرفین باشد اما آنچه باید مورد بررسی دقیق قرار بگیرد، اهداف پیدا و پنهان فعلی و آتی طرفین در این رزم افتراست. باید توجه داشت که گسترش خشونت و دامنه جنگ و تلفات نظامیان و غیرنظامیان در یک کارزار انکار، اتهام متقابل و رفع مسئولیت امری محتمل خواهد بود.